در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند هفته بعد از شروع فصل جدید لیگ فوتبال آلمان و سپری شدن بازیهای نخست، چه برداشتی از تیم خود و شرایط موجود دارید؟
مهمترین نکتهای که دریافتهام، صرفنظر از نتایج به دست آمده، شور و شوقی است که در باشگاه و منطقه مربوطه یافتهام و شرایط و امکانات در هامبورگ عالی است. اعضای تیم نیز در سطح بالایی قرار دارند و با تمام وجود تلاش میکنند و میتوان با آنها به درجات بالاتری هم رسید و در این فصل هم با وسعت درخشید. وسایل و امکانات تمرینی در هامبورگ به قدری خوب است که باید بگویم نظیر آن را قبلا در هیچ جای دیگری ندیده بودم. تمرینات و کار مشترک 3 ماه اخیر ما نیز مثمرثمر بوده است و به نشانه آن دیدید که ما در 3 هفته نخست رقابتهای بوندسلیگا شکستی نداشتیم و به دو برد و یک تساوی رسیدیم.
هامبورگ فصل پیش در این لیگ چهارم شد. با این اوصاف آیا واقعا معتقدید که میتوانید یکی دو پله از این هم بالاتر بروید؟
اولین هدف ما این است که در پایان فصل بار دیگر به پیکارهای باشگاهی اروپا و یکی از دو جام این قاره راه یابیم. 5 سالی است که هامبورگ به این توفیق میرسد و در نتیجه عدم تکرار این دستاورد برای هواداران هامبورگ غیر قابل پذیرش خواهد بود. ما هر تلاشی را در راه استمرار این روند به کار خواهیم بست.
بازیکنان نسبتا خوبی را طی تابستان به نفرات خود اضافه کردید، اما رافایل فاندرفارت را به رئال مادرید فروختید. آیا این یک اشتباه بزرگ نبود؟
بحث اشتباه یا عدم اشتباه مطرح نیست، زیرا فان درفارت بشدت مصر و مصمم بود که برود و برای باشگاهی بزرگتر بازی کند و بنابراین اگر هم میماند، برای ما سنگ تمام نمیگذاشت. اما در مورد کسانی که به جمع ما پیوستهاند و یا باید میآمدند (و خبری از آنها نشد) باید یادآور شوم که من از آغاز بهدنبال بازیکنانی بودم که بتوانند بازی تیمی ما را ارتقا بخشند و چیزی را به تیم اضافه کنند وگرنه تعارف و تعریف و اسمهای صرف و کم اثر نمیخواهیم. این تیم در بوندسلیگا چهارم شده و بنابراین توان بالایی داشته که به این مرحله و درجه رسیده و نباید تغییرات زیادی را در آن ایجاد کرد. همانطور که در یک ماه و نیم اول فصل جدید دیدهاید، ما پیت رویپا و ائوگو را جذب هامبورگ کردهایم. این دو فصل پیش از بهترینهای دسته دوم آلمان شناخته شدند و در دو سه ماهی که کنار ما بودهاند، اثر وجودیشان روشن شده و فکر میکنم بزودی از بهترینهای ما و «بوندسلیگای یک» هم خواهند شد.
بوندس لیگا در قیاس با لیگ برتر انگلیس تا چه حد کارایی دارد و این دو را چگونه میتوان مقایسه کرد؟
گروهی از کارشناسان برجسته فوتبال، اخیرا لیگ برتر انگلیس، بوندس لیگا و لالیگا را بهترین لیگهای اروپا دانستند و بنا ندارم با آنها مخالفت کنم و درباره این قضیه به بحث بپردازم. بنابراین انگلیس را هم با آلمان قیاس نمیکنم.
فاتح فصل جدید جام قهرمانان باشگاههای اروپا را کدام تیم میدانید؟
در سالهای اخیر این مسابقات از مرحله یک چهارم نهایی به بعد به ملک شخصی برخی باشگاههای خاص بدل شده و انگار مال آنهاست. همان باشگاههایی را میگویم که همیشه پول زیادی را برای تقویت خود خرج میکنند و طبعا شانسهای بیشتری را برای خود به وجود میآورند. چلسی، منچستریونایتد، رئال مادرید و بارسلونا از آن قبیل هستند و بعید است سناریوی امسال متفاوت با گذشته باشد.
من فقط مایلم بدانم بایرن مونیخ در کورس رقابت با آنان به جایی خواهد رسید یا نه و وقتی مثلا به نیمهنهایی میرسیم، این تیم هم در صحنه هست یا خیر. من نمیتوانم نتیجه نهایی را پیشبینی و سیمای قهرمان را ترسیم کنم؛ زیرا اصولا این کار انجامنشدنی است.
سرنوشت این مسابقات نیز به برخی مسائل و نکات مانند تدارک قویتر، اعصاب آرامتر و شانس آوردن یا نیاوردن ارتباط پیدا میکند و این فاکتورها تعیینکننده است. اینها بجز غنای فنی و توانایی ورزشی و چیزهایی معمول از همین قبیل است که بدیهی است نتیجه مسابقات را مشخص کند.
هنوز هم از یورگن کلینزمن که این فصل مربی بایرن مونیخ شده است، تعریف میکنند و او را بانی طرحهای نوین تمرینی و تدارکات در صحنه فوتبال میخوانند. آیا این درست میباشد یا فقط تمجیدی مبالغهآمیز است؟
در تمرینات و کارهای او از نزدیک نبودهام که ببینم چند درصد این قضیه صحت دارد، اما به هر حال او مربی پرشوری است و پیشتر در تیم ملی آلمان موفق بوده است.
امثال شما، فرد روتن، هاب استیونس، دیک ادووکات و البته گاس هیدینک بسیار موفق و در بورس هستید. فکر میکنید کدام مسائل باعث شده است که در این سالها مربیان فوتبال هلند اینقدر موفق باشند؟
شما میگویید در این سالها و اگر منظورتان فقط سالهای اخیر است، باید بگویم بیش از 40 سال است که مربیان کشورم در سطح اول جهان میدرخشند و کمرقیب هستند. اضافه بر کسانی که گفتید یوس لوهوکای هلندی هم اینک در بوروسیا مونشنگلادباخ سکاندار است و با این حساب به رغم کوچ استیونس به کشورش، امسال هم 3 مربی هلندی را در بوندس لیگا شاغل میبینیم، اما صرفنظر از تعداد ما چیزی که اهمیت دارد، کار موفق هلندیها در سلسله مراتب فنی در این ورزش است که دنیا آن را پذیرفته است.
در جام جهانی آخر (2006) هر 4 تیم مرحله نیمهنهایی از اروپا بودند. آیا این به معنای سلطه محسوس تیمهای این قاره بر رقبای آمریکای جنوبیشان است؟
خیر، برزیل و آرژانتین همیشه و حتی در سالهای بدشان نیز مدعی هستند و اگر در فرم خوب باشند، هر حریف اروپایی را میبرند. با این حال ادامه پیشرفت فوتبال در اروپا نیز غیرقابل انکار است و در رقابتهای امسال جام ملتهای اروپا تیمهای آلمان، هلند، اسپانیا، روسیه، کرواسی و حتی ایتالیا به یک اندازه شانس قهرمانی داشتند و ترکیه نیز به آنها ملحق شد. همه میدانیم تقریبا همه این کشورها شانس راهیابی به مرحله نیمهنهایی جام جهانی را هم دارند.
آیا امکان دارد روزی مربی تیم ملی یک کشور هم بشوید؟
شاید چنین شود، ولی فکر میکنم مدت زیادی تا آن زمان مانده باشد. من کار جدیام را در هامبورگ تازه شروع کردهام و بدیهی است که فعلا به هیچ چیز جز آن فکر نکنم.
بهرغم شروع عالی هلند در مسابقات یورو 2008، کشورتان در یکچهارم نهایی قاطعانه از سوی روسیه حذف شد و 20 سال است که هیچ جامی را در سطح ملی نبرده است، چرا؟
شاید وقت تدارک و ایجاد هماهنگی بیشتر در اردوهای ملی هلند وجود نداشته و شاید ضعفهای خط دفاعی تیم ملی ما در ادوار مختلف، کار دستمان داده باشد، اما این نکته مشخص و مسلم است که بندرت از هرم رقابتها و از جمع خوششانسها دور بودهایم.
منبع: Mirror
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: