علاوه بر چهره درهم ریخته و نازیبایی که بسیاری از خیابانهای اصلی شهرمان مانند انقلاب که هماکنون طرح بازسازی پیادهروها در آن اجرا میشود پیدا کرده است، تخریب مسیر پیادهروها در بسیاری از خیابانهای محلات که توسط شهرداری های مناطق صورت گرفته و بعضا مدتهاست به حال خود رها شده است، تردد عابران پیاده بویژه افراد معلول و کمتوان را که تا پیش از این پیادهروهای شهرمان محیط مناسبی برای تردد آنها نبود، با مشقات فراوان مواجه کرده است.
اگرچه مسوولان زیباسازی شهرداری تهران همواره از پروژه بهسازی پیادهروی خیابان ولیعصر(عج) به عنوان برگ درخشانی در کارنامه کاری خود در پروژه بهسازی پیادهروهای شهر تهران نام میبرند، اما اگر همین مسوولان هر از چند گاهی سری به پیادهروهایی که در مناطق مختلف شهر تهران در حال بازسازی از سوی شهرداریهای مناطق است، بزنند، آن وقت خواهند دید که کیفیت بهسازی پیادهروهای خیابانهای اصلی شهر مانند ولیعصر(عج)، انقلاب و... به هیچ وجه با کیفیت بهسازی پیادهروهایی که از سوی شهرداریهای مناطق انجام میشود، قابل مقایسه نیست.
برخی از پیادهروهایی که در مناطق مختلف شهر بهسازی شدهاند با وجود اینکه بیش از یک سال از پایان عملیات اجرایی آنها نگذشته است، مصالح به کار رفته به حدی بیکیفیت بوده که به طور نمونه هنگام راه رفتن روی کف پیادهرو، موزاییکها زیر پای عابران لق خورده و صدایشان بلند میشود.
قدمهای پر از تق و لق!
یک شهروند ساکن منطقه 17 شهریور نیز با اشاره به عدم دقت کافی و سهلانگاری پیمانکارانی که پروژه مناسبسازی پیادهروها به آنها سپرده میشود، از عدم نظارت دقیق شهرداریها بر عملکرد پیمانکاران گلایه کرده و میگوید: با اینکه هنوز بیش از یک سال از زمان بهسازی پیادهروی خیابان 17 شهریور نگذشته، اما موزاییکهای صورتی رنگ کف پیادهرو حتی وقتی با کفش کتانی روی آن راه میرویم، پایمان را آزار میدهد و این در حالی است که وقتی با دقت نگاه کنیم، میبینیم بین موزاییکها خوب سفت نشده و گویا موزاییکها تنها به هم قفل شدهاند و به همین دلیل هم در هنگام راه رفتن زیر پا صدا میدهند.
بهسازی یا سمبلکاری
از مشکلات پروژه بهسازی پیادهروهای شهرمان که بگذریم، نوبت به میدانهای شهر میرسد که این روزها آنها نیز شرایطی بهتر از آشفتگی پیادهروهای شهر ندارند. این در حالی است که همین امر موجب اعتراض و نارضایتی بسیاری از شهروندان شده است.
این وضعیت زمانی جالبتر و البته نگرانکنندهتر میشود که بسیاری از شهروندان در تماس با روزنامه از دوبارهکاری ها در بازسازی برخی میادین مناطق محل سکونتشان انتقاد کرده و خواستار پاسخدهی مسوولان حوزه شهری هستند.
یک شهروند ساکن منطقه 5 تهران میگوید: کمتر از 2 سال پیش میدان چهارباغ در خیابان جنتآباد توسط شهرداری منطقه بازسازی شد و با نصب آبنمای زیبایی تزیین شد، اما این روزها مجددا شهرداری منطقه با حصارکشی دور میدان، آبنمای آن را از جا کنده و وضعیت آشفتهای به محوطه اطراف میدان داده است. آیا این کار فقط هدر دادن بودجه شهر و تحمیل هزینه اضافی به شهروندان نیست؟
خرج کردن بودجه به قیمت دوباره کاری
چنین اقداماتی تنها منحصر به یک منطقه شهر تهران نبوده و با کمی دقت و بررسی روی پروژههایی که توسط شهرداریهای مناطق اجرا میشود، میتوان چند نمونه از این موارد را یافت. به طور نمونه پروژه بازسازی میدان نماز در منطقه 20 شهرداری تهران نمونهای از این موارد است، حال این که این میدان به هیچوجه نیازی به بازسازی و نصب تندیس جدید نداشت.
اگر شهرداری منطقه توجه و حساسیت بیشتری به خرج میداد قطعا متوجه مشکلات ریز و درشتی که بیش از بازسازی مجدد یک میدان برای اهالی منطقه اهمیت داشت، میشد.
به نظر میرسد شهرداریهای مناطق در اجرای پروژههای شهری تنها به فکر این هستند که چگونه بودجه تخصیص داده شده توسط شهرداری تهران را هزینه کنند تا در نهایت گزارش عملکردشان پر از پروژههای ریز و درشت چندصفحهای شود که نشان میدهد این بودجه فقط هزینه شده است.
در واقع آنچه مشهود است حضور کمرنگ مطالعات کارشناسی و نیازسنجی برای اجرای پروژههای شهری در مناطق است. واقعا شهرداران مناطق چه ملاکی برای نیازسنجی اجرای پروژهها در سطح منطقه خود دارند ؟ تا چه حد اعضای شورایاریهای محلات و همچنین شهروندان در اتخاذ تصمیم برای اجرای پروژهای در یک منطقه سهیم هستند؟
پیمانکاران بیتجربه؛ مصالح بیکیفیت
مدیرعامل سازمان زیباسازی شهرداری تهران در گفتگو با «جامجم» در این باره که چرا روند پروژه بهسازی پیادهروها کند و گاه تا ماهها به طول میانجامد، عوامل متعددی را در این زمینه دخیل دانسته و میگوید: سازمان زیباسازی روی کار بهسازی پیادهروها که توسط شهرداریهای مناطق انجام میشود نظارت دارد، اما نباید در مباحث اجرایی وارد شود. در واقع دستورالعملها از سوی معاونت امور مناطق و معاونت خدمات شهری به شهرداریهای مناطق ابلاغ میشود.
از سوی دیگر چون مدت زیادی از زمان آغاز پروژه بهسازی پیادهروهای شهر نمیگذرد بنابراین هنوز مناطق، دارای تجربه کافی در این زمینه نیستند و در برخی موارد دارای نقصها و مشکلاتی هستند اما با وجود این تلاش میکنیم به جای فشار آوردن به آنها، نقاط ضعفشان را شناسایی و گوشزد کنیم تا نسبت به رفع مشکلات موجود اقدام کنند.
ملاصالحی میافزاید: نکته دیگر این است، ما پیمانکارهایی که تجربه و تخصص لازم برای پیادهروسازی را داشته و دارای ابزار و تجهیزات مخصوص باشند، نداشتهایم و به طور مثال بتدریج در طول کار متوجه شدهاند که بهتر است برای سرعت بخشیدن به کار، به جای نیروی انسانی از لودرهای مخصوص استفاده کنند.
از سوی دیگر با ممنوعیت بهکارگیری کارگران افغانی در اجرای پروژهها، پیمانکاران بناچار از کارگران فصلی استفاده میکنند که این کارگران هم در فصول خاصی از سال کار نمیکنند و به همین دلیل پروژه متوقف میشود.
به گفته ملاصالحی، کمبود مصالح نیز یکی دیگر از مشکلات پیشرو در پروژه پیادهروسازی است که عملیات اجرایی را با کندی مواجه میکند. او ادامه میدهد: به طور مثال در پروژه ولیعصر ما تنها چند کارخانه تولید مصالح داشتیم که تولیدشان هم محدود بود و ما با همین کندی کار پروژه را به اتمام رساندیم.
در مورد میدان فردوسی و انقلاب هم همین مشکل را داشتیم به طوری که فکر میکردیم خیلی زودتر این پروژه را به اتمام برسانیم اما مشکلاتی که در تامین مصالح به آن برخوردیم موجب کندی کارمان شده است.
ملاصالحی در پاسخ به این پرسش که چرا در اجرای برخی پروژههای پیادهروسازی از مصالح باکیفیت استفاده نمیشود که در نتیجه عدم کیفیت و کارایی مطلوب پیمانکاران در این بخش را رقم میزند، معتقد است: در بخش مصالح فقط چند شرکت داریم که کیفیت مصالحشان برابر استانداردهاست و متاسفانه بقیه کارخانهها مصالح تولیدیاشان فاقد استانداردها و کیفیت لازم است، در نتیجه برای این که مجبور به خرید مصالح بیکیفیت نشویم باید کندی کار را بپذیریم اما پیمانکاران را موظف کنیم حتما از این کارخانهها مصالح را تهیه کنند، ضمن این که تامین مصالح از خارج نیز به صرفه اقتصادی نیست.
اگرچه تلاش در جهت ارتقای جایگاه عابران پیاده و اولویت دادن آنها نسبت به سوارهها با اجرای پروژههایی همچون بهسازی پیادهروهای شهر قابل تقدیر است، اما به نظر میرسد سرعت، کیفیت و از همه مهمتر رضایتمندی شهروندان اصولی است که در اجرای پروژههایی از این دست باید به آنها بیشتر بها داده شود و متاسفانه اکنون چنین نیست.
پوران محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم