سه شنبه 16اسفند 1362
: اول وقت از قرارگاه نجف ، احوال پرسیدم . گفتند دشمن از جنوب جزیره پاتک کرده و درگیری شدید است .
کد خبر: ۲۱۳۶۸
نمایندگان هم نگران جنگ هستند. بودجه در دستور کار مجلس است و هر روز جلسه داریم . میدان وسیعی برای نمایندگان است و خیلی ها مایلند حرف بزنند؛ مخصوصا در آستانه انتخابات . آقای ناطق نوری وزیر کشور تلفن کرد و مشکلات موجود در قانون جدید انتخابات را گفت . قرار شد اصلاح شود. ظهر در دفترم چند ملاقات داشتم . از طرف واحد حفاظت آمدند و از بی احتیاطی من در سفر به جبهه ها شکایت داشتند. قرار شد بیشتر احتیاط کنیم . آقایان محلاتی و دکتر روحانی آمدند و گفتند وزارت نفت می گوید جزیره مجنون ، هفت میلیارد بشکه نفت ندارد و این آماری که در دو سه روز گذشته داده شده ، درست نیست ؛ خود وزارت نفت ، مدتی پیش گزارش داده است . آقای شهاب از وزارت نفت آمد و گزارشی درباره نفت جزیره مجنون آورد. یک جا دو میلیارد بلکه یک میلیارد و دیگری هفت میلیارد گفته ؛ قرار شد تعقیب شود. عصر نمایندگان وزارت ارشاد اسلامی در خارج به ملاقات آمدند. برای آنها مفصلا صحبت کردم . در جلسه سه شنبه نمایندگان شرکت نمودم و راجع به جنگ برای آنها حرف زدم ؛ بعضی ها با توجه به تلفات ما در عملیات خیبر و کم کردن از ارزش جزیره مجنون ، باعث ابهاماتی شده اند. سرهنگ سلیمی وزیر دفاع هم راجع به نیازهای ارتش حرف زد. شب ، جلسه جامعه روحانیت مبارز بود. درباره نمایندگان تهران بحث داشتیم ؛ اصلاحاتی شد. در مجلس خوابیدم.
چهارشنبه 17اسفند 1362
: با جبهه تماس گرفتم . گفتند پاتک شدید عراق ، امروز هم ادامه یافته است . قرارگاه نجف کمی نگران بود. عراق همه چیز را برای پس گرفتن جزیره مجنون تجهیز کرده و ما هم مشکل تدارک جزیره را داریم . پیشرفت کار پل ، کند شده است . پلی برای عبور از آب هور ابتکار کرده اند که سیزده کیلومتر طول دارد و بدون پایه روی آب می ماند و پنج تن وزن را تحمل می کند. در ظرف دو ماه ساخته و به محل حمل شده ، اما نصب آن دچار مشکل و کندی شده است . جلسه علنی را تا ساعت 10 اداره کردم و سپس برای شرکت در شورای عالی دفاع به دفتر آقای رئیس جمهور رفتم . با رئیس جمهور هم جداگانه درباره مشکل اختلاف ارتش و سپاه و اصرار ارتش بر به دست آوردن فرماندهی عملیات ، بحث شد. فکر کردیم آقای ظهیرنژاد رئیس ستاد مشترک ارتش را به جنگ نزدیک کنیم . عصر هیات رئیسه مجلس جلسه داشت . سپس با تلویزیون درباره جنگ مصاحبه داشتم . شب آقایان دری نجف آبادی و نادی آمدند و درباره انتخابات اصفهان و شرکت آقایان فاضل هرندی و دری از آنجا صحبت کردند. بنا شد من به حزب جمهوری اسلامی و آقای طاهری امام جمعه اصفهان تذکر بدهم . با آقایان خوئینی ها و هادی هم که گفته اند نمی خواهند کاندیدا شوند صحبت کردم و تشویق به شرکت در انتخابات نمودم . قول ندادند، اما قرار شد بعدا جواب بدهند. شب با سران قوا، مهمان احمدآقا بودیم . امام هم در جلسه شرکت کردند. بیشتر صحبت ها درباره جنگ بود و امام از نامه آقای منتظری که وضع جنگ را بد ترسیم کرده بودند گله داشتند. قرار شد من به ایشان تذکر دهم.