اگر در هنرهای نمایشی باورپذیری قله موفقیت محسوب میشود، در برنامه زنده که به دلیل وجود شخصیتهای واقعی کمتر در معرض باورناپذیری و رویگردانی مخاطب قرار دارد القای هرچه قدرتمندتر حس حضور است که اوج موفقیت به حساب میآید. به مدد پیشرفتهای تکنولوژیک رسانهای هماکنون مخاطبی که در خانه نشسته و تماشاگر برنامههای سیماست خود را عقب مانده از قافله زمان حس نمیکند. میتواند در خانه باشد و همزمان پای صحبت شخصیتی مذهبی یا سیاسی یا دانشگاهی مشغول طبخ غذا باشد و همزمان در ورزشگاه نظارهگر دوندگیهای بیامان بازیکنان یک مسابقه فوتبال. روی سجاده اتاقش تنها نشسته باشد و در همان حال خود را در نماز جماعت مسجد و در صف مامومین حس کند و یا حین غذا خوردن به اخبار تلخ و شیرین روز دنیا گوش بسپارد. احساس حضور هدیه ارزشمند برنامههای پخش زنده به مخاطبان است.
چنانکه در بحثهای گذشته اشاره شد، اطلاعرسانی از وظایف اصلی صدا و سیماست و در کنار آن به روز بودن. برنامههای زنده از آنجا که کمترین فاصله زمانی ممکن را با مخاطب دارند، اصلیترین گونههای برنامهسازی برای ایفای این نقش مهم در صدا و سیما هستند. از اینرو ارتباط مستقیمی میان برنامه زنده و مناسبتهای مختلف وجود دارد. در این خصوص مسابقات ورزشی المپیک پکن آخرین نمونه مهم به شمار میرفت و مسابقات فوتبال لیگ برتر، جام ملتها و جام جهانی فوتبال نمونههای دیگر برنامههای مناسبتی ورزشی سیما هستند که اولویت پخش آنها گاه برنامه روتین پخش تلویزیونی را به هم میریزد. مناسبت مهم کنونی ماه مبارک رمضان است که از حیث ظرف زمانی، طولانیترین مناسبت ویژه سال برای برنامهسازی زنده تلویزیونی است. همچنان که برنامههای روزانه سابق مردم در این ماه تغییری اساسی پیدا میکند، صدا و سیما هم در این یک ماه برنامههای ویژه برای مخاطبان خود تدارک میبیند و حتیالامکان تلاش میکند عمده برنامههایش متناسب با حال و هوای این ماه و نیاز روزهداران باشد. آنچه بیش از همه تولیدکنندگان تلویزیونی را در این ماه به برنامهسازی زنده ترغیب میکند، اهمیت هر روز و هر ساعت این ماه است. اعلام دقیقه به دقیقه زمان مانده تا اذان صبح در هنگام سحر نمود گویای این ویژگی است. در تعلیمات اسلامی برای هر روز ماه رمضان دعای بخصوصی در نظر گرفته شده و همچنین به تلاوت و حتیالامکان ختم قرآن در طول این ماه سفارش شده است. پخش هر روزه دعای سحر، چند نوبت قرائت یک جزء قرآن مجید، پاسخگویی به احکام شرعی، سخنرانیهای مرتبط، ادعیه وارده و آمادهسازی روحی هر روزه در لحظات نزدیک به افطار، همه و همه، لزوم توجه ویژه صدا و سیما به مناسبت حال را نشان میدهند.
و اما مهمترین نقش برنامهسازی زنده در ماه مبارک رمضان مربوط میشود، به شبهای قدر و احیاء. شرکت در مراسم شبانه مساجد، حسینیهها و اماکن متبرکه دیگر که اقدام به برگزاری رسم دیرینه احیاء میکنند برای همه ممکن نیست یا اگر باشد انتخاب گزینه مطلوب غالبا با مشکل همراه است. تلویزیون این امکان را برای مخاطبین فراهم ساخته که در صورت نیاز بتوانند در خانه بمانند و از همان جا شریک حضور در پرشکوهترین مراسم احیاء کشور باشند و در لحظه، با جماعت شب زندهداران همراه و همصدا شوند. اهمیت این مورد بخصوص در نظر بسیاری از مخاطبین چهبسا همطراز با پخش زنده هر روزه اذان از صدا و سیمای کشور باشد.
و اما کمی هم بپردازیم به محدودیتهای ساخت برنامه زنده که در صورت عدم توجه و عدم اتخاذ تصمیم درست و به موقع، به نقصهای فاحشی میانجامد. در برنامه زنده همه چیز از قبل قابل پیشبینی و برنامهریزی نیست. نظارت کیفی بر برنامه یا با حذف و سانسور ممکن است یا با درایت و هوشمندی کارگردان و مجری (در برنامههایی که مجری هدایتکننده بحث و گفتگو است). وقتی از یک جلسه سخنرانی فیلمبرداری میشود و تصاویر همزمان به صورت زنده روی آنتن میرود، فیلمبردار و کارگردان تلویزیونی هیچ نقشی در کنترل گفتههای سخنران ندارند جز حذف و سانسور (آن هم اگر به موقع و درست بتوانند تصمیم لازم را بگیرند و جامه عمل بپوشانند). در برنامههای زنده گفتگو با کارشناس و میهمان، این مسوولیت تصمیمگیری بجا، بر دوش مجری است و در برنامههای گزارش ورزشی که بیشتر تصاویر نیاز به کنترل دارند، سوئیچ به موقع نماها به یکدیگر میتواند راهی برای اعمال نظارت عوامل باشند. این محدودیتها موجب میشود برنامهسازی زنده به بزرگترین ریسک در تولید تلویزیونی تبدیل شود که گاه تنها شانس و اقبال، موجب موفقیت فراوان آن میشود و گاه بدشانسی و بداقبالی صدمات جبرانناپذیری به عوامل سازندهاش وارد میآورد.
مساله دیگر زمانبندی برنامه زنده است. با فرض اینکه احتمال به وجود آمدن مسائل فوق در برنامه زنده کاملا منتفی باشد و شانس و اقبال هم در موفقیت و شکست برنامه نقشی نداشته باشد، از مدیریت سنجیده زمان میتوان به عنوان یکی از مهمترین عوامل موفقیت برنامه زنده نام برد. برای تشریح این آخرین بخش بحث، در اینجا قسمتی از کتاب «تولید و کارگردانی در تلویزیون» نوشته جرالد میلرسون، ترجمه غلامرضا طباطبایی را پایان بخش نوشته قرار میدهیم: «برنامه ضبط شده را میتوان برای طول برنامهریزی تعیینشدهای، تدوین و پخش کرد. اما برنامه زنده، یا برنامهای که باید بدون کوچکترین وقفهای ضبط گردد، فاقد چنان نرمش و انعطافی است. در این نوع برنامهها، زمان باید به طور مداوم کنترل شود. در برنامههای گفتگو و میزگرد که به طور معمول دارای متن نوشته شده تلویزیونی نیستند، اولین موضوعی که ممکن است به راحتی زمانی را، بیش از حد معمول، به خود اختصاص دهد، مقدمه و خوشامدگویی برنامه است. بنابراین، اگر قرار است این برنامه گفتگو، زمان محدود و تعیین شدهای از قبل داشته باشد، بخش مهم دیگری از آن، مثلا موخره یا قسمت پایانی گفتگو، باید در اثر همان محدود بودن زمان، کوتاه و مختصر شود.
نکته دیگر اینکه، اگر با وجود زمانبندی دقیق و حساب شده، بخشی از برنامه در زمان مقرر خود به پایان نرسید، به جای تلاش در کامل شدن آن، بهتر است واقعیت امر با یک پوزش بیان شود.»
این توصیه آخر میلرسون از آن توصیههای ساده اما کلیدی و هوشمندانه است که اگرچه به اهمیت صداقت در برنامهسازی زنده اشاره دارد، ولی چندان خالی از سیاست و فراست روانشناسانه مخاطب هم نیست.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم