والدین هوشمند وقتی با پرسشهایی درباره منشا تولد مواجه میشوند به هیچ وجه از کودک خود نمیپرسند چرا این سوال را پرسیدی؟ یا چطور مگه؟ آنها به این موضوع میاندیشند که نکند کودکمان ترس آسیب دیدن دارد، ترس از بین رفتن یا اذیت شدن.
هرگاه کودک ما سوالاتی درباره نحوه به دنیا آمدنش از ما میپرسد به او اجازه بدهیم سوالش را کامل طرح کند و از ابهامی که برایش پیش آمده حرف بزند. وقتی کودک ما در فضایی آرام از کنجکاویها، نگرانیها و ترسهایش سخن میگوید خود به خود بزرگی مساله در ذهن او خرد میشود، بنابراین والدین بدون آن که دچار تشویش شوند و به هم بریزند فضایی را در اختیار او قرار دهند که فرزندشان با اطمینان از نگرانیهایش بگوید و آرام شود.
رفتار اشتباه دیگری که معمولا از والدین سر میزند یک سری پاسخهای غیرطبیعی است که تحویل کودک میدهند، نظیر این که تو در بوته گل به دنیا آمدهای، تو را کادوپیچ برایمان آوردند و... این قبیل پاسخها چگونگی به دنیا آمدن را در ذهن هوشمند و ثبتکننده کودک زیر سوال میبرد، نگرانیها و کنجکاویهای او را بیشتر و مجبورش میکند پرسشهایی را با کودکان دیگر در میان بگذارد.
نکتهای که در این ارتباط و مسائل دیگری از این دست بسیار مهم است، نقش حمایتگری والدین است. متاسفانه بعضی والدین حتی تحصیلکردهها، درست در بحرانیترین شرایط کودک را تنها میگذارند، مثلا میگویند بزرگ شدی متوجه میشوی. طبیعی است کودک نمیتواند 20 سال صبر کند. او همان لحظه دنبال پاسخی برای پرسشهایش میگردد.
نکته دیگر در این نقش حمایتی زمانی است که کودک یا نوجوان ما به هر دلیل دچار ترس شده است و شب میخواهد پیش مادرش بخوابد. وقتی کودک یا نوجوان ما ترسید آغوش ما باید باز باشد. اصول نوین روانشناسی میگوید ما نباید آشفته شویم و بگوییم تو بزرگ شدهای برو بیرون و در اتاق خودت بخواب.
دکتر فرزانه صداقت
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....