صدای سکوت‌

دستگاهی وجود دارد به نام صداسنج که شدت اصوات پیرامون را اندازه‌گیری می‌کند و به صورت واحد کمی نشان می‌دهد؛ اما هیچ‌کس تا به حال «سکوت‌سنج» اختراع نکرده است، چرا که دستگاه خلقت پیش از هر کسی آن را اختراع کرده و درون انسان به ودیعه گذاشته است. انسان معنا و عظمت سکوت را بخوبی در می‌یابد.
کد خبر: ۲۰۸۵۰۸

***

عقربه سکوت‌سنج شهروندان پایتخت‌نشین همواره روی صفر قفل شده! حتی هنگام خوابی شبانه که در بستر آرام می‌گیریم، این عقربه از جایش تکان نمی‌خورد و اندکی بالاتر نمی‌رود. انگار که در گوشه صفر افتاده و مرده است. اما هنگامی که به دامن طبیعت پناه می‌بریم، در روستای دورافتاده اقامت می‌جوییم یا آنقدر در جاده‌های خلوت پیش می‌رویم که سیمای شهر از برابر دیدگانمان ناپدید می‌شود؛ عقربه سکوت‌سنج به جنبش می‌افتد.

بالا می‌رود و بالاتر و تازه آن موقع است که می‌فهمیم روحمان چه اندازه گرسنه صدای سکوت است و گوشمان چقدر تشنه نشنیدن. کم‌کم دستمان می‌آید که شهر کجاست و «اصل» کجا و تمدنی که گرفتار آنیم، چه وصله ناجوری است به فطرت انسان. به‌اصل دور افتاده از آن.

***

کنار خیابان صدا به صدا نمی‌رسد. نمی‌توانی با دوست عزیزی که خودش را نمی‌بینی و تنها صدایش را می‌شنوی، 2 کلمه حرف محبت‌آمیز بزنی یا حداقل حالش را بپرسی. آن هم پس از مدت‌ها دوری و بی‌خبری. خودرویی با سرعت می‌گذرد. انگار فرار می‌کند و نعره مرکبش در هیاهوی خیابان گم می‌شود. زیر می‌آید و بم می‌رود و از گامی به گام دیگر سمفونی تنظیم نشده شهر را می‌نوازد. اندیشه فرار، اندیشه رهایی و سیراب شدن روح و گوش و اعصاب. اندیشه آن که کاش می‌شد.

***

شهر بزرگی با این همه گلوی خراشیده و حنجره ناموزون چه می‌خواهد بگوید؟ چه حرف حسابی را فریاد می‌زند؟ از چه سخن می‌گوید که درک نمی‌شود، از زندگی، از آرامش، از تعالی؟!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها