قبل از او (در همان دوران نخستوزیری دکتر جمشید آموزگار) تحرکات انقلابی مردم ایران پایهها و بنیان رژیم پهلوی را سخت لرزانیده به سوی سقوط و نیستی سوق داده بود. آخرین فاجعه دوران نخستوزیری جمشید آموزگار که سقوط دولت او را سرعت بخشید، آتشسوزی (و در واقع آدمسوزی) مهیب سینما رکس آبادان در مرداد 1357 بود که طی آن حدود 480 تن از مردم بیگناه زندهزنده در آتش سوختند.
شریفامامی نخستوزیر جدید با در پیش گرفتن سیاست دلجویی از روحانیت و نیز حفظ و تکریم شعائر دینی و مذهبی، مبارزه با فساد، محاکمه جنایتکاران و گسترش آزادیهای سیاسی و اجتماعی درصدد بود به قول خود آشتی ملی در کشور ایجاد کند. اما این سناریوی تقلبی شریفامامی خیلی زود و فقط 12 روز پس از آغاز زمامداری او (در 17 شهریور 1357) رنگ باخت و با کشتار تظاهرکنندگان تهرانی در میدان ژاله (شهدا) رژیم متزلزل پهلوی را به سوی سقوط حتمی هدایت کرد.
شریفامامی حدود 2 ماه و 10 روز پس از آغاز نخستوزیری در 16 آبان 1357 منصب نخستوزیری را به ارتشبد فرتوت، غلامرضا ازهاری سپرد و از ایران خارج شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم