در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در حالی که پیش از این تصور میشد با انعقاد تفاهمنامه میان هیات باستانشناسان یونانی و پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور، کشتی ساسانی غرق شده در خلیجفارس همراه محموله آن بیرون کشیده میشود و سندی دیگر را برای اثبات تعلق خلیجفارس به ایرانیان از هزارههای قبل، پیش روی جهانیان قرار میدهد؛ اما با بیپاسخ ماندن پیشنهاد پژوهشگاه از سوی یونانیان و استعفای طاها هاشمی، رئیس اسبق این پژوهشگاه، بیم آن میرود که عملیات بیرون کشیدن این کشتی با انتصاب مدیر جدید یا در پیچ و خم دیوانسالاری مدیران بعدی، به فراموشی سپرده شود.
با توجه به هجمه کشورهای عربی برای تسلط روی خلیجفارس و به کار بردن نام جعلی خلیج عربی، به طور یقین بیرون کشیدن این کشتی در امور بینالمللی اهمیت بسزایی دارد؛ همچنین وجود هیات باستانشناسی یونان نیز راه را برای هر گونه پیشداوری درباره نتایج مطالعات میبندد. کشورهای حوزه خلیجفارس که تلاش بسیاری برای ورود نام خلیج عربی به نقشهها و کتابهای جغرافیا و تاریخی در چند سال اخیر انجام دادند با کشف کتیبه خارک، تلاشهای بسیاری برای جعلی نشان دادن این کتیبه به کار بردند و بارها اعلام کردند ایران برای اثبات ادعاهای خود اقدام به جعل این کتیبه کرده است. به رغم حساسیت و تلاش کشورهای حوزه خلیجفارس، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بوشهر کتیبه را به حال خود رها کرد تا در نهایت به وسیله افرادی ناشناس تخریب و خیال تمامی همسایگان حوزه خلیجفارس از این بابت راحت شود.
قراردادی که به انجام نرسید
اما سازمان میراث فرهنگی در زمان تصدی امور پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور توسط طاها هاشمی تلاشهای بسیاری کرد تا بتواند کشتی را از دل خلیجفارس بیرون بکشد، ولی با یک شرکت خصوصی که با تهیه فیلمی از وجود این کشتی در دل خلیجفارس توجه همه را به اعماق دریا جلب کرده بود، به توافق نرسید.
از سوی دیگر تلاشهای شرکت نفتی پارس جنوبی که براساس بند 9، 10 و 11 توافقنامه میان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با این شرکت موافقت کرده بود با ایجاد یک پایگاه تحقیقاتی در خلیج فارس باستانشناسی زیرآب را پوشش بدهد، راه به جایی نبرد.
در نهایت سازمان میراث فرهنگی با توجه به جوان بودن باستانشناسی زیر آب کشور و لزوم وجود تجهیزات پیشرفته برای انجام چنین امر خطیری، با یونانیان که دارای تجربه بسیاری در زمینه باستانشناسی زیرآب هستند، وارد گفتگو شد. طاها هاشمی در سفری به یونان، تجهیزات تیم باستانشناسی زیر آب این کشور را مورد بررسی قرارداد و هیاتی از باستانشناسان یونان را به تهران کشاند که به امضای تفاهمنامهای میان این دو گروه منجر شد، اما در نهایت هیچ اتفاقی نیفتاد؛ البته سازمان میراث فرهنگی اوایل سال جدید یک توافقنامهای را با مرکز اقیانوسشناسی ایران برای مشارکت در این عملیات پژوهشی به امضا رساند که آن هم تاکنون نتیجهای در بر نداشته است. در نهایت با استعفای سیدطاها هاشمی بیم آن وجود دارد که برنامه بیرون کشیدن این کشتی از عمق خلیجفارس هم به سرنوشت برنامههای دیگری چون ایجاد نمایشگاه دائمی بینالمللی در روستای خورانق یزد، ایجاد مرکز بینالمللی خشت خام در شهر میبد و... دچار شود.
ترس از گذشته
از سوی دیگر با توجه به این که 90 درصد آثار تاریخی کشور خشتی و در معرض تخریب قرار دارند و بویژه پس از زلزله سهمگین بم که به تخریب کامل این شهر و ارگ باستانیاش منجر شد، حساسیتها نسبت به آثار خشتی بیشتر شد؛ بنابراین 5 سال پیش و در جریان نهمین کنفرانس بینالمللی مطالعه و حفاظت معماری خشتی در یزد، پیشنهاد ایجاد یک مرکز تحقیقات بینالمللی خشت خام در ایران داده شد که با استقبال استانلی پرایس، رئیس مرکز بینالمللی مطالعه حفظ و مرمت اموال فرهنگی (ایکروم) و مایکل پت زل، رئیس شورای بینالمللی بناها و محوطههای تاریخی (ایکوموس) روبهرو شد. پس از آن تلاشهای بسیاری انجام شد تا بتوان با استفاده از توان علمی پژوهشگران ایرانی و جهانی برنامهای برای نگهداری آثار خشتی کشور اندیشیده شود و ایران منبعی برای صدور این تجربیات به کشورهای خاورمیانه که اکثرا دارای آثار خشتی هستند، بشود؛ اما با روی کارآمدن مدیران جدید، این برنامه هم به بایگانی سازمان میراث فرهنگی سپرده شد.
حال بیم آن میرود به رغم تلاشهایی که در زمان طاها هاشمی انجام شده مدیران بعدی فرصت پیش آمده را مغتنم نشمارند و تنها کشتی کشف شده از دوران تاریخی که باستانشناسان آن را متعلق به دوره ساسانی میدانند، برای همیشه در اعماق خلیجفارس و در آبهای سیراف به دست سرد فراموشی سپرده شود و فرصت بازگشایی رازهایی از کشور باستانی هزار و یک شب از دست برود.
آغاز ماجرا
کشتی ساسانی خیلی اتفاقی پیدا شد. تعدادی از ماهیگیران محلی در نزدیکی سیراف، تور ماهیگیری خود (گرگورهای محلی) را در دل آبهای شناور خلیجفارس رها کرده بودند و پس از مدتی مقداری سفال بالا کشیدند و این آغاز ماجرای کشف کشتیای است که دستکم 1700 سال در اعماق خلیج فارس لنگر گرفته است. پس از این اتفاق، خبر توسط محلیها به مسوولان میرسد و یک شرکت با استفاده از تجهیزات مدرن، فیلم بسیار کوتاهی در حدود 7 تا 8 دقیقه از این کشتی و محموله آن را تهیه کرد که به موج بسیار بزرگی در رسانههای خبری کشور تبدیل شد و تلاشهای بسیاری از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بوشهر و شرکت پارس جنوبی برای بیرون کشیدن این کشتی انجام گرفت، اما مشکل مالی و نبود امکانات لازم، اجازه رسیدن به ماهی مقصود را نداد.
حسین توفیقیان، که از همان ابتدای کشف این کشتی وارد مساله شده بود، کشف تنها کشتی تاریخی کشور را آغازی برای وارد شدن به تاریخ دریانوردی کشور و نقطه اوجی برای باستان شناسی زیر آب میداند.
به گفته وی، تاریخ دقیق ساخت این کشتی مشخص نیست و باستان شناسان بین اشکانی یا ساسانی بودن این کشتی شک دارند، اما وجود مقدار بسیاری خمره سفالی به نام آمفرا (خمرههای اژدری شکلی که در تجارت برای حمل مایعات با ارزش استفاده میشد) باعث شده کفه ساسانی بودن کشتی سنگین شود. یک مساله دیگر نیز ساسانی بودن کشتی را پررنگتر میکند و آن مهارت ایرانیان در صنعت دریانوردی و رونق کشتیرانی در دوره ساسانی یعنی 1700 سال پیش است.
توفیقیان مطالعه روی این کشتی را نخستین گام مهم برای شناسایی تاریخ دریانوردی کشور دانست که دادههای بسیار زیادی در زمینه دریانوردی، مسیرهای تجارت، کالاهای تجاری و شیوه ساخت کشتیهای تجاری در دورههای تاریخی در اختیار پژوهشگران میگذارد.
وی در صورت وقوع مطالعات باستان شناسی زیر آب برای بیرون کشیدن این کشتی، نخستین گام این عملیات را مطالعه و مستندنگاری کشتی زیر دریا و در عمق 70 متری خلیجفارس میداند و پس از آن باید آرام آرام کشتی را با روشهای علمی و با استفاده از جدیدترین تجهیزات بیرون کشید و مطالعه را خارج از دریا ادامه داد.
همچنین به گفته توفیقیان، از وقوع نخستین مطالعات باستانشناسی زیر آب نزدیک به یکصد سال میگذرد، اما اگر بخواهیم نگاهی علمی به آن داشته باشیم باید باستانشناسی علمی را 50 ساله دانست که بر همین اساس و نگاهی دقیق به آنچه در کشور ما انجام شده، کشو ما در این زمینه نیم قرن از دیگر کشورها عقبمانده است. هر چند بیرون کشیدن کشتی ساسانی تنها به تقویت باستانشناسی زیر آب کمک نمیکند، بلکه مدرک انکارناپذیری از تعلق خلیج نیگون فارس را به کشورمان پیش روی جهانیان مینهد.
در روزهای نخست وقوع این ماجرا، موج خبری کشف این کشتی سازمانها و نهادهای مختلفی را که به دلایل متفاوت به خلیجفارس و میراث فرهنگی وصل بودند به دل ماجرا کشاند تا افتخار بیرون کشیدن این کشتی را به نام خود ثبت کنند، اما این موج زودتر از آنچه تصور میشد فرونشست و کشتی ساسانی یک بار دیگر پس از1700 سال دوباره در دل خلیجفارس غرق شد.
زهرا کشوری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: