جنایت پس از مخالفت با ازدواج‌

مرد جوانی که به قصد ازدواج دختر مورد علاقه‌اش با مخالفت پدرش روبه‌رو شده و او را به قتل رسانده بود، پس از 2 ماه فرار ، خود را تسلیم پلیس کرد.
کد خبر: ۲۰۴۳۶۲
محسن علی‌اشرف، معاون دادستان و سرپرست دادسرای جنایی کرج با اشاره به خبر دستگیری جوان پدرکش روز گذشته به خبرنگار «جام‌جم» گفت: ششم مردادماه امسال یکی از اهالی حسین‌آباد مهرشهر کرج با مرکز فوریت‌های پلیسی 110 تماس گرفت و از قتل مرد همسایه‌اش به نام حسین خبر داد.

به دنبال این تماس، ماموران کلانتری 22 مهرشهر همراه بازپرس رضایی، کشیک ویژه قتل دادسرای جنایی کرج به محل حادثه اعزام و در بررسی محل با جسد حسین که با ضربه‌های چاقو به قتل رسیده بود، روبه‌رو شدند و با دستور قضایی جسد وی به پزشکی قانونی منتقل شد و خانواده مقتول برای ادامه تحقیقات و فاش شدن هویت قاتل به اداره جنایی آگاهی استان تهران انتقال یافتند.

ردپای پسر در قتل پدر

کارآگاهان جنایی در ادامه تحقیقات از خانواده مقتول پی بردند که وی به دنبال مشاجره با پسر خانواده به نام قاسم کشته شده است.

با به دست آمدن هویت قاتل فراری (قاسم)‌ پلیس جستجو برای یافتن مخفیگاه وی را آغاز کرد تا این‌که 2 روز پیش قاتل فراری که دچار عذاب وجدان شده بود، 2 ماه پس از وقوع جنایت خود را تسلیم پلیس کرد.

سرپرست دادسرای جنایی کرج ادامه داد: روز گذشته متهم به قتل به شعبه 21 بازپرسی دادسرای جنایی کرج انتقال یافت و مورد تحقیق قرار گرفت و به قتل پدرش اعتراف کرد.

قتل پدر به خاطر مخالفت با ازدواج‌

قاسم - متهم به قتل - در اظهاراتش به بازپرس رضایی گفت: به دنبال آشنایی با دختری به نام بهنوش، به یکدیگر علاقمند شدیم و تصمیم به ازدواج گرفتیم اما خانواده‌ام بخصوص پدرم، با این وصلت مخالف بود و حاضر نمی‌شد برای خواستگاری به منزل پدر بهنوش برود. چند بار با التماس از او خواستم با ازدواج ما مخالفت نکند تا زندگی‌ام سر و سامان پیدا کند اما پدرم توجهی به حرفهایم نمی‌کرد و همین موضوع باعث مشاجره و درگیری میان من و او شده بود. چند روز پیش از حادثه، درگیری میان من و پدرم شدت گرفت و او مرا کتک زد و با پلیس تماس گرفت که من از ترس، از منزل فرار کردم.روز حادثه متوجه شدم پدرم به کلانتری رفته و از من شکایت کرده است.

قصد داشتم با پدرم صحبت کنم که به محض دیدنم شروع به مشاجره با من کرد و گفت که همچنان با ازدواج من و دختر مورد علاقه‌ام مخالف است و اجازه نمی‌دهد این وصلت سر بگیرد ، پس از شنیدن حرف‌های پدرم ، عصبانی شدم و کنترل خودم را از دست دادم و با چاقوی آشپزخانه، به او حمله کردم و پس از مجروح شدن پدرم ، از ترس فرار کردم و چند روز بعد از حادثه متوجه شدم او فوت شده است. عذاب وجدان یک لحظه رهایم نمی‌کرد. در پارک‌ها و خیابان‌های کرج سرگردان بودم و پرسه می‌زدم تا عاقبت پس از 2 ماه فرار خودم را تسلیم پلیس کردم.

بنا بر این گزارش، متهم به قتل با قرار قانونی روانه زندان شد. تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها