شتر، گاو، پلنگ

پشت دیوار لجبازی، خانه نساز

«در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد/ عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد/ مدعی خواست که آید به تماشاگه راز/ دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد...». سلام شترگاوپلنگ‌های تنهای دیار من. خوبید؟ خوشید؟ چه خبر؟ من هم به لطف شما بد نیستم و زیر این آسمان نه‌چندان آبی تهران به قول کافه، بسی دی‌اکسیدکربن فرو می‌دهیم و یک آب هم رویش! امروز می‌خواهیم به نامه قایق شکسته، جواب دهیم که پیش از این نیز به نامه‌اش جواب داده بودیم.
کد خبر: ۲۰۹۷۳۵
او نوشته که همچنان سر حرفش باقی است و می‌خواهد با شخص مورد نظرش ازدواج کند. برایش هم مهم نیست که دیگران با او مخالفت کنند. گفته حتی برایش مهم نیست که درس بخواند یا نه و این به نظر من اصلا چیز خوبی نیست. دوست عزیز من برایت آن بار هم نوشتم که گرچه مخالفت پدرت با ازدواج تو ظاهری چندان منطقی ندارد، ولی این دلیل نمی‌شود که تو همه زندگی‌ات را به خاطر پیش آمدن این وضعیت تعطیل کنی و تمام آینده را منوط به بودن یا نبودن در کنار فرد مورد نظرت نمایی. این درست نیست که دانشگاه و درس را کنار بگذاری یا لااقل با آن به صورت علی‌السویه برخورد کنی. اتفاقا اگر می‌خواهی مستقل شوی و خودت برای خودت تصمیم بگیری باید به دانشگاه فکر کنی و سرسختانه درس بخوانی تا خودت بتوانی صاحب موقعیت و جایگاه شوی. آن وقت کسی نمی‌تواند جز خودت برای زندگی‌ات تصمیم بگیرد. گفته بودم به تو که لااقل تا زمان ورود به دانشگاه دست نگه دار و سعی نکن چیزی را عوض کنی. بعد از یک سال درس خواندن، اگر باز هم تصمیم داشتی با همین فرد ازدواج کنی، آن وقت برای رسیدن به این هدف تلاش کن. من فکر می‌کنم که تو یک جورهایی سر لج افتاده‌ای و می‌خواهی برخلاف تصمیم پدرت تصمیم بگیری. نمی‌گویم این کار درست است یا نه؟ ولی لحظه‌ای به این فکر کن که اگر این لج کردن و این نوع تصمیم‌گیری در آینده به نفع تو نباشد چه کار می‌خواهی بکنی؟ چرا می‌خواهی همه پل‌های پشت سرت را خراب کنی؟ مگر تو با این آدم چقدر حشر و نشر داشته‌ای؟ چند بار درباره مشترکات ذهنی و رفتاریتان با هم صحبت کرده‌اید؟ یا اصلا مگر چقدر او را می‌شناسی؟ دوست خوبم هیچ‌وقت، هیچ وقت، هیچ وقت از یاد نبر که زندگی مشترک و زندگی کردن زیر یک سقف اصلا آن چیزی نیست که آدم قبل از ازدواج تصورش را می‌کند. هزار و یک مسوولیت دارد که انجام دادنشان کار مشکلی است. تنها بودن و تنها زندگی کردن آن هم در زندگی مشترک کار هر کسی نیست. تازه این جدای از اختلاف‌نظرها و تفاوت سلیقه‌هایی است که معمولا بعد از ازدواج تازه خودشان را نشان می‌دهند. نمی‌خواهم تو را دلسرد کنم یا بترسانمت. فقط می‌گویم کمی صبر کن. می‌گویم صرفا به خاطر این که پدرت موافق این ازدواج نیست روی این مساله اصرار نداشته باش. فقط دوست داشتن برای تشکیل دادن یک زندگی مشترک کافی نیست. بگذار موقعیت‌های تازه‌ای مثل دانشگاه در زندگی‌ات شکل بگیرد و بعد تصمیم بگیر. امیدوارم حرف‌های من لااقل ذره‌ای تو را به فکر بیندازد.
خب، زیادی حرف زدم تا هفته بعد درود و بدرود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها