در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با اعلام شکایت این مرد تحقیقات پلیسی آغاز شد و کارآگاهان متوجه شدند به فاصله چند ساعت از سرقت 7 بار از حساب عابر بانک مرد شاکی پول برداشت شده است. ضمن اینکه علاوه بر این برداشتها، چند میلیون تومان پول هم از این حساب به حساب مرد دیگری ریخته شده است.
صاحب حساب بهترین سرنخ برای پلیس بود تا بتواند فرد سارق را پیدا کند، ماموران برای تحقیقات بیشتر صاحب حساب که مرد طلافروشی است را احضار کردند. وی در توضیحات خود گفت: من از ماجرای سرقت هیچ اطلاعی ندارم. روز حادثه مردی به مغازهام آمد و 2 قطعه طلای گرانبها انتخاب کرد، چون پولش زیاد بود به من گفت که از حساب عابر بانکش به حساب من واریز خواهد کرد، بعد هم با دستگاه کارتخوانی که در مغازه بود این کار را انجام داد، بعد هم قطعه طلاهایی که خواسته بود را به او دادم و رفت و من هیچ آدرسی از او ندارم. وی گفت: البته درمدتی که در مغازه بود از تلفن مغازه با تلفن همراهی تماس گرفت اما من متوجه نشدم که در مورد چه صحبت میکند، پلیس موفق شد شماره تلفنی که فرد سارق با آن تماس گرفته بود را به دست آورد و بررسیها نشان داد این شماره تماس متعلق به زنی است به نام لیلا که در یک خانه استیجاری زندگی میکند.
با به دست آمدن آدرس محل زندگی این زن ماموران به محل اعزام شده و او را دستگیر کردند، لیلا هم منکر هرگونه اطلاع از سرقت شد اما به پلیس گفت: شخصی که از جواهرفروشی با من تماس گرفته شوهرم فرید بود. او برای خرید هدیه تولد برایم به جواهرفروشی رفته بود و بعد با من تماس گرفت که شام با هم بیرون برویم، وقتی سر قرار حاضر شدم هدیه را به من داد و بابت این که در این مدت مرا اذیت کرده عذرخواهی کرد.
زن جوان گفت: شوهرم مدتی قبل به جرم جیببری زندانی شد و مدتی طولانی در زندان ماند، من در این مدت خیلی اذیت شدم و شوهرم با خرید هدیه گرانبها میخواست ناراحتی این مدت را از دلم بیرون کند.
گفتههای این زن نشان میداد سارق جیببر کسی نیست جز فرید. با کمک لیلا ماموران شوهر او را شناسایی و دستگیر کردند. فرید در تحقیقات اولیه دستبرد از جیب مرد اتوبوسسوار را پذیرفت اما مدعی شد این تنها سرقت بوده و دیگر پس از آن سرقتی انجام نداده است. از آنجایی که فرید فرد سابقهداری بود پلیس تحقیقات فنی را از او آغاز کرد و فرید سرانجام لب به اعتراف گشود و گفت: تاکنون 40 فقره جیب بری کردهام که بیشتر سرقتها را در اتوبوسها و اماکن عمومی انجام میدادم. پس از این که از زندان آزاد شدم چون هیچ پولی نداشتم و نتوانستم شغلی هم پیدا کنم مجبور به سرقت شدم. به دستور بازپرس دادسرای ناحیه 11 که مسوولیت پیگیری این پرونده را بر عهده دارد، فرید در اختیار ماموران اداره آگاهی قرار گرفته تا شاکیان، وی را شناسایی کنند. از خانه فرید تعداد زیادی کیف و مدارک شناسایی که متعلق به مالباختگان است پیدا شده. تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: