در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
طنز عطاران، طنزی امضادار است، طنزی است که در بعضی موارد خط قرمزها را به شیرینی دور میزند و مخاطبش را سردرگم میکند که مثلا این بازیگر منظورش واقعا این بود یا این که این دیالوگی که این بازیگر گفت، منظورش فلان کس بود. عطاران در بازی هم نوعی بازی شخصی و خاص دارد که محدود به خود او و بعضی بازیگران دور و برش مثل علی صادقی است. تا جایی که بیننده شک میکند که تمام این خصوصیات از خود عطاران است و او نیاز به هیچ کوششی ندارد که به بازی شخصیتش برسد! این که او فقط دارد زندگی میکند نه بازی. پشت دوربین و جلوی دوربیناش زیاد تفاوت ندارد، اما نقش نادر در « بزنگاه» این اتهام را از بازی او میگیرد، این که اگر او نقش معتاد را خوب درآورده است حتما یک معتاد سابقهدار است! شاید این نکته در اولین خوانش آنقدر بدیهی به نظر برسد که شما بخندید، اما جالب این که دم دست ترین نقدی که به بازی عطاران وارد است همین است.
عطاران کارش را با همین بازیگری آغاز کرده است. بازیهایش در تلویزیون هم به همان آیتمهای کوتاه «ساعت خوش» محدود بود تا این که تصمیم گرفت بنویسد و کمی هم پشت دوربین مشق کند. بعدتر او توانست یکی از پرمخاطبترین سریالهای ماه رمضان یعنی «خانه به دوش» را بسازد. کاری که با همان گروه در سریال «متهم گریخت» ادامهاش داد. کار 90 قسمتی موفق «کوچه اقاقیا» بدون شک یکی از بهترین کارهای عطاران در کارنامه کاری اوست. سریالی که آنقدر او را خسته کرد که تا چند مدتی بعد از پایان این سریال هیچکس خبری از او نداشت و خستگی این سریال آنقدر بود که حتی فکر ساختن اثری 90 قسمتی (و به اصطلاح روتین و هر شبی) را نداشته باشد و روکند به خلق آثاری که نهایتا 30 قسمت 35 دقیقهای را تشکیل میدهد که یکی از نمونههای آن همین «بزنگاه» است که در حال حاضر هر شب از شبکه سوم پخش میشود. عطاران در کنار ساخت و بازی این آثار تلویزیونی شانس خودش را در سینما هم امتحان کرد. کاری که پیشتر هم با بازی در فیلم «هوو» انجام داده بود و اتفاقا آنجا هم خوش نشسته بود. امسال از او دو فیلم «تیغزن» داوودنژاد و «توفیق اجباری» لطفی را روی پرده رفت که این دومی حسابی در گیشه موفق بود که خیلیها بخش زیادی از این موفقیت را به پای نمک رضا عطاران گذاشتند؛ البته اگر از حضور ستاره خوشچهرهای به نام «محمدرضا گلزار» بگذریم!
اما نکتهای که بزنگاه را کمی متفاوتتر از آثار پیشین او میکند و البته علاقه عطاران را به سینما بیشتر نمایان میکند، نوع فیلمبرداری این سریال است که کمتر در سریالهای طنز استفاده شده است. او جز بازی و نوشتههایش دغدغههای جدی تر دیگری هم دارد که شاید بتواند آنها را در سینما رو کند. قالبی که دست او را بیشتر باز میگذارد برای خلق این موقعیتهای تصویری، قالبی که این جلوههای بصری را بهتر نشان میدهد.
البته پر واضح است که به این بازی و سریال عطاران مثل سایر کارهای او نقدهایی وارد است و بعضا گفته می شود باید برخی از حدود و ثغور عرفی را بیشتر رعایت کند .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: