در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فصل سختی را در مارسی گذراندید و این فصل هم برای شما چندان بهتر نبوده است. در حالی که گفته میشد شما از نفرات فیکس این تیم خواهید بود، در بسیاری از مسابقهها روی نیمکت نشستید.
مسائل مختلفی در آن دخیل بودهاند و مهمترین آنها تغییر مربی ما در مارسی بود. در سپتامبر 2007 بود که البر امون رفت و اریک گرتس بلژیکی قدرت را در دست گرفت و وی افکار و برنامههایی در ذهنش داشت که جایی در آن برای من متصور نبود. آن روشها جواب داد و تیم در قیاس با گذشته بهتر نتیجه گرفت و در این گونه شرایط راهیابی به ترکیب تیم بسیار سخت میشود و مربی نیز به آرایش تیم برنده زیاد دست نمیزند. این چنین بود که جا و میدانی وسیع در مارسی طی فصل گذشته به من داده نشد و امسال نیز آن روند به گونهای ادامه یافته است. با این حال در دفعاتی که به میدان رفتهام و کم نیز نبوده است، موفق بودهام و گلهای ندارم.
با این حال در 33 سالگی فاصله زیادی با ایام بازنشستگیتان ندارید و اینها آخرین سالهای شما در هیات یک بازیگر است.
نمیتوان این طوری به مساله نگاه کرد. دیدید که امسال چه اشتیاقی برای همراهی تیم ملی امید هلند در رقابتهای فوتبال المپیک پکن داشتم و روی ماکای نیز از همین احساس برخوردار بود. من هنوز قوی و سالم هستم و میتوانم فوتبال حرفهای بازی کنم و همین نکته، مهمترین مساله است.
مدتی است که در لیگ فرانسه حضور دارید. این عرصه را با لیگهای قبلی محل بازیتان (انگلیس و اسپانیا) چطور قیاس میکنید؟
در اسپانیا حملات از همان خط دفاع و از نقطه اول شروع و پایهگذاری میشود، اما این کار سرفرصت صورت میگیرد. حفظ توپ و بازی درست و تکنیکی با آن نهایت اهمیت را دارد. در فرانسه هم فن شرط است، اما سرعت در کار حمله بیشتر از اسپانیاست و تیمها به لحاظ فیزیکی قویتر از اسپانیا هستند. اوج این جریان فیزیکی در انگلیس است که تیم 90 دقیقه مستقیم و فیزیکی و محکم با یکدیگر بازی میکنند و حتی برای یک لحظه هم توقف در کار نیست. سرعت و قدرت در آنجا به حدی است که در کوچکترین فرصت باید تصمیم بگیرید و لاجرم مرتکب اشتباه خواهید شد و همان اشتباهات و فرصتهای برخاسته از آن، سرنوشت مسابقهها و کل لیگ را رقم میزند. با این حال دوره حضور من در لیورپول و میدلزبرو دوران بدی نبود.
فصل گذشته در زمانهایی که بازی میکردید و از نیمکت ذخیرهها دوری میجستید در هافبک میانی بسیار خوب ظاهر میشدید. آیا فکر میکنید همین پست برای شما بهتر است یا هافبک چپ و شاید هم نقطهای دیگر؟
هافبک وسط را بیشتر میپسندم، زیرا آنجا مثل یک شاهراه در وسط میدان است و هر توپی به آن ختم میشود و آنجا دید و وسعت بیشتری دارید و خواهناخواه فزونتر در بازی تیمتان مشارکت دارید. در تیمی مثل مارسی که روی زمین بازی میکند و از بازی مستقیم فیزیکی ابا دارد، حضور در نقطه فوق و ساخت و پرداخت بازی تیم اهمیت و شیرینی مضاعفی مییابد. البته یادتان باشد که من در زمان عضویت در میدلزبرو هم در هافبک وسط بازی میکردم و در نتیجه این قضیه برای من تازگی ندارد.
تفاوتهای لیورپول و بارسلونا که در هر دو بازی کردید، چه میزان بود؟
فشار توقعات در لیورپول و کلا در انگلیس کمتر است و حتی وقتی میبازید، انتظارات از شما به سطحی کشنده نمیرسد. در چلسی هم وضع همین طور بود و وقتی میباختیم، تصور این بود که ایرادی ندارد، بازی بعدی را خواهیم برد. در بارسلونا وقتی ناکام میشدیم، اوضاع تلخ و وحشتناک میشد و بعضیها میخواستند پوست از سرمان جدا کنند!
شما به نسلی در فوتبال ملی هلند تعلق داشتهاید که به رغم تمام کاراییهایش هیچ جام بزرگی را نبرده است و رتبه چهارمی جام جهانی 98 و صعود تا نیمه نهایی یورو 2000 سقف دستاوردهایش بود. آیا این روند بسیار تاسفآور نبوده است؟
برای کشوری که فقط 17 میلیون سکنه دارد، دستاوردهای ما عالی بوده است. در سالهای 98 و 2000 کمترین فاصله را تا فینالیست شدن در دو جام بزرگ داشتیم و در هر دو مورد فقط به حکم ضربات پنالتی از فینالیست شدن بازماندیم. شاید هم این فرضیه از نو مطرح شود که هلند فقط در پی زیبایی و بازیهای قشنگ است و چیز دیگری برایش مهم نیست و متاسفانه حذف شدن تیم ملی کشورم در مرحله یکچهارم نهایی «یورو 2008» به دست روسها تاکید دیگر و تازهای بر این باور بوده است. نمیدانم، شاید باور و نوع برخورد و حتی فرهنگ فوتبالمان را باید عوض کنیم. راستی این را هم فراموش نکنیم که ما در سطح ملی ذاتا بدشانس هستیم و بجز جام ملتهای اروپا 1988 که اول شدیم هیچگاه اقبال با ما یار نبوده است.
منبع: Daily mail
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: