فیلم ــ که بهار امسال نمایش موفقیتآمیزی هم در کن داشت و یکی از جوایز اصلی آن را هم گرفت ــ با لحن پر رمز و راز خود بر اساس قصه کتاب پرخواننده روبرتو ساویانو ساخته شده و نام متیوگارونه را به عنوان کارگردان بر خود دارد، فیلمنامه فیلم را ساویانو با همکاری مائوریتزیو براوچی نوشته است. این اثر افشاگرانه جنایتکارانه با شعار «حقیقت را افشا کن» روی پرده سینماهای ایتالیا رفت و میلیونها تماشاگری را که تشنه شنیدن حقایق درباره مسائل پشت پرده دنیای مافیای زیرزمینی در ایتالیا هستند را جذب خود کرد. نقشهای اصلی فیلم را سالواتوره آبروزیس، سیمونه ساچتینو، سالواتوره روکو، وینچنزو فابریسینو وایتالو رندا بازی کردهاند.
قصه
قصه فیلم که برگرفته از یک ماجرای واقعی است، نگاهی از درون به خانوادههای جنایتکار امروزی ایتالیا دارد. این قصه تلاش دو سال تحقیقات مفصل و همه جانبه ساویانو است که تلاش کرد تا چهره واقعی یکی از رهبران مافیایی شهر ناپل جان فاریس امپارادو (معروف به گومورا) را افشا کند. قصه فیلم جوانی نویسنده به نام توتو را دنبال میکند که میخواهد یک کار تحقیقاتی درباره مافیای خطرناک شهر ناپل بنویسد. او مثل یک گزارشگر دقیق، ساعتها از وقت خود را صرف گفتگو و بحث با آدمهای عادی میکند. هر یک از اهالی شهر تکههایی از واقعیت را برای توتو تعریف میکنند. جان امپارادو اگر چه در نگاه اول آدمی سر به راه و خوب به نظر میرسد، ولی با پیشرفت قصه معلوم میشود چهره پنهان دیگری دارد که باید افشا شود. جان امپارادو یکی از فروشندگان اصلی موادمخدر در سطح شهر و رابط قاچاقچیان برای کارهای خلاقشان است. کمکم توتو متوجه میشود کار و وظیفه خطرناکی را به عهده گرفته و نوشتن کتابش کار چندان ساده و راحتی نیست. بزودی تهدیدهای کم اهمیت و معمولی تبدیل به تهدیدهای بزرگ و خطرناک میشوند. در همین حال عدهای هم از ترس جان با توتو همکاری نمیکنند و سکوت را بر افشاگری ترجیح میدهند. توتو که احساس میکند تحقیقاتش را کامل کرده و اقامتش در ناپل میتواند بـرایش خطر جانی به همراه داشته باشد، به رم برمیگردد. مدتی بعد کتاب افشاگرانه او در سطح وسیعی چاپ میشود.
این رهبر مافیایی با دیدن این کتاب یکه میخورد. اداره پلیس با بهرهگیری از مستندات کتاب، جان امپارادو را دستگیر و زندانی میکند. این مرد منفور هرگونه اتهامی را رد میکند و این در حالی است که توتو احساس میکند گروهی ناشناس در تعقیبش هستند.
نقد
مردی که تماشاچی او را نمیشناسد، وارد اتاق خوابش میشود. ساعتش را از دستش باز میکند و در رختخواب خود دراز میکشد.
نور آبی ملایمی که از بیرون به داخل اتاق میتابد نوعی حس آرامش را تقویت میکند. کمی بعد مرد دیگری وارد اتاق میشود و با اسلحهای که در دست دارد مغز مرد خوابیده را نشانه میگیرد. تماشاچی که انتظار چنین صحنهای را نداشته، شوکه میشود. «گومورا» این گونه شروع میشود و از همان ابتدای کار به بینندهاش یادآوری میکند که با یک کار دلهرهآور و پررمز و راز پلیسیوار روبهروست. این صحنه در عین حال خیلی شبیه فیلمهای سیاسی و افشاگرانه دهه 60 میلادی فرانچسکو روزی (برجستهترین فیلمساز 40 سال اخیر سینمای ایتالیا) نیز هست. فیلم از همان دقایق آغازین و سکانس افتتاحیه، باشکوه و خالص است و تا 2 ساعت تماشاچی را مشتاقانه به دنبال خود میکشد. «گومورا» نگاهی دقیق به زندگی گنگسترها و خانوادههای آنان دارد و به راحتی کسب و کار و تجارت آنها را در ساختمانهایی که خیلی معمولی به نظر میرسند، به تصویر میکشد. متیو گارونه در فیلم جنجالی خود زندگی 5 نپالی را دنبال میکند و از روزهای کودکی تا جوانی آنها را بررسی میکند. هر یک از این بچهها برای خودشان رویایی دارند و این آرزو و رویا را در بزرگسالی هم دنبال میکنند. قصههای این 5 کاراکتر درهم گره میخورد و بیننده از تماشای این اثر جذاب، خسته نمیشود. این در حالی است که گارونه طوری قصه را تعریف میکند که اجازه نمیدهد بیننده با هیچ یک از این کاراکترها احساس همذاتپنداری کند یا از نظر عاطفی درگیر آنها شود. به تدریج در طول قصه فیلم، همه آنها کشته خواهند شد، پس چه دلیلی دارد که دلمان برای آنها بسوزد؟ در نزدیکی محل زندگی و کار این کاراکترهای منفی، کسانی هم زندگی میکنند که نمیخواهند درگیر فعالیتهای جنایتکارانه شوند. برخی هم با آنها همکاری میکنند. طبق معمول فیلمهایی از این دست، عنصر خیانت هم دل قصه وجود دارد. با آنکه فیلم حال و هوایی شبه مستند دارد، ولی «گومورا» یک فیلم مستند نیست.
فیلم اثری سینمایی و داستانی است که قصهای واقعی و مستند را به زبانی دراماتیک تعریف میکند.
کتاب روبرتو ساویانو 2 سال قبل منتشر شد و تا به حال حدود 2 میلیون نسخه از آن در ایتالیا به فروش رفته است.
این کتاب به 45 زبان زنده دنیا منتشر شده است. موفقیت کتاب و فیلم، توجه افکار عمومی را به فـعـالـیـتهای غیرقانونی و ضدانسانی گروههای مافیایی جلب کرده است. همین مساله خشم عوامل مافیایی را برانگیخته و آنها با تهدید ساویانو به مرگ گـفـتـهانـد تـا قبل از سال میلادی جدید، او و محافظینش را به قتل میرسانند. پلیس به صورت 24 ساعته محافظت از جان ساویانو را به عهده گرفته و سیاستمداران ایتالیایی خواستار همبستگی عمومی با این نویسنده شدهاند. این جار و جنجالها باعث توجه بیشتر مردم به کتاب و فیلم «گومورا» شده است. گارونه از مردم ایتالیا خواسته طومار حمایت از ساویانو را امضا کنند.
ترجمه: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم