آن شش گل
این که استقلال در اولین بازیش پس از کنار رفتن فتحاللهزاده، استقلال اهواز را صفر 6 در هم کوبید، لابد بهانه و سندی در دست مخالفان مدیر مشهور آبیهاست تا بگویند به محض رفتن وی، همه مشکلات تیم حل شد(!) اما این نیز نگاهی سطحی به موضوعی عمیق است؛ زیرا هجومهای موثر استقلال در مصاف با حریفی بسیار پراشتباه و فاقد اولین و بدیهیترین اصول دفاع (استقلال اهواز) هیچ ربط مستقیمی به رفتن فتحاللهزاده نداشت و اگر پیش از این قلعهنویی و دیگر اعضای کادر فنی استقلال در گردش و اداره تیم به لحاظ فنی مشکل داشتهاند، نمیتوان و نباید آن را به حضور یا رفتن مدیر باشگاه ارتباط داد. مگر در هفتههای ناکامی آبیها این فتحاللهزاده بود که تیم را ارنج میکرد، آیا او روی نیمکت مینشست که رفتنش باعث حل مشکلات شده باشد؟ مگر قلعهنویی از اواخر فصل پیش تا به حال پیوسته سکاندار این تیم و تصمیمگیرنده اول در جمع آبیها نبوده است؟
میتوان استدلال کرد که (به ادعای مخالفان فتحاللهزاده) ضعف مدیریت وی پایهگذار سستیها و اشتباهات در گردش تیم بوده و حضور او و مربیان منتخب وی مشکلسازان اصلی در استقلال بودهاند، اما باید پرسید آیا فتحاللهزاده در یک سال و نیم اخیر به مربیان کوچکی روی آورده بود و آیا میتوان در درجه اول مدیرعامل باشگاه را بابت نتایجی نکوهش و برکنار کرد که براساس نظر و خواست مربیانش به میدان رفته و همانگونه بازی کرده است.
کفه ترازو
لیگ، طولانی و فصل حاوی اتفاقات ریز و درشت تازهای است که به آرامی از راه خواهند رسید و آن موقع مشخص میشود که چه قصورهای فنیای از چه کسانی سر زده، اما شکی نیست که استقلال در دو سه فصل اخیر هم بد بازی کرده و هم ضعف مدیریت داشته و این که در کفه ترازو کدام یک بر دیگری میچربند. قطعا نتیجه بازی اخیر آبیهای تهران توان و اهواز به تنهایی پاسخی بر آن محسوب نمیشود. بد نیست در این خصوص تحقیق شود که چرا در فصل گذشته به محض آغاز کار حجازی و سپس کریمی، عدهای به طور آشکار و پنهان از در مخالفت برآمدند و انواع مخالفخوانیها با آنان صورت گرفت و به چه سبب در فصل جاری هر نتیجه بدی که آبیها میگرفتند به جای نزدیکتر شدن قلعهنویی به سمت و سوی برکناری، در عمل تقصیری به تقصیرات مدیرعامل اضافه و پرونده او قطورتر میشد. سرانجام نیز هیاتمدیره ناگهان به این نتیجه رسید که دوای درد آبیها فقط خلع فتحاللهزاده است و نه تصحیح روند فنی تیم که در دو سه فصل اخیر به اندازه کافی از جانب کادر فنی تیم تضعیف و به شکلی بد هدایت شده است.
پیشتر نیز نوشتیم که رویکرد فتحاللهزاده به مربیانی ناموفق از جمله قلعهنویی به خودی خود پای او را نیز وارد جرگه مقصران ناکامی استقلال میکند، اما تمام کردن همه چیز به نام وی نیز طریق انصاف و منطق نیست و اگر او اینقدر ناموفق بوده که اینک گفته میشود، آیا اعضای هیات مدیره باشگاه که با اصرار و تاکید خود وی را برگزیدهاند، تقصیری در این خصوص نداشتهاند؟
اگر این نقل قول منتسب به رئیس هیات مدیره استقلال که فتحاللهزاده برای سمت محوله صلاحیت نداشته و ندارد، صحت داشته باشد، باید پرسید چگونه انتصابکنندگان وی به این سمت با علم و آگاهی از عدم صلاحیت وی دست به انتخاب او زدهاند.
ایرادات پابرجا
واعظی آشتیانی، فرد جدید منتخب هیات مدیره باشگاه برای مدیرعاملی آبیها از قضا گزینه خوبی برای این سمت بهنظر میرسد، زیرا وی هم سوابق مدیریتی در ارگانهای سیاسی دارد و هم در نهادهای ورزشی ما صاحب مسوولیت بوده است (در فدراسیون دوچرخهسواری) اما بهتر است او مراقب باشد و از آغاز خط سیر کارهای مختلف در این تیم را روشن و شفاف کند، زیرا ایراداتی که وسیله و دلیل برکناری فتحاللهزاده بودند، هنوز در باشگاه پابرجا هستند و از خصایل قدیمی آنها به شمار میآیند و محوشان بسیار دشوار است؛ چون همیشه این بیم وجود دارد که مثل چند نوبت در سالهای اخیر به جای غلبه عقل بر احساس، کادر فنی بر هیات مدیره بچربد و برخی مربیان تیم به قیمت برکناری مدیران در کار خود ابقا شوند. البته فتحاللهزاده هنوز هم در اطراف و اکناف هست تا دو سه سال بعد هر مشکلی که پیش آمد، باز به نام او تمام شود!
وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم