در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
استاد نصیریان، چطور شد که دوباره به نمایشنامهنویسی روی آوردید؟
اصولا نمایشنامهنویسی کار اصلی من نیست. کار اصلی من کارگردانی و بازیگری تئاتر است و بعد هم فعالیتهای دیگری نظیر بازیگری سینما و تلویزیون. کار نوشتن برای من به صورت لحظهای و فکری است. یعنی من نوشتن را برای زمانی میگذارم که فکر یا سوژهای به ذهنم خطور میکند. همچنین کار بازیگری ضرورتی را ایجاب میکند که گاهی به نوشتن نمایشنامه بپردازم. البته این امر به اوایل کار تئاتر و دهه 30 برمیگردد.
از چه زمانی نمایشنامهنویسی را شروع کردید؟
من سال 1334 نمایشنامهنویسی را شروع کردم. چون ضرورت ایجاب میکرد که برای پیشبرد کار بازیگری و کارگردانی تئاتر، چیزهایی را بنویسم. بیشک نمایشنامهنویسی به تمرکز و زمان نیاز دارد اما من هیچ وقت فرصت و زمان لازم برای نمایشنامهنویسی را نداشتهام. زیرا بیشتر درگیر کار بازیگری و کارگردانی تئاتر بودهام. از این رو کارهایی را هم که در زمینه نمایشنامههای سنتی چاپ کردهام به علاقه من به آثار سنتی عامیانه و شاد برمیگردد. اکثرا هم به خاطر حسی بود که به صورت لحظهای پیش میآمد و من این نمایشنامهها را مینوشتم.
حقیقتا در زمینه نمایشنامهنویسی هم ادعایی ندارم و روی نمایشنامهنویسی تاکید نمیکنم. اما گاهی به خاطر ضرورت چیزهایی نوشتهام. حتی گاهی به تحریر مقاله نیز پرداختهام. اینها جزو علایق و جاذبههای فردی من بودند. من در بچگی هم همینطور بودم و به چیزهای گوناگون علاقه داشتم. اما عشق و اشتیاق قلبی من، به روی صحنه رفتن و ارتباط زنده با مردم است. از اینرو چیزهایی که نوشتم نوعی اتود و سیاه مشق هستند که هرازگاهی به سراغم آمدهاند.
آخرین کتاب شما «بازیگر وزنش» به فاصله میان بازی و زندگی اشاره دارد. کمی در این باره توضیح بدهید؟
البته من به توضیح دادن نوشته اعتقاد چندانی ندارم و به تعبیری این کار نقض غرض است. بیشک هر اثر هنری اعم از نقاشی، نمایشنامه و... قابل توضیح دادن نیست. اما درباره نکتهای که شما اشاره کردید باید بگویم که من بین زندگی و بازی هیچگونه خطکشیای نکردهام. به تعبیری اینها در هم و مختلط هستند و در یکدیگر «دیزالو» شدهاند. برای این امر هم توضیح خاصی ندارم. چون حس من در زمان نوشتن، این شرایط را به وجود آورده است.
در این اثر میخواستم مرزبندی بین زندگی و بازی را بردارم؛ یعنی لحظهای زندگی شروع شود و لحظهای دیگر هم به بازی ختم شود. البته در این کار هیچ نوع تعمدی نبوده است. یعنی من همانطور که فکر میکردم، همان فکر را نیز بر روی کاغذ مینوشتم. بقیه مسائل هم به خود مخاطب ربط دارد. آنهایی که نمایشنامه را میخوانند یا اجرای آن را روی صحنه میبینند، نقد و نظر خود را مطرح خواهند کرد. البته ممکن است که در روی صحنه و تجسم بخشیدن به این نمایشنامه، کارهای دیگر پیش بیاید. مثلا فکری دیگر و عوامل دیگری، این نمایشنامه را تکمیل کنند. اما در کل نوسان بین بازی و زندگی، غیرمحسوس است و خطکشی و تعمدی نیست.
در نمایشنامههای شما، آدمهای اصلی به نسل گذشته تعلق دارند. اما در ارتباط این آدمها با نسل تازه، نوعی نبود گفتمان دیده میشود. اینطور نیست؟
این چیزی که شما به آن اشاره میکنید، برای من خیلی تازگی دارد. من در ارائه چنین تصویری از آدمهای این نمایشنامه، هیچ قصد و نیتی نداشتهام. شاید خود زمانه باعث ارائه چنین تصویری از آدمهای نمایشنامه شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: