همسایههای محل به او روحانی خانواده دستواره میگفتند. بس که مومن و معتقد بود و با این که خودش به سن تکلیف نرسیده بود همه را به رعایت اخلاق اسلامی شعائر مذهبی دعوت میکرد. شهید دستواره در سال 1338 در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد. بچه جنوب شهر بود و مرام و مسلک همان بچهها را هم تا آخر عمر در وجودش حفظ کرد.
کد خبر: ۲۰۴۷۷۲
در گیرودار انقلاب پای ثابت تظاهرات بود. به خاطر همین فعالیتها بود که چند بار هم توسط ساواک دستگیر شد. با پیروزی انقلاب یکی از فعالان در مراسم استقبال از حضرت امام(ره) بود و مسوولیت امنیت قسمتی از میدان آزادی را به عهده گرفت.
هنگامی که سردار متوسلیان ماموریت یافت تیپ محمد رسول الله(ص) را تشکیل دهد، او هم به سمت جبهههای جنوب عزیمت کرد و در آنجا با اشتیاقی که به گردانها رزمی داشت، مسوولیت محوله را قبول کرد، اما با یک شرط. با شرط این که پا به پای دیگر رزمندگان در عملیات شرکت کند.
عملیات خیبر اگرچه عملیات بزرگی بود که دستاوردهایی برای سپاه اسلام در برداشت اما شهادت حاج همت، بزرگ مرد عرصه جنگ خاطره تلخی برای تمام مردم و به خصوص همرزمانش شد. بعد از واگذاری فرماندهی به شهید کریمی، شهید دستواره قائم مقام لشکر 27 شد و با شهادت سردار کریمی در عملیات بدر به عنوان سرپرست لشکر منصوب شد. مناطق اشغالی کردستان و صحنههای مختلف جبهههای جنوب کشور بویژه عملیات والفجر 8 و جاده امالقصر (در فاو) شاهد دلاوریهای عاشقانه این فرمانده شهید بود. نخستین چیزی که همرزمان شهید دستواره از او به یاد میآورند روی خوش و صفای باطنش بود. میگویند هر جا که او وارد میشد غم و اندوه از دری دیگر بیرون میرفت. یازده بار مجروحیت تا هنگام شهادت گویاترین گواه برای شجاعت اوست. سرانجام هم وقتی فقط 10 روز از شهادت برادرش میگذشت در عملیات کربلای یک، درست روز آزادسازی شهر مهران مظلومانه به شهادت رسید تا نامش در حافظه تاریخ کهنسال این سرزمین جاودانه بماند.