گفتگو با یک متهم به قتل‌

ناخواسته وارد بازی مرگ شدم‌

وحید مرد جوانی است که رویای یک‌شبه پولدار شدن او را به پشت میله‌های زندان کشانده و او حالا در انتظار اجرای حکم قصاص است، او روزهای پراضطرابی را پشت سر می‌گذارد و تلاشش برای جلب رضایت اولیاء دم هنوز به نتیجه نرسیده است. گفتگوی ما با این جوان محکوم به قصاص را بخوانید.
کد خبر: ۲۰۹۸۲۹

چند سال داری و چه طور شد که سر از زندان در آوردی؟

30 ساله هستم، 3 سال پیش به جرم قتل زندانی شدم، شرایط سختی را تحمل می‌کنم، هیچ وقت فکر نمی‌کردم اینطور گرفتار شوم. من خلافکار هستم اما آدمکش هیچ‌وقت نبودم و مجبور شدم مرتکب قتل شوم.

چه مشکلی با مقتول داشتی؟

ما با هم هیچ مشکلی نداشتیم، من اصلا او را نمی‌شناختم او و دوستش به من حمله کردند، آنها قصد داشتند مخدرهای قلابی به من بفروشند.

پس شما قاچاق موادمخدر هم می‌کردید؟

من قاچاقچی نیستم و گول یک مرد افغان را خوردم و این ماجرا اتفاق افتاد، او به من وعده داده بود که یکشبه پولدار می‌شوم. من که مشکل مالی شدیدی داشتم حرفش را قبول کردم و متاسفانه این مشکلات برایم پیش آمد.

مدعی هستی مرد افغان تو را گول زده است مگر شناختی از او داشتی که خیلی راحت حرفش را پذیرفتی؟

او را نمی‌شناختم و ما در ماشین با هم آشنا شده بودیم اما چون مشکل مالی شدید داشتم، وقتی پیشنهاد پول زیادی را به من کرد وسوسه شدم و پذیرفتم. بدون این که فکر کنم چه بدبختی‌هایی ممکن است گریبان من را بگیرد قبول کردم که با مرد افغان همکاری کنم و پول را بگیرم اما سر از زندان درآوردم.

چه اتفاقی باعث شده بود تو دچار مشکل مالی شوی؟

من شغلی نداشتم، بشدت بی‌پول بودم و خجالت می‌کشیدم از خانواده‌ام. همیشه تحقیرم می‌کردند که چرا پول نداری. من هم برای خارج شدن از این بحران چنین کاری کردم. باز هم می‌گویم اشتباه کردم.

از ماجرای قتل بگو، چطور شد که مرتکب قتل شدی؟

به اتفاق مرد افغان به محل قرار رفتیم. محل قرار یک بیابان بود، تا چشم کار می‌کرد جنبنده‌ای وجود نداشت، چند ماشین توقف کرده بودند، وقتی به محل رسیدم خیلی ترسیدم می‌خواستم فرار کنم، اما نتوانستم، یکدفعه چند مرد جوان به طرفم آمدند، آنها دست و پای مرا گرفتند و به داخل ماشین بردند، یکی روی سرم سلاح گذاشته بود و دیگری که همان مقتول بود به سمت من چاقو گرفته بود، من هم برای نجات جانم در یک لحظه آنها را غافلگیرشان کردم. چاقویی که در جورابم مخفی کرده بودم بیرون کشیدم، من فقط یک ضربه زدم که به سینه مقتول برخورد کرد و باعث مرگش شد. من نمی‌خواستم او را بکشم و این حادثه کاملا اتفاقی بود.

به هر حال حکم قصاص برای تو صادر شده است، آیا تقاضای بخشش کرده‌ای؟

من خیلی التماس کردم و خواستم تا مرا ببخشند، اما قبول نکرده‌اند، آنها برقصاص فرزندشان اصرار دارند، مسبب این ماجرا آزادانه زندگی می‌کند و من در زندان هستم و انتظار چوبه‌دار را می‌کشم، البته خانواده‌ام هم خیلی تلاش کردند، ولی موفق نشدند.

آیا حرف ناگفته‌ای با اولیاءدم داری که بخواهی در اینجا مطرح کنی؟

من ناخواسته وارد این بازی شدم، بازی سیاهی که آینده‌ام را نابود کرد، خیلی دوست داشتم زندگی آرامی داشته باشم. دوست ناباب مرا از هدفم دور کرد. از اولیاءدم می‌خواهم کمکم کنند و فرصت زندگی دوباره‌ای به من بدهند، تا بتوانم برای جامعه‌ام مفید باشم، قسم می‌خورم اگر اجازه زندگی دوباره به من داده شود مثل یک انسان سالم زندگی کنم و مفید باشم.

کجای این کار اشتباه بود که شما گرفتار شدی؟

می‌خواستم یک‌شبه پولدار شوم و به همه چیز برسم، من باید کاهلی را کنار می‌گذاشتم، به خدا توکل و کار می‌کردم و ذره ذره خوشبختی را جمع می‌کردم. ای کاش می‌توانستم به گذشته برگردم و این کار را بکنم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها