گزارشی از پیوند ادبیات و سینما (اقتباس)‌

فرصتی برای پرواز قصه‌ها

اقتباس یا گرته‌برداری در سینما به عنوان یک اصل مهم از ادبیات و رمان برای خلق تصویر با مفاهیم و مضامین بومی که در شکل جهانی نیز برای دیگران قابل استفاده است، در سینمای امروز جهان اهمیت دارد. ادبیات به عنوان خاستگاه داستان‌پردازی و خلق رمان همواره موردتوجه فیلمسازان و سینماگران بوده است. هرچند برخی نویسندگان با ناخرسندی به وفادار نبودن سینماگران به دست‌نوشته‌های آنان، هیچ گاه به سینما اعتماد نداشته‌اند. اقتباس نیز به عنوان پلی میان ادبیات که از آن به عنوان حوزه عمیق نوشتاری یاد می‌شود با دنیای تصویر که برگرفته از هنرهای مختلف (هفت هنر)‌ است، قلمداد می‌شود و از همان روزهای آغازین سینما، اقتباس به عنوان شیوه‌ای معمول برای نگارش فیلمنامه‌های اصلی آثار سینمایی به کار می‌رفته است.
کد خبر: ۲۰۸۸۹۶

شیوه معمول در اقتباس برای ساخت یک فیلم استفاده از رمان به عنوان اساس یک فیلم است و تاکنون فیلم‌های بسیاری با اقتباس از رمان‌ها ساخته شده‌اند که ازجمله آنها می‌توان به فیلم‌های «طمع» (1924)‌ و «ایرن وید» (1987)‌ اشاره کرد. اغلب این اقتباس‌ها از آن جهت که براساس رمان‌های پرفروش هستند، نظر مخاطبانی که به جنبه تجاری آنها توجه دارند را جلب می‌کنند. آنچه درباره اقتباس از رمان در ساخت یک فیلم اهمیت بسیار دارد، وفاداری به داستان آن است. طوری که هر چه داستان رمان گسترده‌تر باشد، وفاداری به آن اهمیت بیشتری دارد.

با وجود این در اقتباس از یک رمان، تغییرات در داستان غیرقابل اجتناب هستند، اما درباره میزان این تغییرات و ایجاد تعادل در اقتباس عقاید نظریه‌پردازان سینما متفاوت است.

سهم نمایشنامه‌ از اقتباس چیست؟

نمایشنامه نیز به عنوان منبع یک فیلم مورد استفاده قرار می‌گیرد. در میان نمایشنامه‌هایی که مورد اقتباس فیلم‌های سینمایی قرار گرفته‌اند، نمایشنامه‌های ویلیام شکسپیر، بیش از سایر آنها مشاهده می‌شوند.تاکنون از بسیاری از آثار او، چندین نسخه سینمایی ساخته شده است.

فیلم‌هایی چون،‌ داستان غربی (1961)‌، «تخت خون» (1957)‌ و «10 ویژگی شما که از آنها متنفرم» (1999)‌ تعدادی از آنها هستند.

البته فیلمسازان از نمایشنامه‌های موفق درام یا موزیکال نیز در ساخت آثارشان اقتباس کرده‌اند. در اقتباسی از یک نمایشنامه، آنچه اهمیت بسیاری دارد، توجه به تفاوت‌هایی ایجاد حرکت در نمایش و فیلم است.

سهم سینمای ایران از سینمای اقتباس چقدر است؟

ایران به عنوان سرزمینی کهن، دارای افسانه‌ها و قصه‌های زیادی است که هر کدام ویژگی‌ خاص خود را دارد. از این جهت کارگردان‌هایی که با ادبیات آشنایی خوبی داشته‌اند، تا حد زیادی توانسته‌اند قصه‌ها را به روایت خود به تصویر بکشانند که از جمله این کارگردان‌ها می‌‌توان به داریوش مهرجویی اشاره کرد. وی کارهای زیادی در این زمینه انجام داده است که از جمله آثارش در این زمینه (اقتباس)‌ می‌توان به فیلم‌های گاو، درخت گلابی، مهمان مامان، سارا، پری و... اشاره کرد.

یکی از فیلم‌های مطرح مهرجویی در این زمینه، فیلم لیلاست که قصه آن را مهناز انصاریان نوشته است. این فیلم در زمان اکران توانست نظر مخاطبان و منتقدان بسیاری را به خود جلب کند. جالب است که فیلم، پیش از چاپ و پخش کتاب ساخته شد.

ما در دوران چندگانگی فرهنگ‌ها زندگی می‌کنیم!

مهرجویی در پاسخ با این سوال که چرا در این سال‌ها ارتباط بین نویسندگان و سینماگران کمرنگ شده است، می‌گوید: دلیلش شاید این باشد که چیز چشمگیری در این سال‌ها در زمینه ادبیات ارائه نشده است. یا چیزهایی هم که ارائه شده، امکان ساخت پیدا نکرده‌ است. البته دلیل مهمتری هم وجود دارد که آن آشنا نبودن نویسندگان ما با سینماست. نویسندگان ما شعر را خوب می‌شناسند، ادبیات را خوب می‌شناسند، تاریخ، سیاست، جامعه و این چیزها را می‌شناسند، ولی سینما را یا نمی‌شناسند یا خیلی سطحی می‌شناسند و سینما را اصلا جدی نمی‌گیرند و مثل عوام سینما را یک مدیوم سرگرم‌کننده می‌بینند. در نتیجه نوعی بی‌‌تفاوتی به سینما موجود است.

مهرجویی در ادامه، درباره این که چرا نویسندگان، سینما را جدی نمی‌گیرند، می‌گوید: الان دوران چندگانگی فرهنگی است و همه جور فرهنگ و هنر و ادبیاتی دوشا دوش و در کنار هم حرکت می‌کنند. دیگر یک فرهنگ خاص یا به اصطلاح  الگوی مشخصی وجود ندارد که حاکم بر کلیه فرهنگ‌های جهانی باشد. مهرجویی در این سال‌ها کتاب‌های اسماعیل فصیح، دولت‌آبادی و گیشه را دنبال کرده است. 

یک قصه عاشقانه

مهناز انصاریان، نویسنده قصه لیلا در ارتباط با این داستان می‌گوید: این قصه ساده عاشقانه را برای ارضای خودم نوشتم. حرکتی بود که در ذهن من اتفاق افتاد و هنگام نوشتن به هیچ کس جز خودم فکر نمی‌کردم و عاشقانه لیلا را می‌نوشتم و آن را خیلی دوست دارم. بعد از نمایش فیلم، رمان لیلا را چاپ کردم که در حال حاضر برای چاپ سوم آماده می‌شود و مردم بخصوص خانم‌ها خیلی از آن استقبال کرده‌‌اند.

داستان نویسان باید سینما را بشناسند

ژان ژیونو، نویسنده فرانسوی می‌گوید:‌ تاریخ روابط سینما و ادبیات، رشته دراز مبارزات و سوء تفاهم‌هاست. گفته ژیونو به اوایل قرن بیستم برمی‌گردد؛ سال‌هایی که در یک کشمکش میان طرفداران اصالت ادبیات و طرفداران سینما، آرام آرام نگاه سینما متوجه گنجینه عظیم روایت در ادبیات می‌شد.

بحث اقتباس که از چندین دهه گذشته مطرح بوده از اوایل سال 84 به مرحله تازه‌ای راه یافت؛ چرا که دست‌اندرکاران بنیاد فارابی معاونت امور سینمایی بخشی را با عنوان فیلمنامه‌های اقتباسی در کنار دیگر بخش‌ها تاسیس کردند.مسوولان فارابی بر این عقیده‌اند که داستان نویسان ما باید به سمت استفاده از ظرفیت‌های سینمایی بروند و ضمن شناخت این مدیوم آثار ادبی‌شان را بر این مبنا که بتواند در مدیوم‌های دیگر مثل سینما مورد استفاده قرار گیرد، خلق کنند و از طرفی دیگر در ادبیات داستانی، ظرفیت‌های بسیار خوبی می‌بینیم که در سینما زیاد به آن توجه نمی‌شود.

محبوبه ریاستی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها