در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قطعا طی میلیونها سال، انسان امروزی در مقایسه با انسانهای نخستین قوای فکری بیشتر و تواناییهای جسمی کمتری پیدا کردهاند.بنابراین به نظر میرسد تکامل قوه اندیشه در ارتباط با ابعاد جثه بدن و حجم مغز قابل تفسیر و توجیه باشد. با توجه به اهمیت این موضوع محققان مطالعات بسیاری درباره تکامل مغز داشتهاند و چگونگی تغییرات مغز انسان را در دورههای زمانی مختلف مورد بررسی قرار دادهاند. اگر چنین فرضیهای را بپذیریم که مغز انسان در طول تاریخ تکامل یافته است، آیا میتوان گفت که بین ساختمان مغز افرادی که دارای قوای فکری برتر هستند، در مقایسه با انسانهای معمولی تفاوتهایی از نظر ظاهری و فیزیولوژیک وجود دارد؟ البته نکته جالب توجه دیگر این است که انسان امروزی حتی در آیندهنگریهای خود نیز این موضوع را مورد توجه قرار داده و در فیلمها و داستانهای علمی تخیلی موجودات فضایی را به صورت موجوداتی با اندامهای کوچکتر و سرهای بزرگتر به تصویر کشیده است تا نشان دهنده برتری توانمندیهای ذهنی آنها نسبت به موجودات زمینی باشد.
بسیاری بر این باورند که در افراد باهوش حداقل بخشهایی از مغز آنها در مقایسه با دیگر افراد بزرگتر است. به گفته محققان بخشهایی از مغز مانند لوبهای آهیانهای، بخشهای قدامی (پیشین) مغز و همچنین قسمتی که کمربند قدامی مغز را تشکیل میدهد نقش موثری در افزایش توانمندیهای شناختی در افراد دارند. براساس مطالعات انجام شده توسط گروهی از دانشمندان، مغز افراد با هوش برای پاسخگویی به معماها و سوالات مطرح شده در مقایسه با افرادی که استعداد کمتری در یادگیری دارند به انرژی کمتری نیاز خواهد داشت و این در حالی است که در شرایط خاص مصرف انرژی در سلولهای عصبی مغز افرادی که از توانمندیهای ذهنی بیشتری برخوردار هستند، افزایش خواهد یافت. اگر چه اغلب افراد بیش از اندازه به تواناییهای ذهنی و قوای فکری اهمیت میدهند، اما مهم این است که تمرین و پشتکار بیش از استعداد در پیشرفت افراد تاثیرگذار خواهد بود.
در سال 1955 در اولین ساعات پس از مرگ آلبرت اینشتین، فیزیکدان آمریکایی، مغز او را از سرش خارج کردند و پس از این که مغزش را به 240 قطعه تقسیم کردند، این قطعات را برای محافظت در شیشههایی قرار دادند. از آن زمان تاکنون محققان به امید کشف حقایقی درباره نیروی ذهنی خارقالعاده این دانشمند تحقیقات بسیاری را روی نمونههای بیولوژیکی به جای مانده از این نابغه بزرگ انجام دادهاند. تحقیقات انجام شده درباره مغز و نیروهای ذهنی، بخشی از مطالعات انجام شده به منظور کشف ویژگیها و عوامل عصبی موثر در افزایش هوش یا افزایش استعداد کودکان در یادگیری است که قدمتی 100ساله دارد. معمولا 2 تا 5 درصد کودکان به عنوان تیزهوش و نابغه شناخته میشوند و تنها 2 درصد از آنها در آزمونهای استاندارد تعیین بهرههوشی یا IQ امتیاز بالاتر از 130 کسب میکنند. با افزایش بهرههوشی افراد احتمال موفقیت آنها در زمینههای علمی مختلف نیز به مراتب افزایش خواهد یافت.
کودکانی که در هر یک از مهارتهای خواندن، نوشتن یا ریاضیات از یادگیری بهتری برخوردارند در زمینههای دیگر نیز با سهولت بیشتری آموزش میبینند و بر این اساس میتوان امیدوار بود که در بزرگسالی برای انجام فعالیت ذهنی و فکری مختلفی که مسوولیت انجام آن را برعهده میگیرند، مهارت بیشتری داشته باشند.
نتایج به دست آمده از تحقیقات انجام شده در این زمینه حاکی از آن است که معمولا مغز افراد باهوش حداقل در قسمتهای بخصوصی بزرگتر است. در سال 1883 سر فرانسیس گالتون، دانشمند انگلیسی، هوش را به عنوان یک ویژگی و خصوصیت ارثی معرفی کرد که میتوانست بیانگر کارآمدی عملکرد سیستم عصبی مرکزی باشد. از آن زمان تاکنون محققانی که درباره سیستم عصبی بدن انسان به مطالعه پرداختهاند با استفاده از روشهای نوین تصویربرداری از سلولهای عصبی مغز به نشانههایی در تایید این فرضیه دست یافتهاند. آنها دریافتهاند که مغز افراد تیزهوش و با استعداد برای پاسخگویی به معماها و سوالات مشخص در مقایسه با افرادی که در یادگیری، استعداد کمتری دارند، انرژی کمتری مصرف میکنند. این در حالی است که از سوی گروهی دیگر از دانشمندان مصرف بیشتر انرژی در سلولهای عصبی افرادی که از توانمندیهای ذهنی بیشتری برخوردارند را مورد تایید قرار دادهاند.
همچنین افرادی که در زمینه یادگیری موسیقی از تواناییها و استعداد بیشتری برخوردارند نیز در مقایسه ذهن فعالتر و پویاتری دارند. ممکن است براساس آنچه برخی از دانشمندان تصور میکنند، وقتی فرد فعالیتی را انجام میدهد که جنبه رقابتی دارد، سعی میکند برای کسب موفقیت، فعالیتهای ذهنی خود را افزایش دهد که بدون تردید در چنین شرایطی باید انتظار افزایش تحرک و پویایی مغز را داشته باشیم. چنانچه در بسیاری از افراد تیزهوش و خلاق نیز در هنگام اندیشیدن به یک معمای نسبتا ساده، به علت کاهش آشفتگیهای ذهنی برای دستیابی به کلید رمز معما، کارایی و عملکرد ذهنی به مراتب افزایش خواهد یافت. علیرغم این که همچنان تلاش برای دستیابی به حقایق نهفته دو علت اصلی افزایش توانمندیهای ذهنی و بهرههوشی در افراد مختلف ادامه دارد اما باید این نکته را پذیرفت که اغلب ما انسانها اهمیت توانمندیهای ذهنی در کسب موفقیت در مسیر زندگی را بسیار بیشتر از آنچه حقیقت دارد تصور میکنیم و این در حالی است که تمرین و پشتکار بیش از هوش در رسیدن به هدف نهایی کسب موفقیت در مسیر زندگی تاثیرگذار خواهد بود.
تاثیر اندازه مغز در پرورش خلاقیتها
تحقیقات انجام شده درباره ارتباط بین جنسیت و سن افراد با اندازه مغز در انسانها، وجود ارتباط بین ابعاد مغز و هوش و زیرکی افراد را نیز هرچند به مقدار جزیی و اندک مورد تایید قرار داده است. بر این اساس مردها در مقایسه با زنها مغز بزرگتری دارند. همچنین با افزایش سن افراد، اندازه مغز نیز به مراتب کاهش خواهد یافت. مطالعات جدید انجام شده در این زمینه نشان داده است که براساس نتایج به دست آمده از اندازهگیری ابعاد مغز با استفاده از شیوههای تصویربرداری رزونانس مغناطیسی، هر چه مغز بزرگتر باشد از تواناییهای ذهنی بیشتری برخوردار است. علاوه بر این حجم کل مغز میتواند تا 16 درصد بهره هوشی افراد را نسبت به مقدار متوسط آن تغییر دهد، اما چنانچه نتایج به دست آمده از بررسی مغز اینشتین نشان میدهد، اندازه و ابعاد بخشهای مشخصی از مغز بیش از بخشهای دیگر در میزان هوش و استعداد افراد تاثیرگذار خواهد بود.
در سال 2004 محققان مرکز روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا، شواهدی را مبنی بر تاثیر بخشهای مجزای مغز در افزایش استعداد و تواناییهای ذهنی دانشمندان ارائه کردند. این گروه با مطالعه ساختار مغز 47 فرد داوطلب شرکتکننده در این طرح تحقیقاتی به ارتباط بین بهره هوشی با مقدار ماده خاکستری بافت عصبی مغز در 10 بخش مجزا که سلولهای عصبی مغز در آن مستقر هستند، پی بردند که این 10 بخش، شامل 3 بخش در قسمت قدامی دو نیمکره مغز در زیر استخوان پیشانی و 2 بخش در لوب آهیانهای مغز در پشت قسمت قدامی مغز خواهد بود. این در حالی است که بسیاری از دانشمندان دیگر نیز وجود ماده سفید که متشکل از آکسونهای سلولهای عصبی است (بخشی از سلولهای عصبی که وظیفه انتقال محرکها از سلولهای عصبی را بر عهده دارند) را در همین بخشها در مغز افراد تیزهوش و با استعداد مورد تایید قرار دادهاند. با توجه به آنچه گفته شد میتوان به این نتیجه رسید که عوامل متعددی که هر یک به صورت مجزا عمل میکنند در تعیین ضریب هوشی افراد تاثیرگذار خواهند بود. به نظر میرسد مراکز فعالیت عصبی موثر در ایجاد هوش عمومی با افزایش سن، دستخوش تغییراتی میشود. در میان بزرگسالان در محدوده سنی 18تا84 سال، ضریب هوشی افراد با اندازه قسمتهایی از مغز، پیرامون ساختار مرکزی موسوم به بخش کمربندی عصب مغزی که در شکلگیری عواطف و احساسات و کسب تجارب شناختی نقش دارد، از ارتباطی مستقیم برخوردار است.
جالب است بدانید که بررسی ضخامت پوسته مغز که در حقیقت بخش بیرونی مغز را تشکیل میدهد در میان تیزهوشان علمی گروه سنی زیر 8 سال در مقایسه بسیار کمتر از حد معمول است و سپس ضخامت این قسمت از مغز به سرعت افزایش مییابد، به طوری که در پایان دوران کودکی ضخامت پوسته مغز این افراد در مقایسه با افراد دیگر که در یادگیری و آموزش استعداد کمتری دارند، بیشتر خواهد بود. چنین الگوی ذهنی مشابهی را میتوان در بخشهای قدامی مغز که در اتخاذ تصمیمات مبتنی بر عقل و منطق نقش تعیینکنندهای دارند نیز مشاهده کرد. ساختارهای مغزی تاثیرگذار در افزایش بهره هوشی افراد ممکن است براساس جنسیت و سن افراد متفاوت باشند. برای مثال محققان بر این باورند که مردان و زنانی که امتیاز یکسانی را در آزمونهای بهره هوشی کسب میکنند از بخشهای متفاوتی از مغز برای پاسخگویی به سوالات مطرح شده در این آزمونها استفاده میکنند. بنابراین میتوان گفت بدون تردید بیش از یک ساختار مغزی یا الگوی ذهنی مشخص در افزایش استعداد و توانایی افراد تاثیرگذار خواهد بود.
افراد باهوش، بادقتتر هستند
اگرچه محققان درباره پیامدهای ناشی از عملکرد ساختارهای فرضی در نظر گرفته شده برای مغز در افراد تیزهوش و بااستعداد، هر یک نظریات متفاوتی را ارائه کردهاند، اما بیشک پس از سالها مطالعه در این زمینه نقش افزایش سرعت پردازش اطلاعات در مغز در میزان هوش و توانمندیهای ذهنی افراد را مورد تایید قرار خواهند داد. افزایش سرعت پردازش اطلاعات در مغز نیز مستلزم این است که مدارهای عصبی مغز در این گروه از افراد به گونهای شکل گرفته باشند که امکان استفاده از بیشترین توانمندیهای ذهنی را برای فرد به وجود آورند. بر این اساس گفته میشود که افراد تیزهوش در حل معماها و پاسخگویی به سوالات مطرح شده با دقت و ظرافت بیشتری عمل کنند، چراکه آنها میتوانند به سرعت و در کوتاهترین زمان ممکن، اطلاعات کلیدی را در معماهای مطرح شده تشخیص داده و براساس آن به پاسخی صحیح و منطقی برای حل آن معما دست یابند. بنابراین باید پذیرفت که این افراد از حافظه کمکی کوتاهمدت مغز که دادههای دریافتی را تنها برای مدت زمان کوتاهی تا زمان پردازش در مغز ثبت و نگهداری میکند، به نحو مطلوبی استفاده میکنند.
محققان به منظور نظارت بر فعالیت مغزی افراد در هنگام نتیجهگیری استدلالی غیرشفاهی نیمساعته، تصاویر مغزی ثبت شده به روش انتشار پوزیترون (الکترونهای مثبت) را که میتواند میزان متابولیسم گلوکز در سلولهای عصبی مغزی را مورد سنجش و اندازهگیری قرار دهد، بررسی کردهاند. بر این اساس هر چه فرد در انجام این فعالیت ذهنی از عملکرد بهتری برخوردار باشد میزان متابولیسم گلوکز در بخشهای وسیعی از مغز کاهش خواهد یافت.
این نتایج میتواند تاثیر افزایش کارایی و عملکرد پردازش عصبی در پرورش استعدادها و توانمندیهای ذهنی را مورد تایید قرار دهد. بنابراین میتوان گفت افراد تیزهوش در مصرف انرژی اقتصادیتر عمل میکنند. کاهش فعالیت مغز پس از یادگیری نیز نقش مهمی در افزایش توانمندیهای ذهنی دارد. در هنگام یادگیری فعالیت بخشهای قدامی مغز که در کسب مهارتهای شناختی نقش مهمی را ایفا میکنند، در افراد بااستعداد در مقایسه با افراد معمولی کمتر است. به عبارت دیگر هر چه فرد از تواناییهای ذهنی بیشتری برخوردار باشد، تفاوت در میزان فعالیت پوسته مغز در مراحل قبل از آموزش و بعد از آموزش و یادگیری محسوستر خواهد بود که این موضوع نشان میدهد این گروه از افراد پس از یادگیری از فرآیندها و روشهای تسهیل شده و سادهتری برای پردازش اطلاعات جدید استفاده میکنند. معمولا مغز کودکان باهوش و زیرک حتی در هنگام استراحت نیز انرژی کمتری مصرف میکند که از این جهت میتوان آن را از نظر تکامل و توسعه در مقایسه با کودکان معمولی پیشرفتهتر دانست. اگر چه بسیاری از محققان افزایش بازده انرژی در مغز این گروه از افراد را ناشی از افزایش ماده خاکستری در مغز میدانند که میتواند علاوه بر تامین منابع لازم برای پردازش اطلاعات، فشار وارد بر مغز در هنگام فعالیت را نیز به میزان قابل توجهی کاهش دهد، در این میان بسیاری از محققان علت اصلی این ویژگی را در افزایش ضخامت میلین یافتهاند. میلین مادهای است که سلولهای عصبی را از هم جدا کرده و زمینه مناسبی را برای انتقال سریع پیامهای عصبی مخابره شده از مغز به وجود میآورد. اگر چه افزایش غیرعادی بافت پشتیبان دستگاه عصبی مرکزی که سبب تشکیل میلین در مغز میشود، در نزدیکی سلولهای عصبی بخشی از قشر آهیانهای مغز اینشتین مورد تایید قرار گرفته است، اما لازم است در این زمینه تحقیقات بیشتری انجام شود.
ذهن پویا
علیرغم اینکه ذهن افراد تیزهوش و با استعداد هیچگاه از یک آرامش نسبی برخوردار نخواهد بود اما به نظر میرسد که در برخی مواقع در مقایسه با افرادی که از هوش معمولی برخوردارند، بسیار فعالتر است. با توجه به این ویژگی میتوان به این نتیجه رسید که این گروه از افراد دارای توانایی مغزی بیشتری هستند.
سطح فعالیت نیز در ناحیه قدامی و لوب آهیانهای مغز در افرادی که در آزمون بهره هوشی امتیاز بالاتری را کسب کردهاند به مراتب بالاتر است. بررسیهای انجام شده نشان داده است که در نوابع ریاضی، مغز از نظر سوخت و ساز فعالتر است و این فعالیت بیشتر در لوبهای آهیانهای، قشر قدامی و همچنین کمربند قدامی مغز متمرکز شده است. اگر چه هنوز علت اصلی پویایی و فعالیت بیش از اندازه مغز در تیزهوشان شناخته نشده است، اما بسیاری از محققان بر این باورند که سختی و دشواری فعالیتها و درگیریهای ذهنی مانع از ایجاد آرامش ذهنی در این افراد خواهد شد. وقتی فرد با مساله دشواری مواجه میشود، حتی اگر تیزهوش و با استعداد نیز باشد برای حل آن باید سخت تلاش کند. افزایش سرعت سوخت و ساز مغز میتواند نشان دهنده افزایش درگیری ذهن برای پاسخگویی به مساله مطرح شده باشد. اگر فردی نتواند از عهده حل این مساله برآید، مغز به علت ناتوانی در دست و پنجه نرم کردن با دادههای موجود تقریبا غیرفعال خواهد شد. این در حالی است که در مقایسه فردی که استعداد بیشتری دارد برای پاسخگویی به معماهایی که سادهتر هستند، کارآمدتر عمل کرده و با کمترین فعالیت ذهنی و در کوتاهترین زمان ممکن به سوال مطرح شده پاسخ میدهد.
و اما حرف آخر...
با توجه به آنچه گفته میشود میتوان به این نتیجه رسید که عوامل عصبی موثر در نبوغ و استعداد انسانها هر آنچه که باشد تنها سبب افزایش احتمال موفقیت فرد خواهد شد و نمیتواند پیشرفت او در تلاش برای کسب مهارت در زمینههای مختلف را تضمین نماید. حتی در موفقیتهای علمی نظیر قبولی در آزمون ورودی دانشگاهها نیز ضریب هوشی افراد به اندازه برخورداری از انضباط شخصی و خواسته فرد برای رسیدن به موفقیت تاثیرگذار نخواهد بود. بررسیها و تحقیقات انجام شده درباره دانشآموزان مقطع دبیرستان نشان داده است که موفقیت این افراد در زمینههای مختلف تحصیلی بیش از اینکه با ضریب هوشی افراد در ارتباط باشد، مستلزم داشتن اراده و عزم جدی و داشتن انضباط شخصی برای رسیدن به هدف است. علاوه بر این معمولا این گروه از افراد، استفاده از مزایا و امتیاز بهدست آمده از موفقیتهای خود در زمینه تحصیلی را به لذتها و خوشیهای زودگذر ترجیح میدهند و این در حالی است که داشتن ضریب هوشی بالا الزاما نمیتواند تضمینکننده موفقیت فرد در این زمینه باشد.
حتی موفقیت اینشتین در زمینه فیزیک و ریاضیات نیز نمیتواند تنها به علت تواناییهای ذهنی منحصر به فرد او باشد، بلکه آموزش، علاقهمندی و پشتکار را برای حل معمای نسبیت و حمایت از جانب خانواده و دوستان نیز سبب شد زمینهای مناسب برای پیشی گرفتن او نسبت به دیگر افراد بااستعداد معاصر او فراهم شود.
منبع: scientific american
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: