مهدی یاورمنش: در تمام لغتنامههای فارسی، در معنی و توضیح واژه «جشن» به ویژگیها و صفاتی چون شادی، نشاط، مهمانی و همگانی بودن اشاره شده است. به عبارت دیگر اگر رویدادی دربرگیرنده این شرایط و خصوصیات نباشد، نمیتوان و نباید بر آن واژه «جشن» اطلاق کرد.
چندی است که در کشور ما، بازار برپا کردن جشن در شاخههای گوناگون هنری، گرم و داغ است که البته براساس تعریف بالا نمیتوان همه آنها را جشن به معنای واقعی و کامل آن دانست. برای مثال این روزها که جشن خانه موسیقی در حال برگزاری است، چه شادی یا نشاطی را میتوان در جامعه مشاهده کرد و اصولا چند نفر از مردم از برگزاری این رویداد باخبر هستند شادی میکنند؟
کد خبر: ۲۱۰۳۸۹
در بزرگداشت نهمین سالگرد تاسیس خانه موسیقی، چه اتفاق یا برنامهای باید علاقهمندان هنر موسیقی را به این مهمانی دعوت کند؛ کنسرت گروه کامکارها که همان قطعات اجرا شده سال گذشته در آن تکرار میشود یا صدای استاد شجریان که همین چند روز قبل در تالار بزرگ کشور طنین انداخته بود؟ اجرای ارکستر ملی ایران هم که در طول سال چندینبار به روی صحنه میرود و البته همیشه مخاطب خود را هم دارد نیز نمیتواند ویژگی و اتفاقی بدیع باشد. جشن خانه موسیقی در واقع تکرار چند کنسرت اجرا شده قبلی در تالارهای بزرگ کشور و وحدت است که پایانبخش آن اهدای چند جایزه خواهد بود.
راستی جای مردم در این جشن کجاست؟ چه برنامهای قرار است اجرا شود تا جنبه همگانی و مردمی به این رویداد بدهد؟ سهم شهرستانیها از این سرور و شادمانی هنری چیست؟ کدام استاد موسیقی قرار است در این هفته، اثری تازه را به جامعه موسیقیدوست ما هدیه کند؟ کدام نوآوری موسیقایی، گوشهای آشنا به آواها و نواهای تکراری را خواهد نواخت؟ چه گروه جدیدی فعالیت هنری خود را آغاز خواهد کرد و ... پرسشهای بیشمار دیگر در حالی که خانه موسیقی در حال حاضر 9 هزار عضو دارد، تجربه چند سال گذشته نشاندهنده آن است که این هنرمندان به سوی همگرایی حرکت نمیکنند. تشکیل گروههای موسیقی متشکل از اعضای خانواده یا برپایی کنسرتهایی از سوی شاگردان یک استاد، نشاندهنده خانوادگی شدن فعالیتهای هنری است که از دل آن به یقین اتفاق تازه و بدیعی رخ نشان نخواهد داد.