در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کلام تو ای کاتب
همچون گل باشد
که چون شکفت، بوید و دل جوید
و سپس که پژمرد
سه دانه از آن بماند و بپراکند
نه همچون خار
که در پای مردمان خلد
و چون از بیخ برکنی، هیچ نماند.
زینهار تا کلام را به خاطر نان نفروشی
و روح را به خدمت جسم درنیاوری
به هر قیمتی، گرچه
به گرانی گنج قارون
زر خرید انسان مشو
اگر میفروشی
همان به، که بازوی خود را
اما قلم را هرگز
حتی تن خود را و نه هرگز کلام را
***
روانشاد جلال آلاحمد در رساله«پولس رسول به کاتبان »این سخنان را ذکر می کند که به عبارتی ترجمان تمامت زندگی خود اوست و وی با همه وجود کوشید تا بر این عهد وفادار بماند.
با ذکر این کلام به تماشای لحظاتی از مقاطع مختلف حیات این جلال آل قلم مینشینیم:
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: