گفتگو با دکتر ‌جان بریگاند از دانشگاه علوم و سلامت ارگان آمریکا

ژن ‌درمانی ‌دریچه‌ای ‌روشن ‌برای‌ درمان‌ ناشنوایی‌

میلیون‌ها نفر در سراسر جهان با سطوح مختلفی از ناشنوایی دست به گریبانند. با این حال و به لطف توسعه دانش نوین بشری، طی دهه‌های اخیر دریچه‌های امیدوار کننده‌ای برای درمان آن گشوده شده است. ایجاد ناشنوایی در افراد مختلف بسته به فاکتورهای گوناگونی که در آن دخالت دارند، از شدت متغیری برخوردار است.
کد خبر: ۲۰۰۳۵۲
بتازگی دکتر جان بریگاند، استادیار رشته بیمارهای گوش، حلق و بینی در دانشگاه علوم و سلامت ارگان آمریکا دست به کار بزرگی در دنیای پزشکی زده است و با تولید موفقیت‌آمیز سلول‌های مویی شنوایی مربوط به بخش حلزونی موش‌های آزمایشگاهی، انقلابی تاریخی در عرصه تحقیقات مربوط به درمان ناشنوایی به راه انداخته که نوید دهنده درمان آن در آینده نه چندان دور است.

وی در گفتگو با جام‌جم جنبه‌های مختلف این تکنیک نوین درمانی را ارائه کرده است.

پیش از هر نکته‌ای درباره انگیزه‌ای که موجب شد این تکنیک نوین را ارائه کنید، صحبت کنید.

حتما در اطرافتان، هستند کسانی که به درجات مختلفی از ناشنوایی مبتلا هستند. این مساله که شما می‌توانید بشنوید و آنها نمی‌توانند یا بسختی این کار را انجام می‌دهند، برای هر کسی می‌تواند دردآور باشد.

در حال حاضر، دانش بشر درباره چگونگی ساختار گوش و بخش‌های مختلف آن توسعه خوبی پیدا کرده، اما دانش مربوط به ناشنوایی و درمان آن همچنان ناقص و بسیار محدود باقی مانده است. این وضعیت موجب شد تا تلاش 3 ساله‌ای را با هدف ابداع تکنیکی موثر و قطعی برای درمان ناشنوایی در بسیاری از ناشنوایان ارائه کنیم و فکر می‌کنم موثرتر از آنچه فکر می‌کردیم به نتایج مورد نظر دست یافته باشیم.

به نظر می‌رسد بهره‌گیری از نگرش ژن درمانی در یافتن تکنیک‌های موثر درمانی برای بسیاری از بیماری‌ها موثر بوده است و پروژه شما هم یکی از آنهاست؟

من هم با شما موافقم. امروزه به ژن درمانی به عنوان یکی از مهم‌ترین و بنیادی‌ترین استراتژی‌های درمانی نگاه می‌کنند. تا چند سال پیش به ژن درمانی صرفا به عنوان یک فرآیند آزمایشی - درمانی آن هم تنها در آزمایشگاه‌ های تحقیقاتی نگاه می‌شد و کمتر کسی بود تا از آن برای درمان نوعی نارسایی در انسان استفاده کند. اکنون همه چیز دگرگون شده و در این پروژه ما هم از این قاعده مستثنا نبوده‌ایم و مبتنی بر این نگرش حرکت کردیم.

اول این‌که چرا به جای ترمیم سلول‌های مویی ناقص گوش به تولید مجدد آنها روی آوردید و دوم این‌که چرا بخش حلزونی داخلی گوش را برای این کار انتخاب کردید؟

هنگام تولد فرد، بالغ بر 30 هزار سلول مویی در گوش داخلی وی وجود دارد. این سلول‌ها در طول حیات از جانب عواملی نظیر ابتلا به بیماری‌های عفونی، قرار گرفتن در محیط‌های شلوغ و پر سر و صدا و استفاده از داروهای نامشخص و مخرب دچار انحطاط و مرگ تدریجی می‌شوند و نکته مهم این است که‌این سلول‌ها هرگز در انسان بازتولید نمی‌شوند.

تحقیقات ما در بیش از چند سال گذشته‌ این نکته را روشن کرد که استفاده از سلول‌های باز تولید شده که مشابه آنها در بخش ناتوان گوش وجود دارد، می‌تواند راهی موثر برای کاهش فاکتورهای حاضر در فرآیند ناشنوایی باشد. از این رو اساس کار خود را جایگزینی سلول‌های ناقص با سلول‌های سالم گذاشتیم که اتفاقا مثمرثمر بوده است.

ما در حقیقت این نکته را ثابت کرده‌ایم که می‌توان سلول‌های مهم مویی گوش در بخش حلزونی را در رده‌ای از جانداران همچون پستانداران تولید کرد. انتخاب بخش حساس حلزونی گوش هم به‌این دلیل بوده است که اساس ساختار شنوایی فرد مربوط به آن می‌شود.

در این ناحیه از گوش و بخش بسیار کوچکی از آن موسوم به CORTI سلول‌هایی وجود دارند که با گذشت زمان تغییراتی در عملکرد آنها ایجاد شده و بتدریج رو به انحطاط و در نهایت مرگ می‌گذارند. بررسی‌های ما نشان داده‌اند با احیای این سلول‌ها امکان بازگرداندن شنوایی به بیماران وجود دارد.

پس با توجه به صحبت‌های شما چنین ناشنوایی‌در تمامی‌افراد روی خواهد داد؟

البته ‌این مساله کمی‌ پیچیده‌تر از آن چیزی است که شما فکر می‌کنید. همان‌طور که قبلا گفتم این سلول‌ها در طول عمر هر فرد در معرض تهدیدات محیطی قرار می‌گیرند. از سوی دیگر طی سالیان طولانی مرگ تدریجی و انحطاط آنها فرا می‌رسد اما این فرآیند در افراد مختلف با سرعت متفاوتی روی می‌دهد. اما بازگردیم به تهدیدات محیطی.

بی شک در آن دسته از افرادی که در محیط‌های شلوغ و پر سر و صدا با دسی‌بل‌های بالا زندگی می‌کنند مرگ این سلول‌ها سریع‌تر روی می‌دهد و در نتیجه فرد زودتر ناشنوا می‌شود. در این میان نباید عواملی همچون مصرف داروهای مخرب و مواد مخدر را در از بین رفتن سریع‌تر این سلول‌ها فراموش کرد.

برای روشن‌تر شدن موضوع، فرآیند ژن درمانی ابداعی خود را تشریح کنید.

کاری که ما باید انجام می‌داده‌ایم، تولید مجدد ریز سلول‌های مویی بوده است. برای این کار به سراغ ژنی موسوم به1 ATOH  رفتیم. با تزریق دقیق مقادیر مشخصی از این ژن به بخش گوش میانی موش‌های آزمایشگاهی، موفق به بازتولید آنها شدیم. البته برای این‌که بهتر آنها را زیر نظر بگیریم، از تزریق همزمان آنها با نشانگر رنگی موسوم به پروتئین فلورسنت سبز استفاده کردیم تا رفتار و وضعیت لحظه به لحظه ژن را در گوش موش‌ها زیر نظر داشته باشیم. نتایج کار حتی برای خود ما هیجان‌انگیز بود چون نتیجه نهایی، تولید مجدد سلول‌های مویی در بخش گوش داخلی موش‌های مورد نظر بود.

فکر می‌کنید تا چند سال دیگر این تکنیک به عنوان فرآیند درمانی عمومی‌ به کار گرفته شود؟

آنچه ما انجام داده‌ایم فعلا گام اولیه است. این‌که در چه زمانی می‌توانیم از ژن درمانی آن هم به‌این روش برای درمان ناشنوایی استفاده کنیم، بستگی به عوامل مختلف از جمله توسعه دانش بشری و انجام تحقیقات مشابه از سوی سایر دانشمندان و محققان دارد.

با این حال پیروزی در این میان دور از دسترس نیست. توجه به‌این نکته نیز مهم است که با انجام تحقیقاتی از این دست این امیدواری تقویت می‌شود که تولید سلول‌های مختلف در بخش‌های حساس بدن با استفاده از تکنیک ژن درمانی جنبه عملیاتی پیدا می‌کند.

برنامه بعدی شما برای توسعه ‌این تکنیک درمانی چیست؟

ما در نظر داریم تا در نخستین مرحله به سراغ موش‌های ناشنوا برویم و امکان تولید سلول‌های مویی سالم در آنها را با استفاده از انتقال این ژن بررسی کنیم. اما من دوست دارم تا انجام این تکنیک، فاکتور تشویق و تحریک کننده‌ای برای دیگر محققان در گوشه و کنار جهان باشد تا بتوان در آینده لذت شنیدن را به میلیون‌ها ناشنوا و کم شنوا بازگرداند.

‌دکتر ‌بریگاند در یک نگاه‌

دکتر جان بریگاند که ابداع کننده ‌این تکنیک نوین درمانی برای درمان ناشنوایی لقب گرفته، خود از مشکلات ناشنوایی رنج می‌برد.

این محقق برجسته از 10 سالگی با سطح آزاردهنده‌ای از ناشنوایی دست و پنجه نرم کرده و بی‌شک این مساله در ارائه ‌این تکنیک نوین درمانی بی تاثیر نبوده است. وی هم اکنون در دانشگاهی در پورتلند، مشغول نهایی کردن تحقیقات اخیر خود است.  

مهدی پیرگزی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها