نوه ناخلف

نـوه نـاخـلف که مادربزرگش را با انگیزه سرقت به قتل رسانده است بزودی در دادگاه کیفری استان فارس محاکمه خواهد شد.
کد خبر: ۲۱۹۸۳۷

به گزارش خبرنگار ما، گزارش این قتل در یکی از روزهای سرد دی‌ماه سال 85 به ماموران پلیس داده شد و بلافاصله ماموران در محل حاضر شدند، بررسی‌های اولیه نشان داد جسد متعلق به زن 70‌ساله‌ای به نام صغری است که تنها زندگی می‌کرد. آثار بر جای مانده در خانه نشان می‌داد قاتل یک آشناست، چون وسایل پذیرایی روی میز بود و قفل درها سالم بودند و کسی به زور وارد خانه نشده بود. تحقیق از فرزندان مقتول اولین کاری بود که کارآگاهان ویژه قتل انجام دادند تا به سرنخی در این جنایت دست پیدا کنند. یکی از فرزندان مقتول گفت: مادرم تنها در خانه‌اش زندگی می‌کرد، اما ما مرتب به او سر می‌زدیم و مراقبش بودیم. او هیچ دشمنی نداشت و اختلافی هم با کسی نداشتیم تا بخواهد به این شیوه از ما انتقام بگیرد؛ اما به نظر من مادرم قربانی یک دستبرد شده، چون چند النگو که مادرم از پدرم به یادگار داشت و همیشه آن را در دستش نگه می‌داشت به سرقت رفته است.

با توجه به گفته‌های فرزند مقتول فرضیه آشنا بودن قاتل قوت گرفت و کارآگاهان به صورت نامحسوس سوابق اطرافیان پیرزن را مورد بررسی قرار دادند و متوجه شدند در میان نوادگان مقتول جوانی به نام بهنام وجود دارد که به مواد مخدر معتاد است و چندین فقره سابقه کیفری هم دارد. بنابراین تحقیق بیشتر از بهنام در دستور کار پلیس قرار گرفت و سرانجام نوه ناخلف به قتل مادربزرگ پیرش اعتراف کرد.

وی گفت: به خاطر اعتیاد به مواد احتیاج به پول داشتم و از آنجایی که آثار اعتیاد کاملا در چهره‌ام مشخص بود هیچ‌کس به من کار نمی‌داد، تا این که تصمیم گرفتم از مادربزرگم سرقت کنم، همیشه فکر می‌کردم او زن ثروتمندی است چون هر وقت به خانه‌اش می‌رفتم با وسایل پذیرایی متنوع از من پذیرایی می‌کرد. چون به تنهایی نمی‌توانستم این کار را بکنم مساله را با دوستم شاهرخ مطرح کردم او هم قبول کرد.

روز حادثه از صبح در محله مادربزرگم کشیک دادم زمانی که خیابان خلوت شد، به شاهرخ اشاره کردم تا از سر خیابان به سمت خانه حرکت کند، ما کاملا مراقب بودیم کسی ما را نبیند. زنگ در خانه را به صدا درآوردیم و در نهایت مادربزرگم در را باز کرد و با گشاده‌رویی از من و دوستم استقبال کرد.

متهم ادامه داد، وارد خانه شدیم، مادربزرگم وسایل پذیرایی را آورد و بعد به سمت آشپزخانه رفت تا چای بیاورد. در همین حین من و شاهرخ وارد آشپزخانه شدیم و با طنابی که همراه داشتیم دست و پای مادربزرگ را بستیم. او از این کار من شوکه شده بود. خواست فریاد بزند و از همسایه‌ها کمک بگیرد اما من با چسب دهانش را بستم و اجازه ندادم فریاد بزند، بعد تمام خانه را گشتیم. فقط مقدار کمی پول در کمد پیدا کردیم و چیز دیگری در خانه نبود. دوستم به سراغ النگوهای مادربزرگ رفت. آنها را از دستش بیرون آورد. می‌خواستیم فرار کنیم، اما از ترس این که مبادا مادربزرگ علیه ما شکایتی بکند، تصمیم گرفتیم او را بکشیم. من دستانم را روی گلوی مادربزرگ گذاشتم و آنقدر فشار دادم که خفه شد.

بعد از آن هم بلافاصله خانه را ترک کردیم. پس از اعترافات بهنام ماموران به سراغ شاهرخ رفته و او را هم بازداشت کردند. شاهرخ ابتدا منکر همه چیز شد، اما وقتی دید همدستش به قتل اعتراف کرده او نیز مجبور به اعتراف شد. پرونده 2 متهم پس از پایان بازجویی و صدور کیفرخواست برای محاکمه به دادگاه کیفری استان فارس فرستاده شد و آنها بزودی پای میز محاکمه خواهند رفت.

 

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها