ما و بحران مالی آمریکا

بحران مالی اخیر آمریکا از آن بحران‌هایی است که به قول رئیس سابق بانک مرکزی آمریکا هر قرن یا حداکثر نیم‌قرن یک بار اتفاق می‌افتد و دامنه آن سال‌ها طول می‌کشد. آخرین بار بحران 1929 موجب رکود عظیمی شد که 10 سال طول کشید و تولید ناخالص آمریکا و دنیا را بشدت کاهش داد.
کد خبر: ۲۱۳۲۲۸
آن بحران، جنبش‌های بزرگ سیاسی، اجتماعی را به دنبال داشت. برابر بررسی صندوق بین‌المللی پول از 117 بحران رخ داده در نقاط مختلف جهان طی 3 دهه اخیر، بحران‌های سیستم بانکی [مالی] آثار بزرگتری داشته و احتمال سرایت به سایر نقاط جهان را بیشتر دارد. درباره این بحران‌ها بیش از یک قرن نظریه‌پردازی شده است.

 بحران کنونی در حوزه مالی است و به بحران اقتصادی تبدیل نشده است. صاحبنظران و کارشناسان مالی و اقتصادی پیش‌بینی می‌کنند این بحران 2 تا 10 سال طول بکشد.

آنچه که مهم و باید موجب عبرت‌آموزی ما باشد، توجه به تاثیر بحران بر اقتصاد ایران و اتخاذ تدابیر مناسب است.

باید گفت عمده‌ترین اثر منفی رکود جهانی بر اقتصاد ایران از طریق کاهش درآمدهای نفتی است که عمده‌ترین اثر کاهش درآمدهای نفتی نیز بر بودجه دولت است و با توجه به ساختار اقتصاد ایران که کاملا دولتی و وابسته به نفت است ، این بحران از طریق بودجه به سایر بخش‌ها سرایت خواهد کرد ؛ احتمال کسری بودجه از هم‌اکنون قابل پیش‌بینی است و کاهش هزینه‌های دولت و افزایش درآمدهای جایگزین نفتی را باید مورد تاکید قرار داد.

نکته دوم شناسایی مسیرهای احتمالی تاثیرگذاری وضعیت رکود جهانی بر اقتصاد ایران است که علاوه بر مسیر نفت که بدان اشاره شد، مسیر نرخ‌های ارز و مسیر مالی بودجه‌ای است.

کاهش فروش ارز دولتی به بانک مرکزی به دلیل کاهش درآمدهای نفتی از یک رشد نقدینگی را کاهش داده و تورم را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر به دلیل افزایش احتمال تقویت دلار در آینده و افزایش تقاضا برای دلار، فشار برای افزایش قیمت دلار در بازار ارز ایران را افزایش می‌دهد.  در این صورت بانک مرکزی با چالش بزرگی مواجه خواهد شد که پیامدهای آن از جمله کاهش قابل توجهی از ذخایر ارزی را باید مورد تاکید قرار داد.

نکته سوم تاثیر بحران بر بازار بورس است که به دلیل ترکیب سهام بورس ایران فعلا تاثیر جدی نداشته است جز در فلزات که سازمان بورس برای حفظ اعتماد مردم و سرمایه‌گذاران باید تدابیری را اتخاذ کند.نکته چهارم بازنگری در برخی طرح‌ها از جمله تحول اقتصادی است که وعده پرداخت نقدی براساس نرخ‌های بالای نفت داده شده است که علاوه بر اجماع قوا و صاحبنظران باید متناسب با شرایط کنونی بازتعریف گردد.

و بالاخره همه این اوضاع گویای آن است که باید اصل 44 را با سرعت و عزم ملی عملی کرد؛ چرا که به هر میزان از اقتصاد وابسته به نفت و اقتصاد دولتی دورتر شویم، علاوه بر آن‌که از تاثیرپذیری بحران‌های مالی و اقتصادی نجات پیدا می‌کنیم، زمینه‌های رشد و شکوفایی اقتصاد، تولید و سرمایه‌گذاری را فراهم می‌سازیم.

باید توجه داشت که بحران مالی غرب و تاثیر آن بر اقتصاد ایران بر مدار افراط و تفریط قرار نگیرد؛ به گونه‌ای که کشور را جزیره ثبات و امن بدانیم و از سوی دیگر نباید سرنوشت خود را کاملا متاثر از بحران بدانیم. عبرت‌آموزی، تدبیر، همدلی و برنامه داشتن وظیفه مبرم مسوولان برای خروج از بحران حاکم بر غرب است.

علی دارابی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها