در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سال 1337 شاه به پیشنهاد یک بازرگان بهایی برای ایجاد یک فرستنده تلویزیونی تجاری پاسخ مثبت داد. این خانواده بخش عمدهای از درآمد خود را از محل واردات نوشابه پپسی کولا از آمریکا و عرضه به بازار ایران به دست میآوردند. مجلس وقت به این فرستنده تلویزیون (تلویزیون ایران ((TVI) اجازه فعالیت داد و تا 5 سال آن را از پرداخت مالیات معاف کرد. از دیدگاه بسیاری ارتباطشناسان و جامعهشناسان ارتباطی جمعی، این تلویزیون به عنوان ابزاری برای مصرفگرایی تعبیر میشد بویژه آنکه درآمدش از محل پخش آگهیهای تبلیغاتی بود.
خانواده ثابت پاسال که به این شکل انحصار تلویزیون را در دست داشتند مجوز واردات گیرندههای مارک RCA را از آمریکا کسب کرده بودند. بخش مهمی از برنامههای این تلویزیون، فیلمها و سریالهای آمریکایی بودند که آشکار و پنهان مصرفگرایی به شیوه آمریکایی (رویای آمریکایی) را تبلیغ میکردند. (محل این فرستنده تلویزیونی، ساختمان قدیمی امروز شبکه دوم سیما بود.) تاسیس این تلویزیون با چنین محتوایی را میتوان به عنوان بخشی از سیاستها، نقشهها و طرحهای آمریکاییان (معروف به اصل 4) تلقی کرد که مقدمات آن در دولت حسین علاء (اول فروردین 1334 تا 12 فروردین 1336) فراهم شد و در دولت دکتر منوچهر اقبال (14 فروردین 1336 تا 6 شهریور 1339) به اجرا درآمد و کسانی که در اداره اصل 4 تربیت شده و ( به بچههای وارن موسوم بودند) به مناصب حساس گمارده شدند تا فرهنگ آمریکایی در تمام شوون جامعه ایران در عرصههای سیاست، اقتصاد و فرهنگ جریان یابد.
از سوی دیگر، پس از بررسیهای متعدد برای پرهیز از انحصار بهاییها بر تلویزیون و استفاده از این رسانه به منظور تحکیم مبانی رژیم، ایجاد تلویزیون ملی ایران تصویب و کار آزمایشی آن، این بار عمدتا با تحصیلکردههای فرانسه در سال 1345 آغاز شد.
تلویزیون ایران (TVI) به مالکیت آنها درآمد و به صاحب آن غرامتهای مورد ادعایش پرداخت شد و TVI این بار با نام شبکه دوم تلویزیون ملی ایران کارش را ادامه داد. این فرستنده تلویزیون نیز تاریخ خاص خود را دارد و نقشها و ماموریتهای ویژه که در این مقال نمیگنجد.
تاریخ تلویزیون در ایران سرشار از اتفاقات و رویدادهای گوناگون و اثرگذار بر فرهنگ و سیاست کل جامعه ایران، چه پیش از دوران انقلاب و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی است و میتوان از زوایای مختلف چه به شکل سالشمار یا به لحاظ دوران تاریخی، چهرهها و ژانرها و گونههای برنامهها و تحولات آن را مورد بررسی قرار داد.
بعضی وابستگان رژیم پهلوی در 2 دهه اخیر در خارج از کشور کوشیدهاند با طرحهایی موسوم به تاریخ شفاهی ایران با بعضی عوامل آن رژیم گفتگو کرده، ما حصل گفتگوها را چاپ و در واقع تاریخ را به نفع خود مصادره کنند.
بسیاری از کسانی که در تلویزیون ثابت کار میکردهاند، اکنون یا به سرای باقی شتافته یا به خارج از ایران مهاجرت کردهاند، اما تعدادی از آنان در کشور حضور دارند.
بویژه یکی از معدود برنامههای ارزشمند آن تلویزیون، تله تئاترهایی بود که از سوی اداره هنرهای زیبا (وزارت فرهنگ و هنر بعدی) چهارشنبه شبها به صورت زنده اجرا میشد و استادانی چون عباس جوانمرد، عزتالله انتظامی، علی نصیریان و جمشید مشایخی در آن نقشآفرینی میکردند که به عنوان شهودی زنده میتوانند روایتگر بخشی از تاریخ تلویزیونی باشند و با جستجوی سر نخها و فهرستها میتوان به شهود دیگری برخورد و به تحقیقات جامعتر نیز پرداخت.
بر این اساس، تاریخ تلویزیون در ایران به دوران پیدایش تلویزیون خصوصی، انگیزهها و ماموریتها و تلویزیون دولتی، گسترش دامنه فعالیتها به عرصههای دیگر، تلویزیون دردوران مبارزات ملت ایران برای تحقق جمهوری اسلامی، تلویزیون در دوران جنگ تحمیلی، تلویزیون پس از دوران جنگ تحمیلی، تعمیق گسترش کیفی و کمی و حضور در پهنه جهانی تقسیمبندی میشود.
حسین مختاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: