دیوید بکام کاپیتان تیم ملی انگلیس در تازه ترین مصاحبه اش صبر، رمز موفقیت ماست
از این که الگوی بسیاری ازبازیکنان جوان هستم ، خوشحالم اما باید مراقب رفتار و بازی خود باشم
کد خبر: ۲۰۳۰
شما بالاخره به جام جهانی 2002 صعود کردید؛ آیا تصور می کردید چنین توفیقی نصیبتان شود؛موفقیت بزرگی است ، نه تنها برای من ؛ بلکه برای همه اعضای تیم ملی . ما می دانستیم حضور در جام جهانی یک رویای شیرین است و باید با کار سخت ، آن راواقعی کنیم . حالا خوشحالیم که رویای ما به حقیقت تبدیل شده است . مهم ترین هدف ما خارج شدن از شروع بد و رسیدن به اوج و صدر جدول در گروه بود. خوشبختانه با تلاش خیره کننده ، به هدف رسیدیم . من پیش از این در جام جهانی بازی کرده و گل زده بودم و ممکن بود همان جام جهانی 1998 یک پایان غم انگیز برای حضورم در جام جهانی می شد؛ اما پس از آن، اتفاقات زیادی رخ داد و شرایط ایده آل شد.از جام جهانی 1998 به بعد، زندگی برایت تغییر کرده است ؛ آیا فکر می کنی مردم انگلیس به جای این که مخالف تو باشند، حامی تو هستند؛یقینا. بازیها و موفقیت های تیم ملی انگلیس سبب شد تا هواداران فوتبال به من توجه کنند. در ویمبلی ، خیلی ها فکر می کردند بازیکنان ما توان بازسازی و ادامه مسیر را ندارند؛ اما حالا همه فکرها کاملا تغییر کرده است . حالا وقتی در لندن رانندگی می کنم ، مردم به من توجه می کنند و احترام زیادی به من می گذارند؛ در حالی که قبلا چنین نبود.ارتباط شما با رسانه ها تغییر کرده است ؛ این طور نیست؛بله ، حالا ما همه یک تیم - آن هم تیم ملی - هستیم . در طول چند سال اخیر اوضاع خیلی تغییر کرده است . قبلا بین ما و مطبوعات فاصله و جدایی بود، اما حالا موضع آنها کاملا تغییر یافته است . در واقع مطبوعات انگلیس و دیگر کشورها کاملا دگرگون شده اند. فکر می کنم اخیرا ارتباط میان بازیکنان و رسانه ها، بسیار بهتر شده است.آیا آرزو می کنی از دست همه رسانه ها خلاص شوی و دور و برت شلوغ نباشد؛این سوال را اغلب مردم از من می پرسند، اما صادقانه می گویم که زندگی خود را دوست دارم . دوست دارم هر روز غروب فوتبال بازی کنم و مردم بازی مرا تماشا کنند اگر تمایل دارند، از من عکس بگیرند. من به بازی فوتبال عشق میورزم.و حالا کاپیتان تیم ملی انگلیس هستی ؛ آیا این رویایی است که واقعیت پیدا کرده است؛بله ، دقیقا رویای دوران کودکی من است که به حقیقت پیوسته است . هرگز فکر نمی کردم رویایم به این زودی محقق شود. فکر می کنم در سن 26 سالگی کاپیتان تیم انگلیس بودن و هدایت کردن این تیم ، افتخارآمیز است و از این بابت احساس غرور می کنم . اکنون تیم ملی انگلیس خیلی خوب بازی می کند و تک تک بازیکنان اشتیاق و نشاط زیادی دارند.به کاپیتانی تیم انگلیس عادت کرده ای؛کم کم دارم عادت می کنم . در فوتبال اتفاق هایی روی می دهد که انسان تعجب می کند. یک بازیکن همیشه در حال یادگیری است . من هر روز در حال آموختن هستم . حالا خوب می دانم که بسیاری از بازیکنان دیگر، مرا به عنوان یک الگو زیر نظر دارند. اگر تصورم درست باشد، افتخار بزرگی برای من است و باید مراقب رفتار و بازی خود باشم.اکنون به نظر می رسد که تیم انگلیس ، تیمی یکدست و یکدل است . درست میگویم؛بله ، تیم ملی دقیقا همین وضع را دارد. همه بازیکنان به یکدیگر احترام می گذارند و البته این احترام متوجه سرمربی و مدیران تیم نیز است . حالا بازیکنان جوان تیم انگیزه دارند که بیشتر تلاش کنند تا در ترکیب تیم جا بگیرند و فوتبال خوبی را ارائه دهند.در تیم ملی مرزی بین بازیکنان منچستر یونایتد و لیورپول نیست؛نه ، همان طور که گفتم ، در تیم ملی همه به هم احترام می گذاریم و تیمی یکدل داریم . خیلی ها فکر می کنند بازیکنان منچستر یونایتد و لیورپول در تیم ملی با هم تنش هایی دارند؛ اما من می گویم در تیم ملی هیچ مشکلی وجود ندارد و همه ما عملا یک تیم هستیم . ما با هم کار می کنیم ، با هم بازی می کنم و غذای خود را با هم می خوریم . ما یک تیم هستیم و با هم در قالب تیم ملی یک کشور ظاهر میشویم.آیا اعتماد به نفس تیم ملی بیش از گذشته شده است؛بله ، و فکر می کنم عامل اعتماد به نفس تیم ملی ، اریکسون است .آرامش تیم هم از او نشات میگیرد.این اعتماد به نفس و آرامش در بازیهای تیم ملی تبلور یافته است . تیم جوانی داریم که صبر را آموخته است و می تواند فوتبالی زیبا و باشکوه را به نمایش بگذارد.بازیهای خوب تیم ملی فقط به مسابقات بزرگ و حساس محدود نمی شود، حالا تیم ما همواره خوب و زیبا بازی می کند. البته در مسابقات مقدماتی جام جهانی ، تحت فشار روحی قرار داشتیم که این وضع ما بر کیفیت کار ما اثر می گذاشت . اما تیم ما با آرامش به هدف خود رسید که علت اصلی پدید آمدن این آرامش نیز سرمربی تیم بود.بعد از آن شروع بد در رقابت های مقدماتی جام جهانی 2002 ، چه زمانی دریافتید که می توانید پیروزی های خود را آغاز کنید؛فکر می کنم پس از شکست از آلمان در ورزشگاه ویمبلی که به تغییرات زیادی در تیم ما منجر شد. تغییرات طراوت تازه ای به تیم بخشید. بعد از آن ، بازیهای خوبی را ارائه دادیم و توانستیم پیروزی های خود را آغاز کنیم . نقطه عطف تیم ، پیروزی در آتن بود. ما در شهر آتن مقابل تیم یونان یک نمایش عالی داشتیم .در آتن 70 دقیقه صبر کردیم تا به گل برسیم و هرگز شتابزده عمل نکردیم . معمولا یک تیم جوان صبر زیادی ندارد؛ اما ما به چنین شرایطی رسیدیم و رمز موفقیت ما، صبر است.آیا تیم انگلیس می تواند این صبر و اعتماد به نفس خود را برای فتح جام جهانی 2002 به کار گیرد؛به اعتقاد من ، همیشه این توان را داشته ایم که نتایج خیره کننده ای را در رقابت های جام جهانی و جام ملت های اروپا کسب کنیم ؛ اما به هدف خود نرسیده ایم ، ولی باید این اتفاق روی دهد. ما در آغاز راهی هستیم که در آن نشان دهیم می توانیم به هدف خود دست یابیم