قاصدک مسافر: «شاید چیزی که باعث شد، این نامه را بنویسم این بود که من با تو شباهتهای بسیاری دارم و مشکل تو را هم داشتم. (زندگی برای تو یعنی فقط و فقط درس) البته مشکل من درباره محدودیتهای این جمله است نه خود آن! چون خوب درس میخوانم و نمراتم خوب است. محدودیتهایی که واقعا خندهدار است و البته زجرآور. ولی من به خاطر خواستهها و رویاهایم تحمل کردم. خواستههایی که به نظر من تو زود از آنها گذشتی.
کد خبر: ۲۰۹۷۳۶
شاید من بهتر بتوانم فشارهای روحی حاصل از بیرون آوردن تو را از آن مرکز و وضعیت تو را وقتی در آن شرایط بودی درک کنم. حتی جمله پدرت را که در مسابقه پینگپنگ به تو گفت میفهمم، اما چیزی که بهتر از تمام اینها درک میکنم و باور دارم این است که تو هنوز چیزهای بسیاری برای از دست دادن داری و شاید بهتر است بگویم برای نگه داشتن. گفته بودی «آینده برایت فقط پینگپنگ است که آن هم بیشتر رویا است تا واقعیت» ولی بزرگی میگوید: «هر واقعه ابتدا به صورت رویا ست. آن گاه اتفاق میافتد. فقط باید باور کنی خودت را و دنیایی که در دستان توست.» ولی به خاطر پدر و مادرت درس نخوان، چون در آن صورت اگر بهترین هم باشی هیچ فرقی نمیکند. به خاطر خودت و فردایت بخوان، چون کسی که در گذشته آنقدر موفق بوده، باز هم میتواند. پس: «بگذار هر روز رویایی باشد باور نکردنی. بگذار هر روز عشقی باشد دچار شدنی، بگذار هر روز بهانهای باشد حیات بخشیدنی! باور کن دنیا در دستان توست و باور کن که میتوانی اگر اراده کنی».