آسیب‌شناسی سرقت‌های خانوادگی

بالا ‌رفتن ‌از ‌دیوار‌ خودی

لحظه‌ها با تمام توان مقاومت می‌کنند. انگار که به پای عقربه‌های ساعت گوی‌هایی از سرب بسته‌اند. گام‌های او اما با گذشت زمان شتاب بیشتری می‌گیرند. آرام ندارد. به‌سان آدم‌هایی که عادت خواب‌نما شدن دارند مدام راه می‌رود. به اتاقش پناه می‌برد تا در این لحظاتی که انتظار عمیق شدن خواب پدر را می‌کشد از چشمان کنجکاو و تیزبین مادر پنهان بماند. گاهی چیزی مثل ترس درونش را به آتش می‌کشد و او را تا یک قدمی انصراف هل می‌دهد؛ اما قفل غل و زنجیر وسوسه‌ای که اسیرش شده با هیچ کلیدی رهایش نمی‌کند. این همان وسوسه‌ای است که او را برای دزدیدن خودروی پدر ترغیب می‌کند. جرقه این آتش را همکلاسی‌اش روشن کرد: «سعید! تو دیگه هجده ‌سالته. تا کی می‌خوای از بابات پول توجیبی بگیری؟ با فروختن ماشین‌اش می‌تونی تا مدت‌ها خوش باشی.»
کد خبر: ۲۲۲۴۴۵

آنقدر گفت و گفت تا او پیش خودش فکر کرد که کدوم پدری، پسرشو روانه زندون می‌کنه.

پس کار را باید هرچه زودتر تمام کرد. آخرین ثانیه‌ها در حال سپری شدن هستند. عقربه‌های ساعت 3 بعدازظهر را نشان می‌دهند. روی انگشت پا فاصله اتاقش را تا اتاقی که پدر در آن خوابیده با ترس و لرز طی می‌کند. صدای خروپف او را که می‌شنود لبخندی گوشه لبانش جا خوش می‌کند. نگاهش را روی دسته کلید خودرو کنار در ورودی روی دیوار می‌لغزاند. گام‌هایش را برای برداشتن کلیدها تند می‌کند. حالا چشم در چشم پدر در جایگاه متهم نشسته است. آرامش ندارد. مامور آگاهی می‌گوید: «برای چندمین بار می‌پرسم، سرقت اتومبیل پدرت...» و او هم برای چندمین بار منکر می‌شود؟ اما بالاخره می‌گوید. می‌گوید که خودرو را به دوستش سپرده تا آن را پنهانی بفروشد.

نوعی دزدی

صفحه حوادث روزنامه‌ها شاید مملو از اتفاقات اینچنینی باشد؛ اتفاقات بسیار مهمی که حتی از نگاه جراید هم دور می‌ماند، مثل هزاران رویداد و حادثه‌ای که در گوشه و کنار شهر رخ می‌دهند و کسی از وقوع آنها مطلع نمی‌شود. این روزها اگرچه نحوه وقوع قتل‌ها و سرقت‌های مسلحانه در کنار افزایش شدت این جرایم، به کانون توجه تبدیل شده؛ اما اتفاقات ناخوشایند دیگری هم هست که بی‌گمان نباید از نگاه ریزبین کارشناسان و صاحب‌‌نظران اجتماعی دور بماند. مثل همین رفتاری که این نوجوان 18 ساله را به پای میز محاکمه کشاند، آن هم به جرم سرقت از اموال والدین؛ البته بعضی‌ها این‌گونه می‌پندارند که سرقت یعنی بالا رفتن از دیوار دیگران، اما وقتی <دیگران> جای خود را به پدر و مادر می‌دهند، برداشتن و جابه‌جا کردن اموال آنان نیز دیگر دزدی قلمداد نمی‌شود. اگرچه شاید این تعبیر تا حدودی در سنین زیر 18  از سوی مجامع بین‌المللی  پذیرفتنی باشد، اما باید گفت سرقت از سوی افراد زیر هجده سال نیز جز در مواردی که نیاز فرد تشخیص داده شود، پیگرد قانونی دارد. با این همه، وقتی سن از 18 گذشت سرقت، سرقت است چه از پدر و مادر باشد، چه از دیگران.

به باور برخی کارشناسان، وقوع چنین خطاهایی در حال فزونی است، چرا که آن را با گسست فرهنگی و نازل شدن جایگاه ارزش‌ها نزد جوان‌ترها مرتبط می‌دانند؛ اما از دیگرسو گروهی از صاحبنظران چنین ادعایی را رد می‌کنند. به اعتقاد آنان چنین موضوعاتی با وجود تهدیداتی چون اعتیاد به حاشیه رانده می‌شوند.

فاطمه قاسم‌زاده، مدرس دانشکده روان‌شناسی دانشگاه تهران نیز از جمله کسانی  است که با گروه دوم موافق است.

او که تخصص روان‌شناسی کودکان و نوجوانان دارد در جریان اظهاراتش درباره برداشتن اموال والدین توسط فرزندان می‌کوشد از به کار بردن کلماتی چون بزهکار یا سارق بپرهیزد، چرا که معتقد است نباید بر خطاهای کودکان و نوجوان انگ بزهکاری زد. چنان که به گفته او «یونیسف نیز به عنوان سازمان جهانی حامی کودکان و نوجوانان برای پرهیز از ایجاد بار منفی این کلمات از عباراتی چون بچه‌های معارض با قانون بهره می‌جوید.»

قاسم‌زاده می‌گوید: بررسی چنین رفتارهایی به سنینی که این خطاها در آن رخ داده بستگی دارد؛ به نحوی که کودکان زیر شش سال هنوز مفهوم مالکیت را درک نکرده‌اند، بنابراین ممکن است اشیایی را هم مانند اسباب‌بازی جابه‌جا کنند؛ اما سرزدن چنین اعمالی از سوی کودکان 6 تا 12 سال برخلاف خردسالان ممکن است با انگیزه‌های مختلفی باشد؛ چرا که آنها ساعاتی را خارج از محیط خانه و مدرسه سپری می‌کنند.

او فاصله طبقاتی فاحشی را که کودکان و نوجوانان در مدارس و جامعه شاهد آن هستند و به طور کلی نیاز را از مهم‌ترین دلایل چنین خطاهایی می‌داند. باور دارد که گاهی نیز ورق برمی‌گردد و براساس شواهد موجود، کژروی فرزندان، مولتی میلیارد‌های این سرزمین را هم به کام خود می‌کشد.

قاسم‌زاده در این باره می‌گوید: همیشه این احساس نیاز نیست که سبب‌ساز بروز چنین رفتارهایی می‌شود. گاهی نیز این خطاها ناشی از رفتارهای تبعیض‌آمیزی است که والدین بر فرزندان خود روا می‌دارند، تا جایی که این رفتارها می‌تواند احساساتی چون دلخوری، نارضایتی و انتقام‌جویی را در این افراد بیدار کند. او در ادامه تاکید می‌کند که بچه‌ها ذاتا خرابکار نیستند، اما اگر به هر دلیلی این رفتار از آنان سرزد، والدین از بروز رفتارهای خشن و طرد‌آمیز بپرهیزند؛ البته پیش از هر اقدامی باید علت را شناسایی کنند تا این‌گونه از سرایت چنین رفتارهایی به سال‌های آینده و به خارج از محیط خانواده جلوگیری شود.  در صورتی که والدین در مقابل نشان دادن عکس‌‌العملی مناسب احساس ناتوانی کردند حتما به مشاوران و روان‌شناسان مراجعه کنند.

تفاوت جرم کودک و بزرگسال

در شرایطی که به زعم روان‌شناسان و جامعه شناسان اطلاق عناوینی چون سرقت و دزدی در زمانی که این اعمال از سوی کودکان و نوجوانان سر می‌زند عواقب جبران‌ناپذیری به همراه خواهد داشت،‌ اما در حقیقت این روندی نیست که افراد جامعه به آن پایبند باشند. علاوه بر روان‌شناسان، این حقوقدانان هستند که معتقدند نباید به هر بهانه‌ای پای کودکان و نوجوانان را به محاکم قضایی کشاند.

محمدعلی دادخواه وکیل پایه یک دادگستری، ضمن انتقاد از این روند می‌گوید: متاسفانه قانون مجازات با حذف دادگاه‌های اطفال هیچ تفاوتی میان کودکان و نوجوانان با بزرگسالانی که مرتکب جرم شده‌اند، قائل نیست و برای یک نوجوان 12 ساله به اندازه یک مرد 30 ساله مسوولیت کیفری قائل است؛ البته در این باره استثناهایی هم وجود دارد، اما به طور کلی قوانین مجازات از این ناحیه دچار ضعف است.

فطرت آدم‌ها، دزدی را ناپسند و قبیح می‌داند، ولی انگار بعضی‌ها از داشتنش محرومند یا غباری از غفلت فطرت‌شان را پوشانده که از زیر پا گذاشتن آن ابایی ندارند. هر چند دست درازی به اموال دیگران ممکن است به بهای سال‌ها محبوس شدن در پشت میله‌های زندان تمام شود، اما فرقی نمی‌کند. عده‌ای چشم طمع از اموال دیگران بر نمی‌دارند و باز هم قوت شب و روز خود را از تصاحب اموال آنان به دست می‌آورند.

یکی از دیوار راست بالا می‌رود و در عرض چشم بر هم زدنی، زندگی صاحبخانه بخت برگشته را بار کامیونش می‌کند، آن یکی غفلت اطرافیانش در مترو، اتوبوس‌ یا خیابان را دستاویز قرار می‌دهد. عده‌ای هم زحمت بالا رفتن از دیوار دیگران را به خود نمی‌دهد و با کم فروشی و گران‌فروشی روزگار می‌گذرانند. چک‌های بلامحل و سرقت‌های مسلحانه را هم باید به شیوه‌های رایج دزدی سنجاق زد. نباید فراموش کرد که میان انگیزه‌هایی که سارقان حرفه‌ای را برای سرقت ترغیب می‌کند با دلایلی که کودکان برای خود دارند باید فرسنگ‌ها فاصله پیمود. اگر اعتیاد، فقر یا زیاده‌خواهی،‌ دزدی‌های حرفه‌ای را رقم می‌زنند انگیزه‌هایی که کودکان و نوجوانان را وادار به برداشتن اموال دیگران یا والدین می‌کنند از جنس دیگری هستند که ریشه آنها را باید از درون خانواده جستجو کرد، چنان که کارشناسان نیز پیش از هر گونه اظهارنظری درباره انگیزه‌های وقوع این ناهنجاری، سن و سال را در نظر می‌گیرند. از این منظر، خانواده‌های از هم گسیخته به طوری که کودک یا نوجوان در آن احساس امنیت نکند و از توجه کافی والدین نیز محروم باشد را در صدر فهرست دلایلی قرار می‌‌دهند که زمینه بروز این رفتار را از سوی کودکان و نوجوانان تقویت می‌کند.

حال وقتی صاحبنظران مسائل اجتماعی هرازگاهی با چهره‌ای مستاصل از پیشی گرفتن آمار طلاق از آمار ازدواج حتی در شهرهای کوچک یا روستاها خبر می‌‌دهند، زنگ خطر کاهش سن انواع بزهکاری‌ها هم طنین‌انداز می‌شود.

با این همه به اعتقاد محمدکاظم عاطف وحید، روان‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه؛ مقوله دزدی میان کودکان و نوجوانان از شیوع بالایی برخوردار نیست؛ اما به هر حال باید جدی قلمداد شود تا در آینده به رفتاری مخاطره‌آمیز تبدیل نشود. در عین حال این نکته نیز نباید فراموش شود که اگر یک بار این خطا از جانب کودکان و نوجوانان به وقوع پیوست، معنایش این نیست که او در آینده حتما تبدیل به یک سارق حرفه‌ای خواهد شد. همه چیز بستگی با نوع برخورد و روش حل و فصل مشکل از سوی والدین و اطرافیان دارد، به نحوی که ممکن است به طور کامل برطرف یا برعکس زمینه‌ساز مشکلات بعدی شود.

او می‌گوید: به طور کلی بچه‌هایی که مرتکب چنین خطایی می‌شوند، اعتماد به نفس بالایی ندارند و احساس ناتوانی می‌کنند؛ بنابراین وقتی نوجوانی خودروی پدر را بدون اطلاع او برمی‌دارد، می‌خواهد به والدین یا به همسالان خود نشان دهد که شجاع و پرقدرت است. گاهی نیز وقتی کودکان و نوجوانان محبتی را که از والدین انتظار دارند دریافت نمی‌کنند با برداشتن اموالی از آنان به شکلی سمبلیک نیاز خود را به محبت پدر و مادر پاسخ می‌گویند.

عاطف وحید باور دارد وقتی فرزندان دست به دزدی‌های بزرگ از والدین خود می‌زنند، معنایش این است که در گذشته هم مشکلاتی وجود داشته، اما در ابعاد کوچک‌تر که به دلیل بی‌توجهی در ابعادی بزرگ‌تر خود را نشان داده است. او در ادامه هیجان، جلب توجه و عصبانیت را هم به دلایلی افزود که زمینه ارتکاب به این خطا را از سوی کودکان و نوجوانان فراهم می‌کند: در سنین بالاتر ممکن است مشکلات اساسی‌تری هم به این امر دامن بزند، مشکلاتی چون اعتیاد که در این صورت مساله وارد فاز جدیدی می‌شود.

عاطف وحید وقتی دلایل را یکی یکی برمی‌شمارد در مرحله بعد نحوه برخورد مناسب را گوشزد می‌کند: نخستین گام برخورد با چنین خطاهایی این است که والدین یا حتی دیگران آن را در قالب یک مشکل اخلاقی ببینند و از این زاویه به حل و فصل آن بپردازند. در عین حال که این موضوع را جدی می‌پندارند باید آرامش خود را حفظ کنند. در خانواده‌ای که این اتفاق برای اولین بار رخ می‌دهد، والدین نباید تنها به یک تشر بسنده کنند، چراکه در صورت ختم شدن این ماجرا با یک رفتار خشونت‌آمیز او را به سوی تکرار این خطا هدایت خواهند کرد؛ بنابراین آنها علاوه بر شناسایی علت باید از این موقعیت آموزشی بهره بگیرند، به نحوی که در سنین پایین‌تر فرزند خود را وادار به عذرخواهی و بازگرداندن هر آنچه برای خود برداشته کنند و از او بخواهند در ازای خطایی که مرتکب شده یک مسوولیت علاوه بر مسوولیت‌های پیشین خود به عهده بگیرد. او در ادامه می‌گوید: گاهی ممکن است والدین این خطای فرزند خود را به حساب لجبازی بگذارند که در این صورت ممکن است رفتاری از خود نشان دهند که او را به تکرار این رفتار تحریک کند. در این میان اما والدین اشیای باارزشی را در دسترس فرزند خود قرار می‌دهند تا به اصطلاح مچگیری کنند که توصیه می‌کنم از به کار بردن چنین روش‌هایی پرهیز کنند.

این روان‌شناس تاکید می‌کند پدر و مادرها هنگام سر زدن چنین خطاهایی از سوی فرزندان خود از تنبیه بدنی، تحقیرهای مداوم و شدید حذر کنند، چراکه نه‌تنها به حل ریشه‌ای این رفتار منجر نخواهد شد که زمینه ادامه رفتارهای ناهنجار فرزند خود را فراهم می‌کنند. با همه این موارد، اگر والدین با به کار بردن این راهکارها همچنان شاهد تکرار این رفتار از سوی فرزندان خود بودند باید اذعان کرد که پای مسائل دیگری در میان است و توصیه می‌شود به صورت زیربنایی و از سوی مشاوران حل شود.

ندا گنجی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها