با سامان ویسی، ملی‌پوش بسکتبال صباباتری‌

بودن یا نبودن، آزمون من است

بسکتبال ایران یک دوره تاثیرگذارش را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کند. دورانی که چند بازیکن قد و نیم‌قد از مینی‌بسکتبال با هم رشد کردند تا به تیم جوانان سال 2000 رسیدند. براستی در تاریخ بسکتبال ایران چه کسی می‌تواند از کنار نام ‌‌های صمد و مرحوم آیدین نیکخواه بهرامی ، جواد داوری ، حامد آفاق ، حامد سهراب‌نژاد ، علیرضا هنردوست ، مهدی کامرانی و سامان ویسی بی‌تفاوت عبور کند.
کد خبر: ۲۰۷۵۰۷
این نسل پایه‌گذاران بسکتبال نوین کشورمان به شمار می‌روند که توانستند مرزهای سنتی را درنوردیده و به افتخارات تازه نایل آیند. در سال‌های 2000 با افزوده شدن تعدادی از بازیکنان دیگر، بویژه نفراتی مثل حدادی که شرایط ویژه‌ای دارد، تیم ملی بسکتبال متفاوت‌تر از همیشه شد و بر بلندای قاره کهن ایستاد.

بسکتبال باید قدر ستارگانش را بیشتر از این که هست، بداند. هنوز می‌شود ادعا کرد برای خیلی از برترین‌های ما جایگزین مناسبی ساخته نشده است.

همان‌گونه که در المپیک شاهد بودیم. سامان ویسی بازیکنی متعلق به همان نسل است. فانتزی باز 7 6 سال اخیر لیگ برتر که بازی‌اش در حد بین‌المللی بوده و مربیان خارجی را به تحسین وادار کرده است حتی هم تیمی ‌های خارجی نظیر واشنگتن که نخستین بار در تیم پیکان در کنارش قرار گرفته بود، نگاهی ستایش‌‌آمیز به ویسی دارد.

آندره پیتس و ویتاری مارش آرزوی بازی با او را داشتند و سرانجام مربیانی که به داشتن هر کدام از بازیکنان آن نسل طلایی به خود می‌بالند، از جمله سامان ویسی.

هنوز هم همان بازیکنی هستی که بوسنیاک می‌گفت؟

با کمی تجربه بیشتر.

سرمربی وقت تیم ملی بسکتبال از جسارت تو خوشش می‌آمد. می‌گفت ویسی بازیکنی است که اگر از او فاصله بگیری، شوت می‌زند، اگر سفت و سخت دفاعش کنی، فول می‌گیرد...

من با مربیان خارجی متعددی کار کردم و هر کدام درباره من نظری داشتند. نظر بوسنیاک این بود و اعتقاد عجیبی به من داشت. خیلی‌ها در همان روزها بوسنیاک را چاپلوس یا متملق می‌خواندند، اما او از روابط عمومی خوبی برخوردار بود و می‌دانست با بازیکنانش چه رفتاری داشته باشد.

روزی که می‌رفت در گفتگویی اعلام کرده بود؛ چرا بعضی تفکرات در بسکتبال ایران مربوط به 40‌سال پیش است.

بسکتبال ما از مربیان خارجی درست استفاده کرد. هرچند مربیان ایرانی دست‌کمی از همتاهای خارجی خود ندارند. اگر لیگ ما پیشرفت کرده و در تیم‌های ملی موفقیت داشته‌‌ایم، به لطف کارهای نوین 2 گروه است.

در مدیریت فعلی حضور مربیان خارجی از نناد ترایکوویچ آغاز شد. بوسنیاک، اونیکا و ترومن. به جز این آخری با 3 نفر دیگر کار کردی. تفاوت آنقدر زیاد است که نتوانیم از مربیان خودمان استفاده کنیم؟

بحث تفاوت نیست. عوامل متعددی وجود دارد. مهم‌ترین مساله به نحوه سیاستگذاری و خط‌مشی ورزش و بسکتبال ایران بازمی‌گردد. من نمی‌توانم وارد آن مسائل شوم، اما از نظر فنی، تعدادی از مربیان خوب ایرانی با این مربیانی که آمدند، برابری می‌کنند.

پس چرا همه موفقیت‌ها به نام مربیان خارجی ثبت شده است؟

نه، من جایی با این مساله برخورد نکرده‌ام. موفقیت از آن یک مجموعه است. مدیریت بسکتبال، مربیان ایرانی و خارجی، بازیکنان، باشگاه‌ها و غیره. در این مجموعه مربیان خارجی هم قرار گرفته‌اند، اما هیچ‌گاه تمامی موفقیت‌ها به نام آنها ثبت نشده است.

از کار با مربیان خارجی نگفتی؟

نناد ترایکوویچ نظم و دیسیپلین داشت، اما آنقدر زیاده‌روی می‌کرد که روحیه بازیکن را از بین می‌برد!...

یعنی در تیم ملی نباید نظم و انضباط داشت؟

چرا، اما دیسیپلین خشک و یکنواخت نناد کار دستش داده بود.

شاید به این دلیل بود که 7 سال پیش هنوز بازیکنان ما رفتار حرفه‌ای را نیاموخته بودند.

می‌شود چنین چیزی گفت. چون تا آن موقع بسکتبال ما حضور چنین مربی را تجربه نکرده بود. نناد بسکتبال نوین را می‌دانست و خیلی به ما کمک کرد. من شاهد بودم تا چند سال پس از بازگشت نناد به کشورش، تعدادی از مربیان ما کارهای او را در تمرینات انجام می‌دادند.

دیسیپلین نناد در دوره ولادیمیر بوسنیاک به لبخندهای همیشگی این مربی تازه وارد تبدیل شد.

بوسنیاک لبخند می‌زد، اما نظم و انضباط او کمتر از نناد نبود. او از روابط عمومی خوبی برخوردار بود و بر خلاف نناد قادر بود با اطرافیانش بهتر ارتباط برقرار کند.

در فرهنگ ما ایرانی‌ها این قبیل افراد مقبول‌ترند. روی این اصل بوسنیاک بیشتر از هموطنش در ایران اقامت داشت.

بوسنیاک دوره خوبی به ایران آمده بود. نسل بسکتبالیست‌های تیم ملی کاملا عوض شده بود و در رده‌های جوانان و امید با موفقیت‌هایی که به دست آمد، بازیکنان بیشتری معرفی شدند. دست این مربی برای انتخاب بازیکن بازتر بود.

... و اونیکا و ترومن؟

با ترومن کار نکردم، اما اونیکا 2 حسن عمده داشت. اول بسکتبال منطقه و آسیا را خوب می‌شناخت. دوم بسکتبال روبه رشد ایران را بخوبی درک کرد و با درک این موضوع توانست بعداز سال‌ها تیم ایران را در بازی‌های آسیایی دوحه صاحب رتبه سوم کند.

راجع به بوسنیاک و اونیکا تقریبا نظر مشابه‌داری. می‌شود این‌طور استنباط کرد آنها از توانمندی‌های موجود و به تکامل رسیده بسکتبال ایران در دوره‌های اخیر استفاده کرده‌اند، بنابراین رایکوترومن نیز با استفاده از همین شرایط و شرایط خاصی که در رقابت‌های جام ملت‌های آسیا در سال 2007 حاکم بود، موفقیت‌های بسکتبال ایران را کامل کرد.

در این 7 سال با مدیریت آقای مشحون هر روز یک گام به سمت جلو برداشته‌ایم. در جوانان 2 بار قهرمان آسیا شدیم. در امیدها همین‌طور و نقطه اوج قهرمانی‌ها، مقام اول تیم ملی در ژاپن است. این موفقیت‌ها مدیریت شده‌اند. باشگاه‌ها سرمایه‌گذاری کردند. نگاه بچه‌های بسکتبالیست حرفه‌ای شده و مربیان چه خود و چه از طریق مربیان خارجی دانش بسکتبال را فرا گرفتند. ما در این چند سال لیگ قدرتمندی هم داشتیم که به مربیان خارجی در کسب موفقیت‌ها کمک کرده است.

با این اوصاف، مربیان ایرانی نمی‌توانند هدایت تیم ملی را به عهده داشته باشند تا برای یک بار هم که شده تنها ایرانی‌ها در یک پروسه موفقیت جای داشته باشند؟

من یک بازیکن هستم و نمی‌توانم از دیدگاه کلان به موضوع نگاه کنم...

اما در حد یک نظر؟...

حتما می‌توانند.

برای این که بحث مربیان را تمام کنیم، چه پیشنهادی داری؟

مربیان خارجی برای پیشرفت بسکتبال تاثیرگذار هستند. حتی شدیدترین مخالفان مربیان خارجی این مساله را رد نمی‌کنند. حضور این مربیان باعث رقابت بیشتر بین مربیان می‌‌شود و مربیان کشورمان را وادار به مطالعه بیشتر می‌کند. بنابراین اثرات مثبت از حضور این نوع مربیان کم نیست، اما شرایط نباید به گونه‌ای پیش برود که عرصه کار بر مربیان داخلی تنگ شود بلکه آنها هم باید جایی برای ارائه توانایی‌‌های خود داشته باشند. این قبیل امور در بلند‌مدت آثارش را می‌نمایاند زمانی که بسکتبال ایران به لحاظ مربیگری صاحب پتانسیل غنی و قوی است، رشد بسکتبال سریع‌تر انجام می‌شود.

در لابلای صحبت‌‌هایمان درباره مربیان لیگ اشاره کردیم. یک سوال کلیشه‌ای؛ لیگ ما پویا است؟

دلایل زیادی برای پویایی لیگ وجود دارد. بازیکنان خارجی، مربیان خوب، سرمایه‌گذاری باشگاه‌ها و....

در قسمت بازی در لیگ، بازیکنان خارجی چه تاثیری دارند؟

یک مثال می‌زنم. حضور آندره پیتس زمانی برای بازیکنانی مثل من در لیگ ایران یک آرزو بود. پیتس آمد و 3 دوره در اینجا بازی کرد، اما دیگر آن جذبه گذشته را برای ما ندارد چون احساس می‌کنم بازیکنان ایرانی فراتر از او هستند. بازیکنان خارجی نگاه‌‌ ما را حرفه‌ای‌تر کرده‌اند. مهدی کامرانی، صمد نیکخواه بهرامی‌، حامد آفاق، حامد حدادی و دیگران که جزو برترین‌های لیگ به شمار می‌روند، از وجود بازیکنان خارجی خیلی استفاده کردند.

می‌خواهی بگویی بازیکنان خارجی سازماندهی درستی در نزد بازیکنان کشورمان داشتند؟

بله. اولین روز حضور بازیکن خارجی در لیگ ایران را به خاطر می‌آورم. آن روز شاید کیفیت بازیکنان فعلی خارجی را نداشتیم؛ چون اطلاعات بین‌المللی‌مان کم بود، اما اکنون تیم‌ها در به کارگیری این بازیکنان سختگیر هستند.

به عبارتی الان تیم‌ها انتخاب نمی‌شوند بلکه انتخاب می‌کنند.

کاملا همین‌طور است. در چند فصل اخیر شاید تصور بازیکنان خارجی از لیگ ایران، یک لیگ سطح پایین بود، اما شاهدیم چگونه لیگ ما از سوی این بازیکنان جدی گرفته می‌شود.

آیا لیگ به بسکتبال و بین‌المللی شدن این ورزش کمک کرده است؟

ما در آسیا یک لیگ قوی داریم. تیم صبا باتری 2 فصل پی‌درپی قهرمان جام باشگاه‌های آسیا شده است بنابراین نمی‌توانیم از بین‌المللی شدن لیگ‌مان صحبت نکنیم.

حضور صمد نیکخواه بهرامی و حامد حدادی در لیگ‌های خارج از کشور هم از نشانه‌های دیگر بین‌المللی شدن بسکتبال ماست. این طور نیست؟

آنها ثابت کرده‌اند، در بسکتبال می‌توانیم بیش از این که هست، پیشرفت کنیم. دوستان ما الگوهای خوبی برای بازیکنان ایرانی به شمار می‌روند. سال‌ها پیش چند تن از بازیکنان بسکتبال ایران راهی خارج شده بودند، اما به دلیل بی‌ثباتی نظام باشگاه‌داری، این حرکت متوقف شد. امیدوارم من بعد شاهد حضور بیشتر لژیونرها در بسکتبال دنیا باشیم.

خودت دوست داری لژیونر شوی؟

البته. امسال در آزمون بودن و نبودن در لیگ شرکت کرده‌ام!

راجع به پیشنهاد چینی‌ها صحبت‌هایی شده. آیا قرار است در لیگ چین بازی کنی؟

صحبت‌هایی در میان بود؛ اما منصرف شده‌ام و در لیگ ایران بازی خواهم کرد.

چرا؟

در تیم اول ایران بازی کردن بهتر است تا تیم شانزدهم چین!

چه شد که یکباره تیم‌های چینی فکر بازیکنان ایرانی افتاده‌اند؟

طبق آیین‌نامه جدید لیگ چین، هر تیم می‌تواند یک بازیکن‌ آسیایی را استخدام کند. با توجه به قهرمانی تیم ایران در آسیا، چینی‌ها تعدادی از بازیکنان خوب ما را هدف گرفته‌اند. مثل جواد داوری و علیرضا هنردوست.

این انتقال‌های بی‌سابقه به لیگ‌های خارج از کشور به سطح لیگ خودمان آسیب وارد نمی‌کند؟

اگر تعداد لژیونرها زیاد شود لیگ ایران از کیفیت خوب گذشته فاصله می‌گیرد، اما از طرفی فرصت بیشتری ایجاد می‌کند تا مربیان به جوانترها بها بدهند. حضور بازیکنان ایرانی در لیگ‌های خارجی به تیم‌ملی بسکتبال کمک خواهد کرد. الان خیلی از کشورهای مطرح دنیا هستند که بازیکنان‌شان در دیگر لیگ‌ها به میدان می‌روند از جمله کرواسی و صربستان. ورزش حرفه‌ای امروز مرزها را در نوردیده است.

کار با جوانان در لیگ مستلزم زمان طولانی‌تر برای کسب نتیجه است، در حالی که در ایران سرمایه‌گذاران به سوددهی کوتاه مدت توجه می‌کنند و در حضور اول یا دوم خود در لیگ به دنبال قهرمانی هستند. اگر این امر اتفاق نیفتاد و از طرفی از حضور ستارگان کاسته شود، خطر عدم سرمایه‌گذاری تیم‌ها، لیگ را تهدید می‌کند. در آن صورت چه باید کرد؟

تیمداری در بسکتبال به دلیل مشکل درآمدزایی سخت است، روی این اصل، سرمایه‌گذاری بندرت صورت می‌گیرد. در سال‌های گذشته انحلال بسیاری از تیم‌ها را شاهد بوده‌ایم. تیم‌های باشگاهی برخلاف سیاست‌های رایج ورزش، در سازندگی حوصله به خرج نمی‌دهند بلکه به دنبال محصول آماده هستند. شاید بهترین تیم سال‌های اخیر ذوب‌آهن باشد که روند رو به ثبات داشته است. اگر چند تیم مثل ذوب‌آهن داشته باشیم هر سال نگران وضعیت تیم‌ها نخواهیم بود.

به هر حال نتیجه‌گیری رکن مهمی است و نمی‌شود هزینه کرد و نتیجه نگرفت.

اگر تیمداری ثبات داشته باشد، نتیجه هم حاصل می‌شود. متاسفانه بیشتر مدیران تیم‌ها می‌خواهند در سال اول یا دوم تیمداری قهرمانی به دست آورند. موفقیت در ورزش فقط کسب عنوان قهرمانی نیست.

با توجه به موفقیت‌های تیم‌های ملی، وضعیت نظام باشگاهی در بسکتبال را چگونه ارزیابی می‌کنی؟

امسال که اصلا شرایط خوب نبود، چند تیم منحل شدند و بسیاری از بازیکنان بلاتکلیف هستند. یک بازیکن ملی‌پوش در زندگی برنامه‌ریزی دارد و روی پول بسکتبال حساب می‌کند. اگر تیم‌ها همین طور منحل شوند، تکلیف ملی‌پوشان چیست؟ از طرفی باشگاه‌های خصوصی توان رقابت در شرایط فعلی ورزش را ندارند، چون از سوی دولت حمایت نمی‌شوند. بنابراین ناچارند عرصه فعالیت را ترک کنند.

با صباباتری چند ساله قرارداد داری؟

یک سال.

پیشنهادهای دیگری داشتی، چرا صباباتری را انتخاب کردی؟

مهران شاهین‌طبع برایم خیلی زحمت کشید. یک بار یار کمکی تیمش در جام باشگاه‌های آسیا بودم که قهرمان شدیم و سال‌ها پیش نیز برای او در پیکان بازی کرده بودم. می‌خواستم یک جور زحمات این مربی خوب را جبران کنم.

چند درصد قول قهرمانی در لیگ امسال را می‌دهی؟

از الان سخت است، اما فکر می‌کنم تنها رقیب تیم ما مهرام است. با این حال شانس زیادی برای قهرمانی داریم.

از میان آن نسل خوب بسکتبال، آیدین نیکخواه بهرامی رفت. آیا بسکتبال جای او را پر کرده است؟

جای آیدین به این زودی‌ها پر نمی‌شود. او در سال‌های اخیر به اوج رسیده بودو جای ثابتی در تیم ملی داشت.

گفتی به خاطر روح آیدین به صباباتری رفتی. برنامه‌هایت برای این تیم چیست؟

وقتی 10 سال همه جا و همه وقت با آیدین بودم، دوری‌اش واقعا سخت است. تیم آیدین را انتخاب کردم تا بلکه از این طریق بتوانم خودم را تسلی بدهم. ما مجموعه‌ای خوب و مربی خوبی داریم و می‌توانیم فصل موفقی را در لیگ سپری کنیم.

صباباتری حامد حدادی را هم در اختیار ندارد. آیا بدون او مشکلات تیم بیشتر نمی‌شود؟

مهران شاهین‌طبع مربی بادانشی است و حتما در این خصوص تدابیری اندیشیده است. حضور حدادی برای هر تیمی غنیمت است، اما وقتی بازیکن پیشنهاد بهتری دارد، نمی‌شود جلوی پیشرفت او را گرفت.

آیا تیم شما روی جوانان سرمایه‌گذاری می‌کند؟

حامد آفاق وقتی از مشهد به تهران آمد، سنی نداشت. او در صباباتری پیشرفت کرد یا اصغر کاردوست. محمد سیستانی یا مسعود ایرانی، امسال این نفرات حرف‌های زیادی برای گفتن دارند. هم‌اکنون جوانان مستعدی در تمرین‌های صباباتری شرکت می‌کنند که من به آینده‌شان امیدوارم.

اگر خودت دوباره به عنوان یک جوان 18 - 17 ساله بازی در تیم‌های لیگی را آغاز کنی، چه اهدافی را دنبال خواهی کرد؟

اول از همه درسم را ادامه می‌دهم. اشتباه بزرگ زندگی‌ام این بود که درسم را رها کردم. الان که نگاهم به خیلی چیزها عوض شده است، می‌بینم اگر درس می‌خواندم می‌توانستم آینده‌ام را خودم بسازم نه این که منتظر فلان و بهمان تیم بمانم.

برای ادامه تحصیل هنوز دیر نیست... .

البته. جزو برنامه‌هایم است، ولی ابتدا باید آرامش زندگی‌ام را حفظ کنم و تمرکز داشته باشم. لیگ که شروع شود، برنامه‌ریزی می‌کنم به هر دو، درست و دقیق برسم. لیگ و درس.

گامی به جلو

نفس راحت و بلندی کشید و از من خواست بین پرسش‌هایم فاصله بیندازم. هنوز 40 دقیقه از گفتگویمان گذشته و خسته نشده است. می‌گوید: <می‌توانم حرف‌هایی را که در دلم دارم بازگو کنم؟> می‌گویم البته و او شروع می‌کند: <زندگی پر است از خوبی‌ها و بدی‌ها. مشکلات زندگی برای همه وجود دارد. در واقع مشکلات به آدم یاد می‌دهد هدف اصلی در زندگی چیست. وقتی نمی‌توانم بازی کنم، چه کاری از دستم ساخته است؟ شما خودتان فکر کرد‌ه‌اید یا شده چند روز یا چند ماه ننویسید، چه اتفاقی می‌افتد؟ من یک سال دور بوده‌ام و در این یک سال بسکتبال را طور دیگری دیدم. احساس می‌کنم الان بسکتبال دیگر آن معنای همیشگی را برای من ندارد. قبلا می‌خواستم بازی کنم، گل بزنم، تشویقم کنند، ستاره باشم، اما حالا زندگی صحبت‌های دیگری با من دارد. به یک کمال دیگری هدایتم می‌نماید. یک سال تنهایی، فرصت اندیشیدن بیشتر را برای من فراهم کرد. خیلی‌ها را شناختم. هر روز که می‌گذشت، بیشتر به این نتیجه می‌رسیدم در چه دنیای بیهوده‌ای قرار گرفته بودم در حالیکه اصل مهم زندگی این است که آدم موفق و مفیدی باشی. زندگی فقط پز دادن در میدان مسابقه نیست. آدم موفق بودن کار راحت‌تری است.

خیلی از روزها حتی از خانواده‌ام غافل شده بودم، اما در این یک سال خانواده‌ام دوباره بلندم کردند. برادرم و همسر آینده‌ام کمک کردند تا اطرافیانم را بهتر ببینم. با آنها بود که توانایی‌هایم را دوباره به دست آوردم و دانستم ضعف‌هایم چیست. بعد بهترین تصمیم زندگی‌ام را گرفتم و همچنان می‌خواهم برای آینده‌ام قدم بردارم. شاید فکر کنید ریا می‌کنم، اما صداقت و ترس از خدا لازمه زندگی است. قوت قلب است. چرا باید «قهرمان زنده را عشق است» در جامعه مصداق داشته باشد؟ وقتی مشکلی برای کسی به وجود می‌آید همه به جای کمک بیشتر قصد دارند نابودش کنند. باور کنید پدر و مادرم و اعضای خانواده‌ام همراه معدود دوستانم، انگیزه مجدد ایجاد کردند تا برگردم. دلیل دیگر و انتخاب صباباتری به خاطر آیدین نیکخواه بهرامی است. حالا هر چه می‌خواهید بپرسید».

4 برداشت کوتاه‌

1- سرم را چرخاندم دیدم یکی از همان بچه‌های جشنواره مشغول نقاشی است. مهدی گرامی به من گفت این سامان ویسی است. برادر سیامک. این اولین معرفی سامان ویسی است که به 14 سال قبل بازمی‌گردد. نخستین جشنواره مینی‌‌بسکتبال در مجموعه ورزشی انقلاب تهران، میزبان چهره‌هایی مثل سامان بود که در سال‌های بعد انتظارات را در بسکتبال ملی برآورده کرد.

2- در تیم بسکتبال جوانان هما اولین فصل بازی در تهران را سپری کرد. به توصیه سیامک که هم عضو تیم بسکتبال جوانان ایران در سال 1996 شده بود و هم یکی از بازیکنان خوب تیم‌های امید و بزرگسالان، یکی از تابستان‌های اواخر دهه 70 را برای بازی برگزید. جعفر قره‌خانی سرمربی وقت تیم بزرگسالان هما، بازی سامان را دید و گفت این بچه‌ آینده خوبی دارد. با این حرف جعفر خان، ویسی راه سنندج را فراموش کرد.

3- هفته هفتم همان فصلی که جعفر خان، سامان ویسی را به هما برد و میان آن همه بازیکن به سامان بازی رسید، در خاطره این بازیکن بر جای مانده است. فصل بعد، هاشمی بازی در صنام و شاهین‌طبع بازی در پیکان را به او پیشنهاد کردند. او به پیکان پیوست، اما فصل بعد به دلیل گذراندن خدمت سربازی، صنامی شد. پتروشیمی بندر امام دیگر تیم سامان در دوران بازی در تیم‌های باشگاهی است.

4- اولین بار عضو تیم بسکتبال جوانان ایران بود که وارد رقابت‌های غرب آسیا شد. بعد ارمغانی همراه شاهین‌طبع و کوهیان مربیان وقت تیم ملی او را به امارات بردند تا در جام رمضان این جوان را هم در کنار مهدی کامرانی و صمد نیکخواه بهرامی آزمایش کنند. در سال‌های بعد با نناد ترایکوویچ، ولادیمیر بوسنیاک و فردریک اونیکا کار کرد و بهترین مقام ایران را پس از 55‌‌سال در بازی‌های آسیایی دوحه قطر به دست آورد.

محمد رضاپور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها