در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
موضوعی که هیچگاه در سینمای دفاع مقدس به آن پرداخته نشده و فیلمنامهنویس در این اثر در ساختار رواییاش هیچگونه فریبی بر سر راه مخاطب نمینهد، بلکه با روایتی روان مخاطب را به دل اسرار ناپیدای او میبرد و همراه با مینا (شنبم مقدمی) به سفری پر رمز و راز در خاک کردستان هدایت میکند.
بکری فیلمنامه در این نکته است که تاکنون هنرمندی به این صرافت و روشنی به سراغ این موضوع (یافتن اجزای بدن شهدا و فروش آن به ستاد نیروهای مسلح) نرفته بود. از سوی دیگر نوع روایت پس از عبور از مرز به شیوهای عوامفریبانه نیست و تصویری واقعی از مردم کردستان عراق به مخاطب ارائه میشود، مردمی که با هزار مشکل در زندگی روزمره، مثل همزبانان و همنژادان ایرانی خود در آن طرف مرز دست و پنجه نرم میکنند و در این اثنا وقتی پیکری را مییابند که پس از 16 سال از مرگش هنوز تازه است و فرسایش نیافته، برای رفع مشکلات زندگی خود بدان متوسل میشوند و آنچنان ارج و قربش مینهند که بارگاهی درخورشأن او برایش دست و پا میکنند.
عنصر غافلگیری در فیلمنامه این اثر زمانی نمود مییابد که مینا بچه تازه متولد شده بلد خود در این سفر را به (مهتاب نصیرپور) به جای شوهر مدفون شدهاش میگیرد و به این کشف و شهود دست مییابد که او را بزرگ کند و شوهرش را که در میان این مردم زجر دیده «سید غریب» نام گرفته است، باقی بگذارد تا مرهمی باشد بر زخمن و گرفتاری آنها. آری «فرزند خاک» روایتی است تازه از جاوید بودن دفاع مقدس و حقانیت فرزندان ایران که به دیگران نیز ثابت شده است. خونی است تازه در رگهای سینمای کلیشه شده دفاع مقدس و دریچهای بر این مبحث که میتوان با نگاهی تازه ابعاد پیچیده 8 سال جنگ نابرابر را به رشته تصویر کشید و جوانان امروز را با حقایق این جنگ عاری از شعارزدگی و پرداختی کلیشهوار آشنا کرد. حقیقتا «فرزند خاک» جزو معدود فیلمهایی است که تصویر ایثار را منفی جلوه نمیدهد و آنها را غیرمنطقی و اجق وجق روایت نمیکند. به همین دلیل است که بردل مخاطب مینشیند، باورش میکنیم و از آن متاثر میشویم.
خط سیر فیلمنامه «فرزند خاک» آنچنان استوار طراحی شده که مو لای درزش نمیرود و بینند. همراه مینا کشف و شهودی راستین از این سفر با خود حمل میکند. کشف و شهودی که با واقعیت بسیار تطابق دارد و جزءلاینفک آن است. آنچنان که مخاطب احساس میکند «فرزند خاک» فیلمی مستند است بدون نگارش فیلمنامه و صد البته نقش فیلمنامهنویس در این جان بخشی در تاثیر ظریف این فیلم در میان مخاطبان آشکار میشود.
اما از فیلمنامه این فیلم که بگذریم کارگردان «فرزند خاک»درست و صحیح صورت گرفته و همه چیز در جای خودش است. میزانسن بادکوپاژ بسیار سینک و هماهنگ است و اندازه قابهای تصویر و انتخاب مکانهایی فیلمبرداری در جهت ایجاد و تقویت باور نزد مخاطب دقیق صورت پذیرفته است و همه اینها موجب شده اثربخشی «فرزند خاک» برای هر نوع مخاطب با هر میزان آگاهی حد بالایی داشته باشد.
همه از بازی خوب مهتاب نصیرپور در این فیلم یاد میکنند که صددرصد بازیاش فوقالعاده است و قدرش دانسته شده اما به حق نباید از بازی شبنم مقدمی در نقش مینا گذشت که سکوت و بازی غیرکلامیاش تاثیر فوقالعادهای در کشف و شهود لایههای پنهان این فیلم داشته است و بیننده را مجذوب و متاثر ساخته است. آخر ببیننده از طریق بازیهای پایانی این بازیگر به تحلیلی درخصوص این فیلم نزد خود میرسد و این هنر این بازیگر و هدایت درست آهنگر در بازیگیری از این هنرمند را میرساند.
به طور قطع «فرزند خاک» بهترین اثر محمدرضا گوهری در مقام فیلمنامهنویس است که پیش از این آثاری همچون «خیلی دور خیلی نزدیک» و «اقلیما» را در کارنامه داشته است. چرا که میزان تاثیر این فیلم برمخاطب و هماهنگی اجرا با فیلمنامه سطح بالاتری از آثار مذکور دارد و این نوید را برای سینمای ایران به همراه دارد که این فیلمنامهنویس خوش ذوق آثار شگرفی در عرصه سینمای دفاع مقدس پدید آورد به شرط آن که به معنی واقعی از او حمایت شود و او را به حال خود وانگذاریم. به لحاظ کارگردانی نیز «فرزند خاک» بهترین اثر آهنگر است و او پس از این باید تلاش کند همچون قهرمانی که مدال طلا در جهان کسب کرده با دقت و وسواس در نوشتن و کارگردانی، آثار ماندگارتری در کارنامه فیلمسازیاش پدید آورد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: