با محمد علی حسینی ، معاون حقوقی و بین‌المللی وزیر امور خارجه‌

ایران هیچگاه اینچنین مقتدر نبوده ‌است‌

جزئیات نشست اخیر دو هیات ایرانی و عراقی در مورد اختلافات مرزی، گزارش جدید البرادعی درباره موضوع هسته‌ای ایران، عضویت ایران در شورای امنیت سازمان ملل و برخی مباحث روز مطرح در عرصه سیاست خارجی ایران، ما را برآن داشت تا نظرات محمدعلی حسینی، معاون حقوقی و بین‌المللی وزیر امور خارجه کشورمان را جویا شویم.
کد خبر: ۲۰۶۶۴۱
حسینی که چندی سخنگویی وزارت امورخارجه را نیز به عهده داشت، درباره جزییات مذاکره با هیات عراقی برای رفع اختلافات مرزی میان ایران و عراق می‌گوید این مساله موکول به کار کارشناسی کمیته‌هایی شده که باید در این ارتباط تشکیل و اختلافات را شناسایی کنند.

وی درخصوص گزارش اخیر البرادعی معتقد است ایران تداوم همکاری خود با آژانس را باید قوام بخشد. مشروح این گفتگو را می‌خوانیم.

علت مطرح شدن مجدد بحث معاهده 1975 الجزایر در مورد اختلافات مرزی ایران و عراق چیست و کدام کشور خواستار بررسی مجدد این مساله شده است؟

برخی مشکلات در مرزهای زمینی و رودخانه مشترک وجود داشت که نیازمند هماهنگی‌هایی میان جمهوری اسلامی‌ ایران و عراق بود تا جلساتی تشکیل و در مورد رفع این مشکلات اقدام شود. در اسفند سال گذشته، موافقت‌نامه‌ای میان ایران و عراق درباره رفع تمام مشکلات موجود در مرزهای زمینی و رودخانه‌ای مشترک بر اساس مفاد معاهده 1975 و موافقت‌نامه‌ها و پروتکل‌های ضمیمه آن طراحی و به امضا رسید.

جلسه‌ای که در این ماه با طرفین عراقی برگزار شد ، در واقع ادامه همان موافقت‌نامه سال گذشته بود که عملیات بازیابی و تجدید ساخت میله‌ های مرزی ، عملیات اندازه‌گیری و لیتوگرافی مشترک اروندرود و برگزاری اجلاس کمیسیون دائمی‌ هماهنگی و وظایف مرزبانان 2 کشور به عنوان مهم‌ترین محورها مورد توافق قرار گرفت.

در حقیقت، این دومین دور مذاکرات جامع مرزی میان 2 کشور پس از جنگ تحمیلی بود و طبیعتا دو طرف انگیزه لازم را برای رفع مشکلات داشتند و در یک فضای بسیار صمیمانه، کاملا کارشناسانه و حقوقی مباحث را دنبال و صورت جلسه مشترکی هم امضا کرد.

آیا به دنبال صحبت‌های دی ماه سال گذشته جلال طالبانی، رئیس جمهور عراق، مبنی بر رد معاهده 1975 الجزایر، طرفین اقدام به رفع اختلافات کردند یا خیر؟

پس از همان مصاحبه‌ای که به نقل از ایشان مطرح شد، آقای طالبانی مصاحبه‌ای دیگر داشت و نسبت به پایبندی عراق به معاهده 1975 توضیح داد، بنابراین جلسه سال گذشته و همین جلسه در راستای تصمیم‌ 2 کشور برای رفع مشکلات مرزی و رودخانه‌ای و در چارچوب معاهده 1975 است. صورت جلسه‌‌هایی هم که امضا شده معاهده 1975 را مورد تاکید قرار می‌دهد.

بنابراین در حال حاضر، طرف عراقی تمام و کمال معاهده 1975 را قبول داشته و آن را پذیرفته است؟

اصلا معاهده 1975 معاهده‌ای نیست که بشود آن را رد کرد. معاهده‌ای است دارای اعتبار به عنوان یک سند و مورد توافق 2 کشور.

در مذاکرات اخیر با هیات عراقی به چه نتایجی دست یافتید و تا کجا پیش رفته‌اید؟

تهیه مقدمات و تنظیم برنامه کاری برای 3 محور انجام شده است که عبارتند از محور اول بازیابی و تجدید ساخت میله‌های مرزی در مرز زمینی مشترک، علامتگذاری مجدد مرز زمینی میان ایران و عراق در 13 ژوئن 1975، محور دوم، اندازه‌گیری و لیتوگرافی اروندرود و تعیین مرز رودخانه‌ای میان ایران و عراق در 13 ژوئن 1975 و موافقت‌نامه‌ای که همان سال درباره مقررات کشتیرانی به امضا رسیده است و محور سوم، برگزاری اجلاس دائمی‌هماهنگی وظایف مرزبانان‌

2 کشور. قرار شد برای بحث درباره جزییات این موضوعات، کمیته‌هایی را تشکیل دهیم که پس از ماه مبارک رمضان در مورد تاریخ برگزاری این کمیته‌ها توافق خواهیم کرد و دیداری را هم هیات‌های کارشناسی و فنی 2 کشور با یکدیگر خواهند داشت.

معاهده 1975 از سوی 2 کشور پذیرفته شده است و زمانی یک توافق مورد پذیرش طرفین واقع می‌شود که مسائل و مشکلات حل شده و توافق‌نامه بر اساس خواست طرفین تنظیم شده باشد. حال چگونه است در مورد رفع اختلافات طرفین تشکیل جلسه داده و رایزنی می‌کنند؟

معاهده 1975 دارای پروتکل‌ها و موافق‌نامه‌های ضمیمه است. در آنها پیش‌بینی شده که اگر در موردی مانند بازیابی و تجدید ساخت میله‌های مرزی ‌لازم بود، در چارچوب معاهده مورد توافق طرفین گفتگو صورت گیرد. موافقت‌نامه‌ها یک نقشه راهی را نشان می‌دهد و موضوعاتی که ممکن است پیش آید در چارچوب موافقت‌نامه قابل حل است.

در حال حاضر بین طرفین هیچ اختلافی در مورد مرز رودخانه‌ای و خط تالوگ وجود ندارد؟

باید کارشناسان فنی بنشینند و صحبت کنند و در کمیته‌هایی که بر همین اساس تشکیل شده است این مساله را مورد بررسی و گفتگو قرار دهند.

اکنون نقاط اختلافات میان طرفین چیست؟

باید بنشینند، صحبت کنند و ببینند که مثلا میله‌های مرزی کجا حذف شده و یا کجا آسیب دیده است تا
بر اساس آن روند کار و همکاری‌های بعدی را تنظیم کنند.

با توجه به این‌که دولت عراق فرصتی 6 ماهه را برای خروج منافقین از عراق به تصویب رسانده است، آیا جمهوری اسلامی‌ایران به لحاظ حقوقی اقدامی‌ در مورد تسلیم آنها به کشورمان صورت خواهد داد؟

دولت عراق به دلیل سوابق تروریستی که منافقین در داخل ایران و داخل عراق داشتند، مصوبه‌ای را گذراندند بر این اساس که آنها باید خاک این کشور را ترک کنند و اکنون این موضوع را پیگیری می‌کنند.

جمهوری اسلامی‌ ایران همواره اعلام کرده کسانی که مرتکب جرمی‌ نشده‌اند می‌توانند به آغوش خانواده‌هایشان بازگردند و برخی از اینها در چند ماه اخیر نیز برگشته‌اند. تمام کشورها براساس کنوانسیون مبارزه با تمامی‌ اشکال تروریسم، موظف به عدم پذیرش افراد و گروه‌های تروریستی هستند که در فهرست گروه‌های تروریستی کشورهای ذی‌ربط ثبت و شناخته‌ شده‌اند و دولت عراق نیز بر اساس پایبندی خود به این کنوانسیون تصمیم به اخراج اعضای این گروهک تروریستی گرفته و به دنبال اجرایی کردن آن است. علاوه براین، جمهوری اسلامی‌ایران با عراق موافقت‌نامه همکاری‌های امنیتی دارد که بر مبنای آن هیچ یک از 2 کشور اجازه فعالیت به گروه‌های معاند یکدیگر را نمی‌دهند.

رئیس جمهور برای چهارمین بار با سفر به نیویورک در مجمع عمومی‌سازمان ملل شرکت و دیدگاه‌های نظام را به طور مستقیم بیان کرد. در جایی باید نتیجه این اقدامات، دیدارها و ابراز دیدگاه‌ها را دید. از اجلاس سال گذشته تا اجلاس اخیر چه تغییر قابل توجهی در نظام بین‌الملل و حتی درخصوص ایران رخ داده است؟

هر ساله سران کشورها یا وزرای امور خارجه در مجمع عمومی‌سازمان ملل شرکت و دیدگاه‌های خود را نسبت به تحولات بین‌المللی، جهانی و منطقه‌ای بیان می‌کنند و موضوعات مختلفی را مورد بررسی و گفتگو قرار می‌دهند. آنچه در مجمع عمومی‌سازمان ملل اتفاق می‌افتد بیان دیدگاه‌ها و بیان نقاط ضعفی است که در نظام ناعادلانه جهانی وجود دارد.

ضرورت اصلاح ساختار سازمان ملل و شورای امنیت، ضرورت واگذاری فرصت‌های برابر و متوازن در کشورهای عضو سازمان ملل و تحولاتی که اکنون دنیا شاهد آن است، از آن جمله است. در ضمن  از این فرصت حضور استفاده می‌شود و دیدارهای دو جانبه و چند جانبه‌ای هم شکل‌ می‌گیرد.

درباره اهمیت حضور و بیان دیدگاه‌ها به شکل مستقیم با شما موافق هستم، اما باید به طور ملموسی نتایج تاثیرگذار و قابل توجهی را نیز شاهد باشیم. اگر می‌شود برای ما مصداق‌هایی از این تاثیرگذاری ذکر کنید؟

ما هیچ وقت جمهوری اسلامی ‌ایران را با این اقتدار در منطقه نداشته‌ایم. این هم شهادت دوستان ماست و هم دشمنان ما. مهم این است که رویکرد درستی را انتخاب کنیم و اهداف و آرمان‌های درستی را در تعریف خود داشته باشیم. اهدافی که امام (ره) بیان کردند و در قانون اساسی وجود دارد کاملا روشن است. رویکردها هم به سوی همین اهداف است، ولی مسیری که می‌خواهیم طی کنیم با موانعی همراه است.

مسیر دیپلماسی را باید با صبر و حوصله، دقت و با خستگی‌ناپذیری مستمر ادامه داد تا به نتیجه رسید. اقتداری که جمهوری اسلامی‌ طی 30 سال گذشته به دست آورده به دلیل تبیین مواضع، رویکرد و اهداف درستی بوده که زیر نظر رهبران خود انتخاب کرده و پیموده است. اکنون به رغم تمامی‌دشمنی‌ها، جمهوری اسلامی‌ایران کشوری مقتدر و اثرگذار در بیشتر زمینه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است.

جمهوری اسلامی‌توانسته بخوبی روابط دوجانبه خود را تعریف کند. آنچه را در مجمع عمومی‌سازمان ملل اتفاق می‌افتد باید کاملا جدا کنیم، زیرا فرصتی است برای سران کشورها ضمن این‌که روابط دو جانبه خود را نیز مورد گفتگو قرار می‌دهند.

در روزهای اخیر شاهد انتشار گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی‌ در مورد موضوع هسته‌ای ایران و متعاقب آن صدور قطعنامه چهارم توسط شورای امنیت بودیم. ارزیابی شما از گزارش البرادعی چیست؟ گویی تایید عدم انحراف ایران در تمامی‌گزارش‌ها به مساله‌ای روزمره تبدیل شده است.

آنچه همواره مورد تاکید و انتظار ما بوده است این که همکاری‌ها باید دارای آثاری باشد و نتایج آن مورد تصریح قرار گیرد. آژانس بر اساس مسوولیت فنی، تخصصی و حقوقی خود فعالیت‌های مسالمت‌آمیز جمهوری اسلامی ‌ایران را منعکس کند.

در گزارش فعلی نیز به بسیاری از این واقعیات موجود اشاره شده است، اما ما برخی واقعیات جهانی را نیز نمی‌توانیم نادیده بگیریم.فشاری را که هر بار از سوی آمریکا و کشورهای خاص هنگام تهیه گزارش و تنظیم آژانس بر آن اعمال می‌شود، نمی‌توان نادیده گرفت. اما نکات مثبتی هم در این گزارش وجود داشت.

تا کی این روند ادامه خواهد یافت که البرادعی گزارشی ارائه کند و در آن بابی را برای بهانه دادن به کشورهای غربی باز گذارد و ایران همکاری‌های خود را همچنان با آژانس ادامه دهد؟

ما باید همکاری‌های خود با آژانس را ادامه دهیم و معتقدیم باید تلاش کنیم به برخی ابهاماتی که آژانس دارد، پاسخ دهیم . به آژانس اعلام کردیم موضوعات هسته‌ای و موضوعات باقیمانده تمام شده است.

بر اساس طرح مدالیته به تمامی‌چیزی که مطرح شده عمل کردیم و لذا موضوع هسته‌ای ایران باید روال عادی خود را داشته باشد.

این موضع صریح ماست که با مسوولان آژانس مطرح کردیم اما در زمینه همکاری‌ها معتقدیم در چارچوب مقررات آژانس و ان پی تی می‌توان به همکاری ادامه داد.

آیا خط قرمزی برای ادامه همکاری با آژانس تعریف شده است؟

ما در چارچوب مقررات آژانس و معاهده ان پی تی همکاری‌های خود را با آژانس ادامه خواهیم داد. ارتباط مسوولان ما با مسوولان آژانس ارتباط خوبی است و این فرصتی است برای این‌که بتوانیم مواضع خود را تبیین و همکاری‌هایمان را ادامه دهیم.

البرادعی در گزارش خود خواستار اجرای پروتکل الحاقی از سوی ایران شده است. آیا ایران اجرای آن را در دستور کار قرار خواهد داد؟

چنانکه بررسی موضوع هسته‌ای کشورمان از شورای امنیت به آژانس بازگردد، بهتر می‌توان در این‌گونه موارد سخن گفت.

با توجه به این‌که همکاری‌های ما با آژانس تاثیری در تحریم‌ها و عدم تصویب قطعنامه‌ها و روند موضوع هسته‌ای کشورمان نداشته، این روند کنونی را ادامه خواهیم داد یا این‌که مسوولان روند دیگری را اتخاذ خواهند کرد؟

در موضوع هسته‌ای روش‌های مختلفی را مورد استفاده قرار داده و آن را دنبال می‌کنیم. ما این قضیه را حق قطعی خودمان می‌دانیم و بر آن پافشاری می‌کنیم و در همان چارچوب قانونی فعالیت‌های خود را داشته و خواهیم داشت.

فکر می‌کنید با توجه به شرایط فعلی، مذاکرات و ادامه نشست‌های ژنو انجام شود؟

تماس‌هایی را که دکتر جلیلی و آقای سولانا داشتند، در چارچوب گفتگوهایشان ادامه خواهند داد.

گروه 1+5 درخصوص بسته‌های پیشنهادی رسمی‌و غیر رسمی‌ پاسخی داده‌اند؟

در آخرین نامه‌ای که آقای جلیلی برای آقای سولانا فرستاد، تاکید شده‌ است که ایران آمادگی دارد پاسخ روشن خود را به پیشنهاد ارائه شده همراه با دریافت پاسخ روشن به سوالات و ابهامات خود در اولین فرصت ارائه کند. ما معتقدیم هر چه فضای گفتگوها شفاف‌تر و روشن‌تر شود، طرفین درک بهتری از مواضع و اصول یکدیگر خواهند داشت و می‌توانند آن را پیگیری کنند. لذا اگر این آمادگی در طرف مقابل هم باشد و پاسخ این نامه را با شفافیت بدهند، این می‌تواند فرصتی باشد که دور بعدی مذاکرات آغاز شود.

پس از ارسال این نامه اتفاق دیگری رخ نداده است؟

گفتگوهای دیگری هم بوده که البته باید پاسخ روشن را داشته باشیم.

سوال بعدی من درباره نیروگاه بوشهر است. روس‌ها قول داده‌اند تا پایان سال میلادی نیروگاه بوشهر به بهره‌برداری برسد. فکر می‌کنید آیا به قولی که داده‌اند، پایبند خواهند بود؟

ما امیدواریم به همین شکل باشد. باوجود فشارهایی که وجود داشت تا روند همکاری روسیه با ایران و روند ارسال سوخت به هم بخورد،‌ نهایتا سوخت ارسال و کارهای دیگری که لازم بود پیمانکاری روسی انجام دهد، انجام شد.

زمان دقیقی برای راه اندازی ارائه نکردند، البته حدود آن را مشخص کرده‌اند و طرفین در حال پیگیری هستند تا هرچه سریع‌تر نیروگاه به بهره‌برداری برسد.

بر اساس قرار داد اولیه، باید در سال 2000 نیروگاه راه‌اندازی می‌شد. جدا از موانع فنی که در راه‌اندازی نیروگاه بوشهر وجود داشت، با مطرح شدن موضوع هسته‌ای ایران این تحلیل قوت یافت که علت اصلی این تاخیرها فشارهای سیاسی و جلوگیری ایران از فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای بویژه غنی‌سازی است. این تحلیل تا چه اندازه با واقعیت انطباق دارد؟

این تحلیل‌ها مربوط به گذشته است و اکنون شاهدیم باوجود تمامی‌فشارها، فضاسازی‌ها از سوی کشورهای غربی بویژه آمریکا، بر اساس تفاهمی‌که میان ایران و روسیه وجود دارد، ارسال سوخت صورت گرفت و روند همکاری‌ها نیز اکنون بخوبی ادامه یافته است.

چه شد که روس‌ها تصمیم به تکمیل نیروگاه گرفتند، آیا پایبندی‌شان به تعهداتشان بود یا دلیل دیگری داشت؟

روس‌ها نسبت به توافقی که با ایران داشتند، پایبندی خود را نشان دادند؛ اگرچه با تاخیراتی همراه بوده است. گفتگوهای فنی نسبتا طولانی نیز بین طرفین صورت گرفته است.

نوع نگاه 2 کشور به یکدیگر، منافع مشترکی که دارند و مناسبات خوب دو جانبه و تعهدی که نسبت به اتمام نیروگاه بوشهر و راه‌اندازی آن وجود داشته، کمک می‌کند که هم این طرح‌‌ها و هم طرح‌های مشترک دیگری که داریم به نتیجه برسد، چنان که اکنون رسیده است. همکاری و مناسبات ما با روس‌ها رو به رشد بوده است.

با توجه به تاخیری که در راه اندازی نیروگاه بوشهر رخ داده، آیا خسارات حقوقی وارد شده به ایران از طرف روسی پرداخت خواهد شد؟

این‌گونه مسائل فنی که ممکن است بار حقوقی داشته باشد، از سوی مسوولان ذیربط که متصدی این مساله هستند، پیگیری خواهد شد.

با توجه به نامزدی ژاپن برای عضویت در شورای امنیت سازمان ملل و شرایط این کشور که مورد حمایت کشورهای غربی بویژه آمریکا نیز است، شانس عضویت ایران در این شورا تا چه اندازه است؟

کاندیداتوری ایران را برای عضویت غیر دائم شورای امنیت سازمان ملل برای دوره 2009 و 2010 اعلام کردیم. در 50 سال گذشته ایران عضو شورای امنیت نبوده است و تنها یک دوره به عضویت در آمده که آن هم در دوره 1955 و 1956 بوده است.

ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه می‌تواند نماینده خوبی برای کشورهای در حال توسعه باشد و پیام مشترک آنها را در عرصه بین‌المللی مطرح کند.

از طرف دیگر، ما این اقدام را بر اساس این اعتقاد دنبال کردیم که فرصت‌های برابر و عادلانه باید برای تمامی‌اعضای سازمان ملل وجود داشته باشد و خوب است بدانیم از سال 1946 تا 2009، 114 کشور عضو سازمان ملل تنها برای 2 سال عضویت غیر دائم را داشته‌اند و حتی بسیاری از این کشورها اساسا عضو نبودند.

این آمار خوبی است که نشان دهنده یک سیستم نامتوازن و غیرعادلانه و تبعیض‌آمیز در شورای امنیت است. لذا ما باید این سیستم ناعادلانه و نامتوازن را به چالش بکشیم. ما در بحث کسب عضویت غیردائم در شورای امنیت جدی هستیم و بر اساس برنامه هم حرکت کردیم و می‌دانیم با موانع و مخالفت‌های جدی از سوی برخی کشورها بویژه آمریکا مواجه می‌شویم.

ما معتقدیم این فرصت باید در میان کشورهای عضو سازمان ملل به طور عادلانه توزیع شود و این سیستم ناعادلانه تغییر یابد. ما در حال رایزنی با کشورهای مختلف هستیم و در اجلاس غیر متعهدها در تهران آن را مطرح کردیم.

در جلسات، رایزنی‌ها و دیدارهای دو جانبه نیز این مسائل مطرح شده است. صرف نظر از نتیجه‌ای که حاصل می‌شود، این مساله را دنبال خواهیم کرد و ضمن پیگیری اهداف و اعتقاد خودمان ضرورت اصلاح ساختار سازمان ملل را مطرح می‌کنیم.

چقدر شانس عضویت داریم؟

رقیب ما ژاپن است که 9 دوره عضویت شورای امنیت را داشته است. اما این سیستم و نظام طوری است که ما از موقعیت واحدی برخورداریم. یعنی نظام جمهوری اسلامی ‌ایران که 50 سال عضویت نداشته و ژاپنی که 2 سال پیش عضویت داشته و 9 دوره هم عضو بوده است. این نگاه درستی نیست و باید تغییر یابد.

در صحبت‌هایی که در اجلاس عدم تعهد در تهران صورت گرفته، آنها نیز تاکید بر اصلاح ساختار داشته‌اند و آن را ضروری توصیف کردند و گفتند فرصت به کشورهایی که عضویت نداشتند، باید داده شود.

آمریکا هر ساله درباره وضعیت حقوق بشر در کشورهای مختلف گزارش‌هایی را منتشر می‌کند. چین نیز برای مقابله با این کار متقابلا از نقض حقوق بشر در آمریکا گزارش‌هایی را منتشر می‌کند. جمهوری اسلامی‌ایران برای مقابله با سیاست آمریکا در استفاده ابزاری از موضوع حقوق بشر چه راهکاری را اتخاذ کرده است؟

یکی از ابتکارات در دستگاه دیپلماسی دولت نهم همین کار است که موارد نقض حقوق بشر را در کشورهای مدعی حقوق بشر پایش کند. اگر ما فهرستی را از کشورهای ناقض حقوق بشر تنظیم کنیم، این کشورها بویژه آمریکا رتبه اول را خواهد داشت، چنان‌که اکنون دارد.

با توجه به نقض حقوق بشری که در داخل آن کشور و مناطق مختلف دنیا مانند عراق و افغانستان و دیگر نقاط جهان انجام می‌دهد، ما موارد نقض حقوق بشر را گردآوری، تنظیم و تدوین کردیم و در حال پیگیری این سیاست هستیم و گزارش‌های جامع و مستندی را در خصوص نقض حقوق بشر در آمریکا، کانادا و رژیم صهیونیستی تهیه و تنظیم کرده‌ایم.

اقدام دیگری که انجام دادیم این است که ما در سطح مسوولان و اخبار عمومی‌جهان توضیح و تبیین کردیم که این کشورها در جایگاهی قرار ندارند که بتوانند وضعیت حقوق بشر را در دیگر کشورها ارزیابی کنند.

تا چه اندازه توانسته‌اید به شکل مستدل و بر اساس اسناد حقوقی نقض حقوق بشر را در این کشورها به اثبات برسانید و به جهانیان عرضه کنید؟

بعضی از این موارد کاملا مشهود است و لذا در طرح این مسائل با کشورهای مختلف مشکلی نداریم زیرا در این زمینه اتفاق نظر وجود دارد. طبیعتا در میان کشورها گزارش‌های منتشر شده از سوی آمریکا هیچ وجاهت و اعتباری ندارد. درباره تهیه و تنظیم موارد نقض حقوق بشر کشورها اقداماتی را صورت داده‌اند و نهادهایی بین‌المللی نیز این موارد را پیگیری می‌کنند که ما نیز با آنها همکاری می‌کنیم و با برخی کشورها هم مسائل حقوق بشری را به شکل دو جانبه پیگیری می‌کنیم.

با تعدادی از کشورهای غربی و شرقی نیز این تعامل را داریم. سفر اخیر بنده به سوئیس در همین ارتباط بود که تلاش کردیم و به نتیجه رسیدیم که چارچوب مورد توافق طرفین را تدوین کنیم تا ظرف 3 ماه بتوانیم مواردی را برای همکاری‌های آتی مشخص کنیم.

طرح‌های مشترکی را تعریف کردیم تا بتوانیم آن را اجرایی کنیم. برای این‌که درک بهتری از واقعیات موجود داشته باشیم، نیازمند برگزاری جلساتی برای بحث موضوع حقوق بشر در میان اندیشمندان 2 طرف هستیم که طرف سوئیس از آن استقبال کرده است.

در این جلسات توضیح داده‌ایم که فرهنگ اسلامی‌ما در نگاه به حقوق بشر، زنان و کودکان و افراد یک جامعه غنی است که غربی‌ها از آن بی‌اطلاع هستند و اقدامات تبلیغی گسترده‌ای را به راه انداخته‌اند تا وانمود کنند که مکتب اسلام به دور از مسائل حقوق بشری است.

این مورد استقبال طرف سوئیسی قرار گرفت. در این گفتگوها می‌توانیم مبانی فرهنگی و دینی خودمان را در این زمینه مطرح کنیم. در اطلاع رسانی معتقدم تلاش‌های بیشتری باید صورت بگیرد.

فاطمه‌ تیمورزاده‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها