در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امسال سیامین جشن سالگرد انقلاب است. از اینرو بسیاری از جشنوارهها، همایشها و برنامههای فرهنگی هنری با محوریت جشنهای 30 ساله انقلاب برگزار میشود. در این میان میتوان به ستاد جشنهای 30 ساله در وزارت کشور اشاره کرد که قصد برگزاری جشنوارههای متعدد از جمله جشنواره موسیقی در ابعاد بینالمللی دارد.
مجموعه جشنوارههای فجر نیز امسال با موضوع و محور 30سال دستاورد آثار هنری برگزار میشود. از همینرو در بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر، یک بخش اختصاص به این موضوع دارد و مسابقه آثار برتر، اجرای آثار برگزیده دهه اول انقلاب و اجرای موسیقی با این عنوان ازجمله برنامهریزیها و پیشبینیهای ستاد اجرایی است.
تردیدی وجود ندارد که در این 3 دهه در عرصههای مختلف موسیقی شاهد تغییر و تحول بودهایم. در حوزه موسیقی ایرانی نیز در برخی مواقع آثاری پدید آمدهاند که نشان از رشد و شکوفایی این موسیقی میدهند. با این حال نباید از نظر دور داشت پس از گذشت 3 دهه با موارد و مشکلاتی روبهرو شدهایم که بسیاری از استادان و دستاندرکاران موسیقی از آن به عنوان بحران موسیقی یاد میکنند.
به نظر میرسد تولید و ارائه آثار ارزشمند و در خور تامل که حتی باعث ایجاد جریان موسیقایی و اثرگذاری در عرصه عمومی شدهاند، بیشتر محصول تلاش و تکاپوهای شخصی، اما متاثر از شرایط محیطی و اجتماعی بوده است.
بهترین شاهد بر این مدعا، نقد و گلایههای همواره ناتمام اهل موسیقی نسبت به سیاستهای کلان و مراکز سیاستگذار موسیقی است؛ چنان که پس از گذشت 30 سال، هنوز بسیاری از موسیقیدانان برجسته و شاخص نه تنها در جشنوارههای رسمی و مراکزی نظیر صدا و سیما و مرکز موسیقی آن حضور نمییابند که همواره به عنوان منتقد، اینگونه مراکز و برنامههای اجرایی آن همچون جشنواره فجر را به چالش میکشند. شاید بهتر بود در کنار طرح برگزاری موسیقی 30 ساله انقلاب، طرح بررسی مشکلات و موارد بحث برانگیز موسیقی در این سه دهه نیز مورد کنکاش قرار گیرد. امروزه که مباحث مربوط به آسیبشناسی همهگیر شده، چه اشکال دارد که آسیبشناسی موسیقی 3 دهه پس از انقلاب نیز برگزار شود.
نبود انسجام میان گروههای موسیقی، همکاری نکردن هنرمندان برجسته با یکدیگر، تولید و ارائهنکردن آثار ارزشمند طی سالهای اخیر، عدم تولید و ارائه آثار برجسته هنری متناسب با انقلاب در مراکز دولتی علیرغم بودجههای دولتی قابل توجه، نبود سیاستگذاری و برنامهریزی علمی مبتنی بر فرهنگ موسیقایی ایران در جشنوارههایی نظیر فجر، از مهمترین مواردی است که از آن به عنوان بحران یا آسیب یاد میکنند.
دوره بیست و چهارم موسیقی فجر
بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر اواخر آذر و اوایل دی ماه 87 برگزار خواهد شد. کامبیز روشنروان که دبیر 2 دوره پیشین این جشنواره بوده، سال گذشته و در پایان جشنواره 23 به طور رسمی ابلاغ دبیری دوره 24 را دریافت کرد تا برای نخستین بار یکسال فرصت برنامهریزی، امکان پربارتر کردن جشنواره را فراهم آورد. هفته گذشته، روشنروان با اعلام سیاستها و بخشهای اجرایی جشنواره 24، دیدگاههای حاکم بر این دوره از جشنواره را نمایاند. بخش مسابقه، بخش جنبی، موسیقی پاپ، موسیقی 30 ساله انقلاب و بخش پژوهش و سخنرانی با محوریت موسیقی و انقلاب در جشنواره 24 اجرا خواهد شد.
1 - از سال گذشته بخش مسابقه پس از چند سال توقف همراه با تغییرات اساسی به مرحله اجرا درآمد. این بخش در قالب گروهنوازی 3 نوع موسیقی ایرانی، کلاسیک غربی و پاپ به رقابت پرداختند و گروههای برگزیده اول تا سوم هر نوع موسیقی، جوایز ارزندهای دریافت کردند. در جشنواره امسال، روشنروان اعلام کرده که گروههای شرکت کننده در موسیقی ایرانی حداکثر 8 نفر باشند.
او دلیل این امر را تعداد سازهای ایرانی به شکل از هر ساز یک عدد عنوان کرده است. تار، سنتور، کمانچه، نی، عود، رباب، قانون و تمبک مد نظر ایشان بوده است؛ بنابراین سازهای سهتار، قیچک، دف و بم تار یا ایرانی محسوب نمیشوند یا دلایلی برای عدم حضور دارند. بمتار، ساز رسمی نیست، سهتار مناسب گروه نوازی نیست، قیچک بلوچی و دف کردی است و به کار موسیقی ایرانی نمیآید. اگر از سازهای جدید و ابداعی (نظیر شورانگیز، سلانه و انواع سازهای کوبهای یا زهی) هم صرفنظر کنیم؛ عنوان کردن مساله تعداد سازها برای گروه ایرانی بسیار عجیب به نظر میرسد.
طبق این استدلال، اگر کشوری چهلساز داشته باشد باید گروه چهل نفره یا کشوری که 3 ساز رسمی دارد، گروه 3 نفره تشکیل دهد. در این میان تکلیف دستاوردهای گروهنوازی و آهنگسازی و امکان بهرهگیری از سازهای مختلف چه سرنوشتی دارد؟ ظاهرا چندان مهم نیست. البته جای شکرش باقی است که به همین تعداد هم اکتفا کردهاند، چون معلوم نیست برای برخی مشاوران مرکز موسیقی که معتقدند موسیقی ایرانی و سازهای آن مناسب تکنوازی و بداههپردازی است و کاربرد گروهی ندارد، گروههای موسیقی ایرانی چه سرنوشتی مییافتند. مهمترین موضوع در طرح مساله این است که افرادی با چنین نگرشی علاوه بر آن که نگاهی کاملا غربگرایانه و بیرونی به موسیقی ایرانی دارند، اغلب با موسیقی ایرانی و نوازندگی و شناخت سازهای آن بیگانهاند و برخی از آنها حتی با هیچ سازی (ایرانی یا غربی) آشنایی ندارند. از این رو، از دستاوردها و تلاشهای موسیقیدانان غافل و نسبت به آن بیگانهاند. حال که موضوع موسیقی 30 ساله انقلاب مدنظر است، چنین نگرشهای غلط و غیرکارشناسانه، به حذف بسیاری از آثار ماندگار و ارزشمند و دستاوردهای گروهنوازی هنرمندانی چون علیزاده، لطفی، مشکاتیان، متبسم و کامکارها میانجامد.
2 - از سال گذشته بخش پاپ در جشنواره موسیقی فجر قرار گرفت. این مساله واکنشهای مثبت و منفی فراوانی در برداشت؛ اما بیشتر موسیقیدانان ضمن واکنش انتقادی، حضور این بخش را غیرهنری و غیرکارشناسانه قلمداد کردند.
روشنروان و مسوولان مرکز موسیقی، اهمیت موسیقی پاپ از منظر مخاطبان گسترده و حضور فعال و چشمگیر این موسیقی را هدف اصلی چنین نگرشی عنوان کردند. روشنروان طی مصاحبههای متعدد میپرسد: «مگر میتوان چنین استقبال و حضور پررنگ در جامعه را ندیده گرفت و انکار کرد؟»
این پرسش اگرچه درست به نظر میرسد و نمیتوان نسبت به پرمخاطبترین نوع موسیقی در ایران بیتفاوت بود، اما سیاستها و ظرفیتهای هر جشنوارهای را باید در نظر گرفت. در اغلب جشنوارهها و فستیوالهای موسیقی دنیا که تخصصی، موضوعی و جنبه هنری دارند موسیقی پاپ حضور ندارد. برعکس در جشنوارههایی که جنبه جشن و سرگرمی و مناسبتی آنها فعال است، همه انواع موسیقی و از جمله پاپ در کنار هم حضور دارند، به عنوان مثال در جشنواره مراکش یا جشنواره موسیقی برلین از موسیقی پاپ اجتناب میشود و در جشنوارههای عام نظیر جشنوارهای در اسپانیا یا ایتالیا که هفتهها به طول میانجامد و در شهرهای مختلف اجرا میشود همه نوع موسیقی حضور دارند. مصداق چنین جشنوارههایی جشنواره تابستانی کیش با موضوعهای متعدد اقتصادی، اجتماعی، تفریحی و اجرای انواع موسیقی است. جشنواره فجر در کدام دسته از جشنوارهها میگنجد و آیا جنبه هنری آن غالب است؟ وزیر ارشاد تاکید بر موسیقی فاخر دارد. آیا موسیقی پاپ به این ادعا کمک و یاری خواهد کرد؟ شاید بهترین پاسخ را مسوولان مرکز ارائه کردهاند. معاون مرکز موسیقی در مصاحبهای رادیویی عنوان فجر در جشنواره و بحث سالگرد پیروزی انقلاب را محور اصلی دانست که جشنوارههای فجر بر این اساس شکل گرفتهاند؛ بنابراین حضور انواع موسیقی در راستای چنین نگرشی امکانپذیر و قابل اجراست.
3 - دو بخش جنبی و مسابقه جشنواره فجر با محدودیتها و موارد و پرسشهای فراوانی روبهرو هستند. حضور نداشتن گروههای برجسته و شاخص و حضور همیشگی گروههای درجه 2 و 3 در جشنواره هر سال از ارزش موسیقایی جشنواره فجر میکاهد. در بخش مسابقه نیز تنوع ترکیب گروهها و سازها و تنوع موسیقی و شیوه اجرا مساله است. چگونه میتوان یک گروه 3 نفره را که مثلا موسیقی دوره قاجار اجرا میکند با یک گروه بزرگتر که موسیقی معاصر و تنظیم شده اجرا میکند، مقایسه کرده و یکی را بهتر از دیگری دانست؟
سال گذشته در بخش موسیقی ایرانی، یک گروه ارکستر مجلسی (با سازهای غربی) که آثار دهلوی را اجرا میکردند، گروه برگزیده شد و گروهی که موسیقی کردی را با سازهای ایرانی اجرا میکردند در مقام دوم قرار گرفتند. در سالهای نخستین جشنواره فجر، بخش مسابقه جالب توجه بود. در اولین دوره (1364) سیدخلیل عالینژاد با ساز تنبور کرمانشاه مقام اول و دکتر مجید تکه با دوتار ترکمنی مقام دوم را کسب کردند! به نظر میرسد بعد از 30 سال موسیقی پس از انقلاب و 24 دوره جشنواره، همچنان تجربههای غلط را تکرار میکنیم.
جواد بشارتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: