یک روش منسجم برای‌تولید نرم‌افزار

می‌دانیم که در دنیای رایانه‌ها چیزی به نام درک و فهم وجود ندارد و این موجودات، تنها قادرند دستوراتی را که به آنها می‌رسد به صورت ترتیبی و پشت سر هم اجرا کنند. این هنر برنامه‌نویس است که بتواند دانستن انواع دستورات و برقراری یک منطق بین آنها و چیدن آنها پشت سر هم، به یک هدف خاص برسد و به تعبیری، رایانه را مجبور به انجام عملی خاص کند، اما برای نوشتن یک برنامه بزرگ با چنین روشی با مشکلات بسیاری مواجه خواهیم بود.
کد خبر: ۱۹۹۲۷۷

مشکلاتی که تولیدکنندگان نرم‌افزار را به فکر انداخته و برای حل آنها تحقیقاتی صورت گرفته و در نهایت به برنامه‌نویسی ساخت یافته منجر شد.

برنامه‌نویسی ساخت یافته‌

برنامه‌نویسی ساخت یافته روش منظمی برای نوشتن برنامه‌هاست و منجر به نوشتن برنامه‌هایی می‌شود که خوانایی آنها بالا، آزمون و اشکال‌زدایی آنها راحت‌تر و اصلاح آنها آسان‌تر است.

در برنامه‌نویسی ساخت یافته، برنامه به صورت مجموعه‌ای از فعالیت‌ها تصور می‌شود که باید روی داده‌ها انجام شوند. در این روش، هر مساله پیچیده‌ای، به مجموعه‌ای از مساله‌های کوچک‌تر تقسیم می‌شود تا این که هر مساله کوچک قابل درک باشد. سپس برای هر مساله قطعه که یا برنامه‌ای نوشته می‌شود که به آن «رویه» یا <تابع> گفته می‌شود. با کنار هم قرار گرفتن توابع و رویه‌ها کل برنامه‌ شکل می‌گیرد. به عبارتی، برنامه‌نویس سعی می‌کند توابعی بنویسد که با کنار هم قرار گرفتن آنها، نیازهای برنامه تامین شود.

برنامه‌نویسی ساخت یافته که مدت زیادی توسط برنامه‌نویسان به کار گرفته می‌شده است و در‌حال‌حاضر نیز بسیاری از افراد همچنان با این روش برنامه‌نویسی می‌کنند، روش موفقی برای حل مسائل پیچیده است. اما مشکلات خاص خودش را دارد. در این روش داده‌ها از توابعی که آنها را پردازش می‌کنند جداست. وقتی حجم داده‌ها زیاد می‌شود، نگهداری آنها مشکل می‌شود و هر چه بیشتر با داده‌ها کار کنیم با مشکلات بیشتری مواجه می‌شویم. زبان‌هایی مثل بیسیک، پاسکال و C زبان‌هایی هستند که برای برنامه‌نویسی ساخت یافته طراحی شدند.

برنامه‌نویسی شی‌ءگرا

برای رفع مشکلات برنامه‌نویسی ساخت یافته روشی به نام برنامه‌نویسی شی‌ءگرا‌ (Object oriented)  ابداع شد. این سبک، روش نوینی است که در آن می‌توان قطعاتی را ایجاد کرد و در برنامه‌های مختلف مورد استفاده قرار داد.
به عنوان یک مثال ساده، برای تهیه یک رایانه، باید قطعات آن را جداگانه انتخاب و تهیه کرد و سپس با مونتاژ آنها به محصول نهایی رسید. هر قطعه از رایانه در عین حال که در تعامل با سایر قطعات کار می‌کند، می‌تواند از آن جدا شده و با قطعه دیگری جایگزین شود.

مثلا می‌توان یک کارت گرافیک را به طور کامل از سیستم جدا و با نمونه دیگری جایگزین کرد. یک کارت گرافیک هر چه باشد و درون آن هر اتفاقی بیفتد برای مونتاژکننده اهمیتی ندارد. فقط او می‌داند که چگونه باید آن را به کل سیستم متصل کند و از وجود آن بهره‌مند شود. با استفاده از این روش، ساخت رایانه آسان می‌شود. هدف برنامه‌نویسی شیء‌گرا نیز آن است که برنامه‌ها را از قطعات موجود مونتاژ کند. به این ترتیب، سرعت تولید نرم‌افزار افزایش می‌یابد. ضمن این که قابلیت خوانایی برنامه‌هایی که در این روش نوشته می‌شوند بالا بوده و آزمون، عیب‌یابی و اشکال‌زدایی آنها آسان می‌شود. تفاوت دو روش یاد‌شده در برنامه‌نویسی آن است که برنامه‌نویسی ساخت یافته بر توابع و شی‌گرا بر اشیا تاکید دارد. زبانی مثل C++ و object pascal (یا دلفی)‌ و سایر زبان‌های جدید مانند‌َ‌C و... زبان‌هایی هستند که بر پایه شی‌گرایی طراحی شده‌اند. البته در این زبان‌ها امکان برنامه‌نویسی ساخت یافته نیز وجود دارد. در آینده سعی خواهیم کرد بیشتر در رابطه با این روش‌های تولید نرم‌افزار و مفاهیم به‌کار رفته در آنها صحبت کنیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها