بسترهای لازم برای جذب گردشگران
به ایران را فراهم کنیم
آمار و ارقام موجود نشان می دهد که ایران برای رسیدن به یک حد مطلوب در زمینه جذب گردشگر حتی از کشورهای همجوار
کد خبر: ۲۰۹۴۹
خود نیز بسیار عقب مانده تر است . از آنجا که جاذبه های گردشگری ایران برای جذب و تشویق جهانگردان قابل چشم پوشی نیست و می توان از آن به عنوان راهی در جهت توسعه اقتصادی کشور نام برد؛ ولی عدم توجه به آن از سوی دست اندرکاران و مسوولان ذی ربط می تواند دلیلی اساسی برای این معضل محسوب شود. در این گزارش علل عدم توسعه صنعت گردشگری در ایران و راهکارهای لازم مورد بررسی قرار گرفته است . ایران با سابقه ای کهن در فرهنگ و تمدن ، تاریخی به قدمت پیدایش انسان ، داشتن نژادهای مختلف ، زبانها و گویشهای گوناگون و آثار باستانی و تاریخی بی بدیل ، می تواند جایگاه خاصی در صنعت گردشگری دنیا داشته باشد. در کنار عوامل تاثیرگذار بر اقتصاد کشور که در طول سالیان گذشته توجهی جدی به آنها نشده است ، به صنعت جهانگردی نیز التفاتی نشده است و تنها از نظر آماده کردن زیرساختارهای مورد نیاز این صنعت اقدامی صورت نپذیرفته است ، بلکه از نظر ترویج فرهنگ گردشگری در بین اقشار مختلف جامعه نیز توفیقی نداشته ایم . به دلیل قوانین و مقررات زاید در این زمینه ، مشخص نبودن متولی این صنعت در کشور، عدم شناخت جایگاه صنعت گردشگری در رشد و توسعه کشور، فقدان افراد آگاه ، متخصص و باتجربه و آشنا با فرهنگ و تمدن ایران و جهان سبب شده است که ایران با وجود حضور در میان 10کشور نخست باستانی جهان ، تنها موفق به کسب 01/0درصد تا 038/0 درصد از کل درآمد گردشگری در سطح جهان شده است . ترکیب جهانگردان وارد شده به ایران طی سالهای گذشته بسیار ناموزون است . 75درصد گردشگران از 4کشور آذربایجان ، پاکستان ، ترکیه و افغانستان بوده اند. در این میان کشورهای منطقه خاورمیانه 11درصد، اروپای غربی 5درصد و سهم قاره امریکا تنها 3درصد بوده است . قاره آفریقا، استرالیا و آسیای غربی نیز 6درصد باقیمانده را به خود اختصاص داده است . این ترکیب در سالهای مختلف تغییر چندانی نکرده است . ورود مسافران کشورهای همسایه که اکثرا از نظر مادی در مضیقه هستند باعث شده است که درآمد صنعت گردشگری ایران حتی از متوسط منطقه جنوب آسیا نیز بسیار کمتر باشد. تداوم چنین روندی در آینده ای نزدیک ایران را از کسب همین درآمد ناچیز نیز محروم خواهد کرد؛ ولی در صورتی که بتوانیم راهی برای جذب جهانگردان کشورهای اروپایی و امریکایی بیابیم می توانیم به کسب درآمدهایی سرشار امیدوار باشیم . مراجع تصمیم گیرنده در کشور بسیار ناهماهنگ عمل کرده و هر یک گوشه ای از کار را بدون هماهنگی با دیگر سازمان ها در اختیار گرفته اند و به میل خویش عمل می کنند. به عبارتی دیگر متولی خاصی در کشور مسوولیت این امر مهم و حیاتی را نپذیرفته و جوابگوی معضلات پیش آمده نیز نیست . نکته قابل توجه این که در این میان قوانینی هم به تصویب می رسد که بدون پشتوانه اجرایی و بدون استفاده از نظر کارشناسان و متخصصان این صنعت به مرحله اجرا درمی آورند. این امر سبب شده است که بخش خصوصی که باید بیشترین فعالیت را در این بخش داشته باشد، هیچ میل و رغبتی برای سرمایه گذاری در صنعت گردشگری کشور از خود نشان ندهد. به هر حال عدم رایزنی های لازم با بخش خصوصی و مقررات ناپخته سبب شده است که سرمایه محصور شده و گردشگری هر لحظه بیشتر با مشکلاتی بزرگتر روبه رو شود. همان گونه که اشاره شد وجود سازمان های مختلف تصمیم گیرنده در امر گردشگری کشور باعث به رکود کشیده شدن این صنعت می شوند. تشریفات گمرکی ، نوسانات ناگهانی قیمتهای بلیت ، عدم وجود مراکز اقامتی به تعداد مورد نیاز، نامناسب بودن خدمات بین راهی ، کمبود امکانات حمل ونقلی و اطلاع رسانی ضعیف همگی نشان از عملکرد ضعیف متولیان این صنعت در کشور است . رونق جهانگردی نیازمند پذیرش فرهنگ آن از سوی اقشار مختلف جامعه است . اکثرا بر این باور هستند که گردشگر تنها به خاطر خوشگذرانی و تفریح وارد کشور می شود. در حالی که او تمامی جوانب سرزمین مورد نظر را از قبل بررسی کرده و با آگاهی کامل و به خاطر بالا بردن میزان اطلاعات و ترویج فرهنگ خویش و درک باورهای کشور مورد نظر راهی آن می شود. در این میان رونق صنعت جهانگردی ، گذشته از مسائل مالی آن سبب ورود فناوری روز به کشور شده و موجبات رشد صعودی اقتصاد کشور و ایجاد روابط حسنه با دیگر کشورهای جهان را از نظر سیاسی فراهم کرده است . وجود افکاری خاص که نگاه مثبتی به این صنعت ندارند در میان قشر خاصی از جامعه وجود دارد که می تواند برای این صنعت خطرناک باشد. هرچند نگرشهای منفی تنها در میان عده قلیلی است ، ولی باید با اقداماتی مثبت اوضاع را در مسیر صحیح قرار داد. از جمله مواردی که به عنوان یک عامل منفی درباره گردشگری مطرح می شود، رعایت نکردن شئونات اسلامی و مذهبی کشور است . این در حالی است که رعایت اصول دینی و اعتقادی هر کشوری از سوی جهانگردان اجباری است و در این میان گردشگران نیز به شرایط و قوانین کشور میزبان احترام می گذارند و تخطی از آن را نمی پذیرند. آیینها و اعتقادات مذهبی هر کشور که در تاروپود جامعه رسوخ می کند، خود یکی از عواملی است که جهانگردان را برای شناخت و آگاهی از چگونگی آن جذب کشورهای جهان می کند. هر چند تقابل اعتقاد مردم با نگرش جهانگردان بندرت اتفاق می افتد، نظارت های لازم در این زمینه می تواند به کلی مشکلات موجود را حل کند. اولین و مهمترین عاملی که هر جهانگرد در نظر می گیرد وجود امنیت ، آرامش سیاسی و اجتماعی در سرزمین مقصد است . ایران به سبب دنبال کردن سیاست ها و اصول سیاسی خاص خود و همچنین به خطر افتادن منافع برخی کشورها بخصوص ایالات متحده ، همواره مورد تهدید و تحریم های منطقه ای و جهانی قرار گرفته است . امریکا و هم پیمانان آن با تبلیغات منفی علیه ایران که در اکثر موارد از واقعیات فاصله زیادی دارند سبب شده اند که خارجیان و جهانگردان تصویری غلط از ایران را در ذهن بپرورانند و به غلط ناامنی داخلی در ایران را باور کنند. به این نکته باید اشاره کنیم که هرچند مواردی از گروگانگیری در کرمان و انجام برخی تعرضات به جهانگردان گزارش شده است ، ولی وجود چنین مواردی نمی تواند دلیل بر بی امنی در ایران باشد. متاسفانه ایران در مقابله با چنین تبلیغاتی ، بسیار ضعیف عمل کرده و نتوانسته است که جوابی مناسب به چنین تبلیغاتی بدهد. برخی از مسوولان در مصاحبه هایی که کرده اند اعلام می دارند بسیاری از جهانگردان پس از بازگشت از ایران به کذب بودن تبلیغات صورت گرفته پی می برند که این خود تبلیغی برای کشور است . ولی باید بپذیریم که به هیچ وجه نمی توانیم به وجود چنین واکنش هایی دل خوش کنیم و ناگزیر برای خنثی کردن چنین تبلیغاتی که سعی می کنند ایران را ناامن جلوه دهند، باید وارد میدان شویم . امنیت تنها به داخل کشور محدود نمی شود بلکه وجود امنیت در منطقه و کشورهای همسایه نیز بسیار بااهمیت است . حمله ایالات متحده به افغانستان و بر هم خوردن اوضاع داخلی این کشور، تهدیدات امریکا و برخی کشورهای غربی بر ضدعراق و دامن زدن به بی ثباتی موجود در منطقه ، اوضاع نابسامان کشورهای آسیای میانه که همواره در جنگ و درگیری به سر می برند و... مواردی هستند که سبب شدند ایران کشوری ناامن جلوه کند و درآمدی که از این طریق می توانست نصیب این کشور شود به سوی کشورهایی همچون امارات عربی متحده و کویت سرازیر شود. هرچند وجود ناامنی در منطقه تاثیرات سوئی را بر صنعت گردشگری ایران وارد کرده است ؛ ولی سوالی که در اینجا می تواند مطرح شود این است که چرا با وجود این گونه معضلات در منطقه که شامل کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز می شود از میزان بازدیدکنندگان از این کشورها کاسته نشده است؛ و چرا با وجود درگیری همیشگی بین لبنان ، اسرائیل و فلسطین ، جهانگردان باز این مناطق را فراموش نمی کنند؛ آیا جز این است که وجود نارسایی ها و سهل انگاری های داخلی باعث فرتوت شدن این صنعت شده است؛ جدول شماره یک بوضوح وضعیت نامطلوب این صنعت را به تصویر می کشد. در حالی که در سال 2000 تعداد بازدیدکنندگان رشدی 300درصد را نسبت به سال 1995 نشان می دهد؛ اما درآمدهای ارزی حاصل از آن تنها رشدی برابر 170درصد را نشان می دهد. نسبت ورود جهانگردان به ایران نیز خود گویای وضعیت نابسامان این صنعت است . آیا برای کشوری همچون ایران با سابقه ای کهن در تاریخ جهان ، جای تاسف نیست که تنها توانسته است 2/0درصد از کل درآمد حاصل از توریسم جهان را به خود اختصاص دهد؛ در این میان ، دردناکتر آن است که بدانیم آمارهای ارائه شده از سوی سازمان های مربوط با واقعیات تطبیق نداشته و تعداد جهانگردان وارد شده به کشور بسیار کمتر از آن چیزی است که توسط آنها ارائه شده است . در آمار تعداد اتوبوس های ترانزیت شده که از نقطه ای وارد شده و از نقطه ای دیگر خارج می شوند و یا افرادی که به طور دایمی برای امر تجارت به کشور وارد و یا از آن خارج می شوند جزو جهانگردان به حساب آورده شده است . به عبارتی دیگر تعداد واقعی بازدیدکنندگان از ایران در سالهای 1379 و 1380 تنها به ترتیب 300هزار و یکصدهزار نفر بوده است که در آمار ارائه شده از سوی سازمان ها ارقام یک میلیون و 340هزار و یک میلیون و 300هزار نفر آورده شده است . به اعتقاد برخی از کارشناسان ، عمده ترین مشکل کشور اتکائ به نفت و درآمدهای سهل الوصول آن است . تا هنگامی که به غلط نفت تولید می کنیم و با هر قیمتی که آن را از ما بخرند حاضر به عرضه آن هستیم ، دیگر دلیلی برای رفتن به سوی تولید وجود ندارد. این تفکر خطرناک آسیبهای فراوانی را نیز به صنعت گردشگری کشور وارد کرده است و اجازه تحول و حرکت به سوی آن را از ما گرفته است . صنعتی که با کمی توجه به آسانی می تواند جایگزین نفت شده و درآمدهای سرشاری را برای کشور به ارمغان آورد. هر چند در برنامه اول توسعه 450میلیون دلار ارز حاصل از صنعت جهانگردی پیش بینی شده بود که تحقق پیدا کرد، ولی در همین مدت 5میلیارد دلار ارز توسط مسافران ایرانی از کشور خارج شد. در برنامه دوم درآمدهای پیش بینی شده تحقق پیدا نکردند. بدون تردید پیش بینی ورود 4میلیون نفر در سال 1383 نیز تحقق پیدا نخواهد کرد. اگر خواهان صنعت گردشگری و جهانگردی قدرتمند هستیم که توان ایجاد درآمدهای مورد نظر را داشته باشد و در کنار آن به مساله اشتغال در کشور سر و سامانی دهد، باید با یک برنامه ریزی بنیادین برای توسعه کشور و اجرای سیاست های بلندمدت در این ارتباط اقدام کنیم و ترکیب این صنعت در کشور باید تغییر کند و سعی شود جهانگردان کشورهای اروپایی و همچنین کشورهای عربی خلیج فارس که از سرمایه و ثروت فراوانی برخوردارند، جایگزین مسافران کشورهای شرقی و آسیای میانه شوند. در این زمینه باید به آماده کردن بسترهای لازم برای جذب جهانگردان کشورهای غربی همت کنیم و با راه اندازی سایتهای اطلاعاتی ، اماکن اقامتی مناسب و مورد پسند آنان ، تجهیز ناوگان حمل و نقل کشور، تضمین فراهم کردن آرامش و آسایش خیال جهانگردان ، شفاف کردن قوانین و مقررات و آگاه کردن مسافران ، جلوگیری از نوسانات قیمتها از جمله بلیت و هزینه هتلها، کاهش زمان انتظار آنان برای انجام تشریفات گمرکی ، برقراری خدمات مناسب بین شهری و... از جمله مواردی است که باید در کنار برپایی نمایشگاه ها و جشنواره های تخصصی در زمینه صنعت گردشگری ، آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص و کارآمد، تلاش برای برقراری روابط حسنه با کلیه کشورهای جهان بخصوص کشورهای ثروتمند غربی ، توجه به تبلیغات منفی و سعی در خنثی کردن آنها با معرفی ویژگی های برجسته این صنعت ، گسترش فرهنگ پذیرش گردشگر و جهانگرد در میان اقشار مختلف مردم به عنوان یک ضرورت برای اقتصاد کشور و تلاش برای ایجاد امنیت که خود مردم متولی آن باشند از جمله مواردی است که می توانند در درازمدت و با حرکتی تدریجی مشکلات صنعت گردشگری و جهانگردی کشور را مرتفع کند.