در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خاندان لاجوردیها یکی از این کارآفرینان اقتصادی بودند که در سه نسل تاثیرات شگرفی بر اقتصاد ایران نهادند. لاجوردیها به طور نسبی هر سه ضلع این بزرگی را داشتند: در خانواده تاجرزاده با بزرگی به دنیا آمدند؛ دستاوردهای بزرگی داشتند؛ از فرصتها به خوبی استفاده کردند؛ و به مثابه یکی از رهبران اقتصادی بخش خصوصی درآمدند.
خانواده لاجوردی فعالیت اقتصای خود را از سال 1270 شمسی با فعالیتهای حاجسیدمحمد لاجوردیان و برادرش شروع کرد. این فعالیتها توسط حاجسیدمحمود لاجوردی از نسل دوم و سایر اعضای خانواده تا سال 1357 ادامه یافت. لاجوردیها که تا سالهای اوایل 1950 میلادی (1330 شمسی) در بخش تجاری بیشتر فعال بودند آینده توسعه اقتصاد را در بخش صنعت دیدند و لذا به توسعه فعالیتهای صنعتی پرداختند. لاجوردیها در بسیاری زمینهها جزء پایه گذاران بخش خصوصی مدرن در ایران بودند. آنها اولین شرکت خصوصی کامپیوتری ایران را بعد از شرکت ملی نفت ایران تاسیس کردند که با داشتن بیش از 250 پردازنده مرکزی نظام پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان و کارگران، حسابداری و هزینههای سرمایهگذاری را با محاسبات کامپیوتری انجام داد. لاجوردیها اولین شرکت خصوصی بودند که بیمه درمانی خصوصی برای کارکنان خود راهاندازی کردند، تا آنها بتوانند از خدمات موسسات خصوصی درمانی و بهداشتی (چون تهران کلینیک و بیمارستان شهرام) استفاده کنند.
به واقع نسل اول لاجوردیها بنیانی برپا گذاشتند که بعدها برای صنعت ایران الگوی یک نماد شد. سیدمحمد لاجوردیان بازرگانی بود که زندگی را از صفر آغاز کرد. وی بسیار فعال بود و حتی جمعهها نیز کار میکرد. اهل تفریح حتی با دوستان نبود. یگانه سرگرمیاش کشیدن قلیان بود. تمام ویژگیهای یک بازرگان خوب را داشت. بنابراین توانسته بود در قلوب مشتریان تاثیر بگذارد. با این که به سبک امروز درس نخوانده بود ولی مردی پرتجربه و اهل کار و کوشش بود. فعالیتش در تهران به نام <تجارتخانه سیدمحمد لاجوردیان و پسران> بود. حجره تهران به سرپرستی سیدمحمود اداره میشد که در سال 1314 هـ ش هر یک، فعالیت خود را به صورت مستقل ادامه دادند. (39)
نماد نسل دوم لاجوردیها سیدمحمود لاجوردی بود که در شانزده سالگی (1290 هـ . ش) به انگیزه تحصیل به تهران آمد. ناامنی کاشان و تسلط مکرر راهزنان او را ترغیب نموده بود که به تهران برود تا از محیط آشفته خود را برهاند و در محیطی بزرگ تر و امنتر به کار بپردازد. تا 16 سالگی با بسیاری از کارهای بازرگانی در مقیاس کوچک آشنا شده بود. طی چندین سال شاگردی در کنار پدر تحربهها آموخته بود. در تهران در خانه ابوالقاسم، نماینده پدر اقامت کرد. تمام سرمایه شخصیاش 60 تومان بود. آن ایام حجره تهران، تنها 2 فصل بهار و پاییز کار میکرد. زیرا مشتریان حجره که عمدتا عشایر بودند تنها در این دو فصل میتوانستند به تهران بیایند. سیدمحمد از این وضع ناراضی بود زیرا سرمایه آنها طی 6 ماه معطل میماند. آنان باید چنان کار میکردند که در پایان هر فصل چیزی باقی نماند، تا سرمایه راکد گردد. سیدمحمود کوشید که شیوه تجاری را تغییر دهد، به جای این که مشتری به سراغ او بیاید خود به سوی آنان رفت. یکی از کالاهای تجاری آنان قدک بود که مورد نیاز خیاطها بود. او قدکها را زیر بغل میگرفت و به سوی مراکز خرید، نزد تکتک خریداران میرفت سفرش گرفته جنس را تحویل آنان میداد و پولش را بهتدریج میگرفت. اما میرزاابولقاسم این کار را دون شان تجاری میدانست. سیدمحمود با این روش حجم فروش را به چندین برابر رسانیده و بر سرعت گردش سرمایه افزود.
اما نسل سوم در واقع میوه چین زحمات و تلاشهای دو نسل پیشین و نقطه عطف و قابل ملاحظه فعالیت خاندان لاجوردیها بود. حبیب لاجوردی به عنوان نماینده نسلی که با اصول علمی مدیریت و فناوری جدید در امریکا به تحصیل مشغول بود در سالهای دهه 30 به ادامه کار دو نسل پیشین فراخوانده شد. اما عملا اسلوبی را پی ریخت که اگرچه موفقیتهای بیشماری را کسب کرد و مفهوم تجارت و صنعت را در یک مقطع کوتاه متحول کرد اما این موفقیتها باعث نشد که نگرانی از دو نسل پیشین رخت بر بندد که نتایج رهاورد مدیریت علمی و نوین، تبلیغات و بازاریابی و نظم ترتیبات نظام اداری او منجر به تغییرات کیفی گستردهای شد. گسترش ایجاد تاسیسات کارخانهای مانند تاسیس کارخانه روغن نباتی و تولید پودر لباسشویی به غیر از تاثیر در کاهش قیمت فروش این کالاها از جمله کالاهای مصرف توده مردم به حساب میآمد. پایههای تاسیس شرکتهای اقماری با تکمیل در سرمایه داری خانوادگی لاجوردی فراهم کرد. در ایجاد تاسیسات صنعت مدرن مخمل بافی به زنده نگه داشتن این صنعت در کاشان کمک کرد؛ تاسیس کارخانه تولید پلیاستر و اکرلیک باعث بی نیاز شدن متجاوز از 100 کارخانه نساجی از خرید مواد اولیه از خارج شد؛ کشت دانه سویا و آفتابگردان نیاز به واردات روغن از خارج کشور را کاهش داد ؛ تاسیس کارخانه تهیه سولفات بی نیاز کرد؛ استاندارد کردن پنبه به معروف کردن پنبه ایران در بازارهای جهانی کمک کرد و استفاده از گلیسیرین در صنعت شویندهها ابتکار جدیدی در این امر به شمار میآمد.
اما نامه سیدمحمود در خرداد 1345 خطاب به فرزندانش حاکی از این است که موسس سرمایهداری خانوادگی، دیدگاههای متفاوت مدیریتی با وی داشت. این در شرایطی است که حبیب نزدیک به 3 سال بود که به ایران برگشته بود و سرگرم بهبود امور اداری شرکتهای خانواده بود طرح یکسره کردن ساعات کار و تعطیل کردن پنجشنبه بعدازظهر از دید او یکی از طرحهای ضروری برای بهبود شرایط کار و جلب کارمندان تحصیل کرده و کاردان به همکاری در گروه بهشهر بود. او در گزارشی به پدرش نوشته بود روسای قسمتهای شرکت با اهداف این طرح موافق هستند و نتایج مثبت آن را تایید میکنند. متعاقبا حاج سیدمحمود به برادر و فرزندانش هشدار داد که چون حبیب مدتها در امریکا بوده و تجربه کافی ندارد کارهایش زیانآور خواهد بود. او به فرزندانش توصیه میکند که دنبال کارهای نو نروند و اجازه دهند نخست دیگران آزمایش کنند و بعد ایشان از آنان تبعیت کنند. سیدمحمود معتقد بود که مردم ایران برخلاف امریکا با آزادی رفیق نیستند.
به عبارت دیگر، او مخالف واگذاری مسوولیتها در شرکت به مدیران بود. سیدمحمود میگفت: «من مطیع کارمند نیستم! کارمند از من حقوق میگیرد.» حبیب به پدرش نوشت که انگار شما عقیده دارید «اداره شرکت 3 هزار نفره تفاوتی با تجارتخانه 25 نفره ندارد، تجربیات یکی برای دیگری صادق است. شخصی که در تجارتخانه کوچک تجربه نداشته است نمیتوانند در تشکیلات 3 هزار نفره صاحبه نظر باشد.» پاسخ حبیب بیانگر دیدگاههای نوین مدیریتی و اصرار وی بر تغییرات سریع بزرگ با تجارتخانه کوچک از زمین تا آسمان فرق میکند. تجربه و تحمیل احکام و قواعد محیط کوچک به محیط بزرگتر. برای بقای تشکیلات خطرناک است. چون ساختار این 2 تشکیلات متفاوت است لزومی ندارد افرادی که به اداره تشکیلات بزرگ میپردازند قبلا درحوزههای کوچک کار کرده باشند. حبیب این استدلال را مطرح میکرد که در تشکیلات کوچک همه کارها را صاحب تجارتخانه انجام میدهد و سایر اعضا فرمان برند اما در شرکتهای بزرگ این کار اصلا امکان پذیر نیست و مشارکت فعال کارکنان مدنظر است.(81)
اگرچه نوع و جنس کارهایی که حبیب لاجوردی برای مجتمع صنعتی بهشهر پیشنهاد و طرحریزی کرده بود عملا ادامه داده شد اما خود به دلیل تناقضاتی که در استراتژیها به وجود آمده از ادامه کار باز ماند. او مسیر دیگری را که در نهایت منجر به تاسیس سازمان مدیریت علمی کشور شد انتخاب کرد و در مسیر دیگری به بنیاد اقتصادی لاجوردیها یاری رساند. اهتمامی که در بهمن 57 با فرارسیدن انقلاب اسلامی از حرکت باز ایستاد.
در واقع خاندان لاجوردیها تا سال 57 همچنان بر مصدر امور تجاری و صنعتی کلان قرار داشته و منشا تحولات عظمی اقتصادی بودند اما از فردای انقلاب به جهت ناهماهنگیها و آشفتگیهای روزافزون انقلاب نهتنها ایان بلکه بسیاری از کارآفرینان از ادامه فعالیت متوقف شدند. چندان که نویسنده کتاب نیز متذکر شد «نسل اول، دوم و سوم این خانواده در فعالیتهای بازرگانی (واردات و صادرات) فعال بودند اما با شروع فعالیتهای نسل سوم شاهد گسترش فعالیتهای آنان در صنعت هستیم. این خاندان در فعالیتهای مختلف اقتصادی ازجمله تجارت داخلی، تولیدات صنعتی و کشاورزی و ساختمانی خدمات بانکی و بیمه، نوآوریهایی برای صنعت مدرن داشت که تاریخ اقتصاد ایران به نام آنها به ثبت رسیده است. گسترش شرکتها مبتنی بر سرمایهگذاری مجدد سود شرکتها بود. لاجوردیها بیش از 80 شرکت و کارخانه در نقاط مختلف کشور ازجمله تهران، کاشان، بهشهر، کرمانشاه، قزوین، مشهد، گنبد کاووس، گرگان، نکا، اراک، خرمشهر، نوشهر و حومه محمودآباد تاسیس کردند. در این شرکتها که عموما در چارچوب گروه صنعتی بهشهر بود تا سال 1357 بیش از 15 هزار مهندس، کارشناس، مدیر، کارمند و کارگر مشغول به کار بودند. تولیدات مهم این شرکتها و کارخانهها از تولیدات صنعتی چون انواع روغن نباتی، صابونها، پودرهای رختشویی، قوطی و کارتن برای بستهبندی، پارچههای مخملی، ابریشمی و نخهای پنبهای، نخهای پنبهای، نخهای پلیاستر و اکرلیک، فرشهای ماشینی، انبارهای فلزی سوله آماده برای نصب، سیمان ـ بویژه از دهه 1330 به بعد تولیدات کشاورزی ـ چون پنبه برای مصرف کارخانههای نساجی و صادرات، لوبیا سویا، دانه آفتابگردان برای روغن کشی و مصرف در روغن نباتی ـ تا خدمات اقتصادی ـ چون تولید آب برای کشاورزان کاشان از طریق حفر چاههای عمیق، سمپاشی هوایی مزارع پنبه شمال، ایجاد کارخانههای پنبهپاککنی ـ تاسیس بانک بینالمللی ایران و ژاپن ـ با مشارکت بانک آو توکیو ـ و تاسیس بیمه حافظ ـ با مشارکت بیمههای کنتینانتال و رویال ـ را در برمیگرفت. لاجوردیها در بیشتر این فعالیتها پیشتاز بودند ازجمله در تولید انواع مخمل به شیوه نوین، به وجود آوردن زراعت سویا، تولید گلیسیرین از آب صابون که سالهای قبل از آن هدر میرفت، تولید قالی ماشینی ارزان قیمت برای عموم و برای صادرات، تولید الیاف پلیستر ـ نخ فیلدمت پلیستر و الیاف اکرلیگ برای صنایع نساجی.
محدثه یوسفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: