در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مراد از طهارت، خالی شدن و پاک گشتن از هر چیزی است که موجب ناپاکیها و کثافات ظاهر و باطن آدمی شود و در مقابل، ایمان عبارت از آراستن نفس به فضایل ظاهری و باطنی است. به همین دلیل در ارتباط متقابل میان طهارت و ایمان فرمودهاند: الطهور نصف الایمان طهارت نیمی از ایمان است.
حقیقت این است که طهارت قلب به مراتب از طهارت بدن مهمتر است و وقتی ما طهارت را نصف ایمان دانستیم، مسلما آنچه را که از اهمیت بیشتری برخوردار است، همان طهارت باطن است. طهارت 4 مرتبه دارد:
1- پاک کردن و نظافت ظاهر از چرک و نجاست و کثافات.
2- پاک کردن اعضا و جوارح بدن از جرایم و گناهان.
3- تطهیر قلب از رذایل اخلاقی.
4- تطهیر اندرون از غیر خدا <یعنی بیتوجهی به مخلوق در تمام شؤون زندگی.
البته این مرتبه آخر مخصوص انبیا و صدیقین است.
و باید توجه داشت در هر مرتبه، طهارت نیمی از رفتاری است که انجام میشود و عمل پس از طهارت نقش بسزایی را در تکامل انسان افاده میکند. این مراتب که برای طهارت ذکر شد، در واقع مراتب و درجات ایمان هستند و هر مرتبهای در حدی مخصوص به خود قرار دارد و هیچ بندهای به طبقه بالا نمیرسد مگر طبقات پایینتر از آن را طی کرده باشد.
بنابراین هیچ کسی به طهارت اندرون از غیر خدا و اصلاح آن به وسیله شناخت و کشف جلال و عظمت او نمیرسد، مگر خود را از اخلاق ناپسند خالی کند و با اخلاق پسندیده اصلاح سازد و هیچکسی به این مرتبه نمیرسد، مگر از طهارت جوارح و اعضا از گناهان و اصلاح آنان با اطاعت و عبادات فارغ شده باشد.
نکته دوم: صبر و بردباری
وجود انسان بین انگیزه دین و انگیزه هوس، آتش جنگ برافروخته است. جنگی در نهایت شدت و میدان این معرکه، قلب مومن است.
یاور انگیزه دین، فرشتگانی هستند که حزب خدا را یاری میدهند و یاور انگیزه شهوت و هوا، شیاطینی که دشمنان خدا را کمک میکنند.
و صبر عبارت است از ثبات انگیزه دین در مقابل انگیزه شهوت.
این حالت ثبات یعنی صبر بر 2 قسم است:
1- صبر بدنی، مثل مشقّتها به وسیله بدن و ثبات در مقابل آنها، این صبر یا با عمل تحقق مییابد، مانند: انجام عبادات مشکل و امراض بزرگ و جراحات هولناک.
2- صبر نفسی، که عبارت است از خودداری در برآوردن خواهشهای نفس و درخواستهای هوا.
این قسم صبر، اگر خود داری در مقابل شهوت فرج و شکم باشد عفت نامیده میشود.
بنده در هیچ حالی از صبر بینیاز نیست، زیرا آنچه را در دنیا میبیند یا موافق طبع اوست یا مخالف میلش و در هر دو حال صبر لازم است.
لذا یکی از عرفا میگوید: مومن میتواند در مقابل بلا صبر کند اما در عافیتها جز صدیقین کسی را یارای صبر نیست، زیرا آنها مقرون به قدرتند و یکی از راههای مصونیت از گناه، عدم قدرت است.
سید حامد حسینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: