چند سال داری و چه مدتی است که زندانی شدی؟
23 ساله هستم، 2 بار پیش از این زندانی شدم اما مدت طولانیای نبود هر بار کمتر از 3 ماه طول کشید، اما این بار مساله خیلی جدیتر شده در حال حاضر 6 ماه است که زندانی هستم البته حکم دادگاه درباره من صادر نشده اما وکیلم میگوید چون سابقهدار هستم، حکم سنگینی برایم صادر خواهد شد.
دفعات قبل هم به جرم سرقت دستگیر شدی؟
هر 2 بار در حین قاپیدن پول مشتریان بانک دستگیر شدم البته من موتور داشتم و با موتور فرار کردم، اما از شانس بدم همان لحظه پلیس گشت رسید و در یک تعقیب و گریز دستگیر شدم.
چرا سرقت میکردی؟
بیکار بودم، شغلی نداشتم که بتوانم از آن طریق زندگیام را بگذرانم، آیندهای هم برای خودم نمیدیدم. فکر میکردم از طریق سرقت میتوانم خوشبخت شوم، اما هر بار گرفتار شدم و من را به عنوان سارق دستگیر کردند.
زمانی که تصمیم به سرقت گرفتی هیچ فکر کردی که قربانیان این سرقتها خودشان مشکل دارند و با این کار تو، شرایطشان بدتر میشود.
من خودم در شرایط بسیار بدی بودم، البته قبول دارم که خودخواهی باعث شد به این کار روی بیاورم. هیچوقت حاضر نبودم سختی تحمل کنم و پول درآورم. اگر قرار بود زمانی که سرقت میکنم به اتفاقات بعدش هم توجه کنم، قطعا هیچوقت نمیتوانستم سرقت کنم و کار برایم دشوار میشد.
یعنی حتی به این مساله که پلیس تو را تحت تعقیب قرار خواهد داد، هم فکر نمیکردی؟
هیچکدام از خلافکاران به این مساله فکر نمیکنند، چون فکر کردن به عاقبت کار باعث میشود تا فرد در تصمیمش تجدیدنظر کند و من هم به این مساله فکر نمیکردم تا بتوانم سرقت کنم. البته اینطور نبود که اصلا نتوانم، اتفاقا هر چه سعی میکردم به این مساله فکر نکنم، باز هم نمیشد، اما تلاشم این بود که ترس را فراموش کنم.
آزمایشات نشان داده که به مواد مخدر هم اعتیاد داری، از چه زمانی معتاد شدی؟
قبل از سرقت به مواد آلوده نبودم، اما از آنجایی که چند بار اول خیلی میترسیدم حشیش مصرف کردم که ترسم از بین برود. بعد هم که دیگر معتاد شدم و آنقدر به مواد اعتیاد پیدا کردم که برای تامین هزینههای آن مجبور بودم سرقت کنم.
گفتی پیش از این 2 بار دستگیر شدی، اما مدت کوتاهی در زندان بودی در مورد این مساله بیشتر توضیح میدهی؟
بار اولی که دستگیر شدم، در حین سرقت بود. همان لحظه پلیس گشت رسید و من هم کیفی که قاپیده بودم رها و با سرعت زیاد فرار کردم، سوار موتورم بودم، پلیس هم تعقیبم کرد، در یک لحظه تعادلم را از دست دادم و روی زمین افتادم، که پلیس دستگیرم کرد. چون جرمم شروع به سرقت بود زود آزاد شدم. بار دوم وقتی تصمیم گرفتم، سرقت کنم به شدت میترسیدم، چون شنیده بودم حشیش جرات انسان را در کار خلاف بیشتر میکند، کمی حشیش مصرف کردم و باز جلوی بانک رفتم به محض اینکه کیسه حاوی پول را از دست مشتری بانک دزدیدم با داد و فریاد مردم را دور خود جمع کرد و اینبار هم دستگیر شدم. باز هم چون شاکی پرونده رضایت داده بود در مجازاتم تخفیف داده شد.
با اینکه میدانستی اگر بار سوم دستگیر شوی مجازاتت سنگینتر است، چرا باز هم سرقت کردی؟
از زمانی که به مواد آلوده شدم. دیگر چارهای به جز سرقت نداشتم، مجبور بودم برای تامین هزینههای مواد سرقت کنم، چون حرفهایتر هم شده بودم، فکر نمیکردم پلیس مرا دستگیر کند.
همسر و یا خانوادهای هم داری؟
هنوز ازدواج نکردهام و با مادر و 2 خواهرم زندگی میکنم، مادرم زن خوب و زحمتکشی است و با سختی زیاد هم مرا بزرگ کرد و از اینکه او را به دردسر انداختم خیلی شرمنده هستم. مادرم فکر میکند او باعث شده من معتاد و دزد شوم در حالی که این طور نیست، او تمام تلاش خودش را کرد تا ما سختی نکشیم.
پدرتان کجا بود، چرا برای بزرگ کردن شما به مادرت کمک نکرد؟
پدرم وقتی که ما خیلی بچه بودیم ترکمان کرد، او همسر دیگری گرفته بود، مادرم را رها کرد و او را تنها گذاشت، بعد از آن هم هیچوقت سراغ ما نیامد، البته دورادور از او اطلاع دارم، اما هیچوقت برایم اهمیت نداشت که به سراغش بروم.
اگر از تو بپرسند که چرا سارق شدی و چه عاملی باعث خلافکار شدن یک انسان میشود، چه خواهی گفت؟
میگویم به نظر من تنها چیزی که یک انسان را به سمت کار خلاف میکشد، روحیه خود برتربینی و خودخواهی است، همین 2 خصلت هم باعث میشود انسانها از خدا دور شوند و فقط خود را ببینند . ای کاش من این کار را نمیکردم، دراینصورت زندگی سالمی داشتم و معتادم هم نمیشدم.
داوود ابوالحسنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم