در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به این ترتیب مدرس، قهرمان دیانت و آزادی پس از سالها مبارزه در راه دفاع از آرمانهای مشروطیت و حقوق اساسی مردم ایران در سال 1306 از سوی شهربانی مخوف رضاشاه دستگیر و سالها در تبعید خواف و حبس خانگی سپری کرد و نهایتا از خواف به کاشمر منتقل شده و در شب دهم آذر 1316 با زبان روزه توسط جانیان شهربانی رضاشاه ابتدا مسموم و سپس خفه شد و به شهادت رسید. سرپاس مختاری (رئیس شهربانی) و یاور جهانسوزی، محمود مستوفیان، حبیبالله خلج و پاسیار منصور وقار از مباشرین و قاتلین شهید سید حسن مدرس بودند که پس از سقوط رضاشاه به اتهام قتل شهید مدرس محاکمه شدند.
یکی از شاهدان در دادگاه پیرامون قتل مدرس چنین اظهار داشت: مستوفیان و حبیبالله خلج (معروف به شمر) نزدیک افطار منزل مرحوم مدرس رفتند و به ایشان گفتند برای ما چای بریزید، فرمود: خودتان بریزید، گفتند: شا هم باید بخورید، فرمودند: حالا وقت افطار نیست و من نمیخورم. بعد گفتند: خیر موقع افطار است! فرمودند پس بروم ببینم، آمدند بیرون نگاه کردند و فرمودند: پس نماز بخوانم. آن وقت بعد از نماز در چای زهر میریزند و به خورد آقا میدهند و بعد از مدتی که میبینند زهر اثر نکرد، شال خود آقا را به گردنش انداختند و خفهاش کردند.
منبع: حسین مکی، مدرس، قهرمان آزادی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1359، صص 770 ــ 800
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: