در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از دوستانم به نام حمید وقتی از سفرم به تهران مطلع شد از من دعوت کرد به خانه او بروم. من همراه یکی از دوستانم پس از رسیدن به تهران قالیچهها را به خانه حمید بردیم و چند روزی را در آنجا ماندیم. هر روز برای خریدن قالیچهها مشتری به خانه دوستم میآمد تا این که یک روز صبح وقتی شخصی برای دیدن قالیچهها آمده بود فهمیدم آنها ربوده شدهاند. همه جای خانه را جستجو کردم اما فایدهای نداشت.
پس از طرح این شکایت کارآگاهان ضمن بازدید از خانه حمید به بررسی فرضیههای موجود درخصوص این سرقت پرداختند و سرانجام مشخص شد قالیچههای مسروقه در یکی از اتاقهای خانه حمید که از طریق یک پنجره کوچک به بیرون راه دارد، قرار داشته است.
مالباخته در مورد علت نگهدرای قالیچههای ابریشمی در آن اتاق گفت: چند روز اولی که به خانه حمید آمده بودم همسر او در منزل نبود، اما پس از چند روز که او همراه با بچههایش آمد همسر حمید به من گفت این قالیچهها برای سلامتی بچهها مضر است و باید آنها را در اتاقی که به بیرون راه دارد، قرار دهیم. من هم موافقت کردم و قالیچهها را به آن اتاق منتقل کردیم.
در پی روشن شدن این موضوع کارآگاهان به حمید و خانواده او مشکوک شدند و آنان را تحت بازجویی قرار دادند.
صاحبخانه ابتدا اطلاع از نحوه سرقت قالیچهها را رد کرد، اما هنگامی که تحت بازجوییهای فنی قرار گرفت جرمش را پذیرفت و در اعترافاتش گفت: روزی که منوچهر به خانهام آمد از ارزش واقعی قالیچههایش اطلاعی نداشتم، اما وقتی چند نفر برای خریدن آنها به منزلم مراجعه کردند، متوجه ارزش میلیاردی آنها شدم. پس از آن به همراه همسر و برادرم نقشه سرقت قالیچهها را طراحی کردیم. ابتدا زنم با این بهانه که وجود فرشها برای سلامتی بچههایم زیانآور است، آنها را به اتاقی که به بیرون از خانه راه داشت منتقل کرد و پس از آن نیمههای شب در حالی که منوچهر خواب بود، برادرم قالیچهها را از راه پنجره ربود.
در پی فاش شدن راز سرقت قالیچههای ابریشمی ماموران به دستور بازپرس پرونده برادر حمید را نیز دستگیر کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: