کاوش

کارآفرینی شغلی که درایران نیست
کد خبر: ۲۰۶۹
در سالهای اخیر توجه خاصی به مفهوم کارآفرین در کشور شده است . دغدغه های فراوانی بین دوستداران این مفهوم وجود دارد که نکند که این مفهوم در لابلای سایر مسائل جامعه گم شود و از حد شعار پا را فراتر نگذاشته و به صحنه های کسب و کار و سازمان ها وارد نشود. در کشورهای توسعه یافته این مفهوم در سطوح اقتصادی جا افتاده است ؛ به طوری که آرزوی هر جوان جستجوگر دستیابی به فرصت تبدیل رویاهای خویش به محصول و خدمت و در نهایت تبدیل شدن به یک قهرمان کسب و کار در صحنه اجتماعی است . در کشور ما این مفهوم باید ابتدا در سطح نخبگان علمی دانشگاه در صنایع و سایر بخشها ترویج شود و سپس طی یک حرکت حساب شده در قالب یک استراتژی جامع ، نسبت به عمق بخشیدن به سیاست های ترویجی ، آموزشی، پژوهشی در سطح دانشگاه ها و مراکز صنعتی اقدام شود.کارآفرین کیست ؛کارآفرین فردی است که دارای ایده جدید و نو است . او از طریق فرآیند تاسیس و ایجاد یک کسب و کار )شرکت ( و قبول مخاطره ، محصول یا خدمت جدیدی را در جامعه معرفی میکند.در این تعریف چند نکته وجود دارد:1 ( کارآفرین اهل فکر جدید بوده و نوگراست .2 ( کارآفرین در فرآیند ایجاد یک کسب و کار همه مخاطرات را قبول می کند.3 ( نتیجه فعالیت و زحمات وی حتما باید به محصول و خدمت جدیدی منجر شود.یک مفهوم و چند برداشتشاید مهمترین و پراشتباه ترین تعریف از کارآفرینی ، ایجاد شغل باشد که امروزه سخنان بسیاری از مسوولان ، سیاستگذاران وتخصیص دهندگان منابع در سطح کشور شنیده و خوانده می شود؛ گرچه مسوولان از طرح این مساله به بیراهه نرفته اند و اشاره نسبتا درستی دارند؛ اما آنچه که امیدوارکننده و در خور توجه است ، این است که کارآفرینی برای سیاستگذاران و مسوولان توسعه هر جامعه دو پیام بسیار مهم دارد:1 ( نتیجه سیاست های ترویج و تسهیل کارآفرینی ایجاد اشتغال است.2 ( با کارآفرینی ، رفاه نیز تحقق می یابد.بنابراین مطرح شدن کارآفرینی را حتی به معنای ایجاد اشتغال در جامعه نباید خرده گرفت ، بلکه به فال نیک می گیریم ، چرا که با اجرای دقیق و شناسایی و تقویت کارآفرینان و برداشتن موانع از پیش روی آنها به این امر مهم و استراتژیک تعیین ایجاد اشتغال نیز میرسیم.کار باید مورد احترام باشدیکی از نکات مهم در توسعه پایدار هر جامعه این است که نخست ، باید روشن شود کار مورد احترام جامعه است یا خیر، دوم این که وجود مشاغل مختلف در سطح جامعه که به هر کدام به میزان مختلفی نیاز است ، ضروری است و چنانچه جامعه ای مانند ایران بر اثر پندارها و برداشتهای مختلف بعضی مشاغل را از بین ببرد و یا مفهوم غلطی از آن در جامعه ایجاد کند و یا وزن مشاغل را نسبت به آنچه که ارزش دارند، از بین ببرد، جامعه دچار گرفتاری های عظیمی می شود. بعضی موانع در شرایط فعلی عبارتند از:1 - کارگر کار نکند و حقوق بگیرد و از کارگر متعهد تمیز داده نشود و حق اخراج نداشته باشید.2 - سرمایه گذار خوب و در چارچوب ارزشها و قانون اجتماع با سرمایه گذار رانت خوار، غیرقانونی ، فرصت طلب متفاوت نباشند.3 - توانایی و نقش مدیر در سطح یک سازمان و شرکت با عناصر سازمان یکسان تلقی شود.4 - توانایی در نقش متخصص در ارائه راهکارها در سطح جامعه مورد توجه قرار نگیرد و به کار گرفته نشود.5 - آموزش تشویقی بیش از حد برای بعضی مشاغل قائل شود، مثل این که همه دختران جوان دوست داشته باشند هنرپیشه شوند )چرا که زود معروف می شوند( یا پسران جوان دوست داشته باشند ورزشکار گردند )چرا که زود پولدار میشوند(.بنابراین در شرایط فعلی ، مشاغل نه تنها ارزش و موقعیت خود را از دست داده اند، بلکه مفاهیمی از قبیل مورد احترام بودن کار ارزشمند بودن سرمایه و مورد احترام بودن صاحب سرمایه نیز مخدوش شده است که باید در فرصت های دیگری بدان پرداخت ؛ اما علاوه بر موانع یاد شده مفاهیمی از قبیل کارآفرین ، سرمایه گذار پرمخاطره و موسس ، در ادبیات روزمره و فرهنگ عامیانه و حتی فرهنگ نخبگان کشور جایگاه لازم را ندارند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها