در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری در سالهای اخیر مجموعههای زیادی از خاطرات رزمندگان، فرماندهان، اسرای ایرانی در بند رژیم عراق و اسرای عراقی در ایران منتشر کرده است.امسال و همزمان با بیست و پنجمین سالگرد آزادی خرمشهر مجموعهای از خاطرات مذکور انتشار یافته است.خاطرات سروان عراقی احمد قانمالربیعی با ترجمه محمد بنیابراهیمی با عنوان بادهای برفی، ناگفتههای نامه تاریخی علی شمخانی فرمانده سپاه خوزستان با عنوان به داد ما برسید و خاطرات زهره ستوده با عنوان پاییز 59، سه مجموعه حاضر است. این کتابها پیش از این نیز منتشر شدهاند و حال چاپهای دوم و پنجم خود را پشت سر میگذارند.
سروان عراقی احمد قانمالربیعی در خاطرات خود که از آغاز دوره آموزش نظامی در دانشکده نظامی تا جنگ علیه ایران و در پایان جنگ کویت و دستگیری او توسط نیروهای آمریکایی و سپس تحویل نیروهای عربستانی شدن و فرار به ایران میرسد، اطلاعات دست اولی از نیروهای عراقی و فعالیتهای آنها به دست میدهد. پاییز 59 هم خاطرات زنی است که حالا به میانسالی رسیده و در آغاز جنگ دختر جوانی بوده است. زهره ستوده از زنان خرمشهری است که روزهای تلخی از محاصره خرمشهر و آبادان پشت سرگذاشته است و پس از آن به خدمت در بخشهای امدادی و پشتیبانی جنگ پرداخته است. این کتاب به صورت گفتگو تهیه شده و سپس به صورت خاطره تدوین شده است.به داد ما برسید هم پیرامون نامهای است که سوم آبان سال 1359 علی شمخانی به عنوان فرمانده سپاه پاسداران خوزستان به مسوولان و مسلمین نگاشته است.
او در این نامه با انتقاد از ندادن سلاح از سوی سازمانهای رسمی و کشته شدن نیروهای سپاهی به دلیل نداشتن سلاح، خطاب به مسوولان و مسلمین میگوید: «به داد ما برسید»، او در این نامه نوشته است که «ما تنها 30 تفنگ داریم و اگر 30 خمپاره داشته باشیم 30 ماه میتوانیم خونین شهر را نگهداریم.» این نامه بعدها سروصدای بسیاری کرد و عنوان نامه تاریخی هم یافت.
آنها چه کسانی بودند؟
نوشته: احمد آرام
ناشر: افق
سال انتشار: 87
شمارگان: 2000 نسخه / 128 صفحه
احمد آرام در این کتاب میکوشد رویکردی متفاوت با آثار پیشین خود پیشه کند. او میکوشد خواننده را با خلق فضایی کولاژ گونه و با تجربه کردن رخدادهای پراکنده و گفتارهای درونی در شکل دادن به ساختار قصه سهیم کند. سردرگمی شخصیتها در درون مخاطب مونتاژ میشوند تا شاید فاصله میان او و داستان از میان برداشته شود.
جفو، چاه، همین طور است، آنها چه کسانی هستند؟! و هرگونه صحبت درباره برامس یا بروکنر اکیدا ممنوع! داستانهای این مجموعه است.
رو سمر سهلم (اسبهای سفید)
نوشته: هنریک ایبسن
ترجمه: طلایه رویایی
ناشر: نشر قطره
سال انتشار: 87
شمارگان: 1100 نسخه/ 168 صفحه
هنریک ایبسن، نمایشنامهنویس بزرگ نروژی که تاکنون از وی چندین نمایشنامه به زبان فارسی منتشر شده است، این بار با نمایشنامهای به اعتقاد صاحبنظران شاهکاری به میان فارسی زبانان آمده است. روسمر سهلم، ملک آبا و اجدادی جان روسمر کشیش منطقه است. روسمر سهلم مکانی است برای تاثیر شگفتانگیز و نامرئی نیروهای خفته که گهگاه حضورشان احساس میشود. مثل اسبهای سفیدی که در تاریکی و سکوت میگذرند. نمایشنامه در فضایی مهآلود و اسرارآمیز ظریفترین، دردناکترین و غیرقابل درکترین تحولات آرام و درونی انسان را به نمایش میگذارد. فروید و استریند برگ این نمایش را تحسین برانگیز و برخی از منتقدان آن را شاهکار او میدانند.
اجرای این نمایشنامه در 1891 در تئاتر وودویل لندن باعث شگفتی بسیاری شد و تاکنون منتقدان بسیاری را به تحسین واداشته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: