در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جوان
«رمضان فرصت رجوع به خویشتن» عنوان سرمقالهی روزنامهی جوان به قلم مدیر مسئول این روزنامه است که در آن میخوانید؛ماه رمضان فرصت مناسبى است که هر کس بتواند کارنامه یک سال گذشته خود را مرور کند و با تاکید بر نقاط قوت سال گذشته و یا رفع نقاط ضعف خود بتواند از این ماه توشه معنوى کسب نماید.
شاید در جوامعى مانند جامعه ما که در حال توسعه مى باشد و سالیان متمادى تجربیات زیادى را در خود دیده است، سیاستمداران به غیر از مقطع انقلاب اسلامى کمتر به سیاست توام با معنویت و کارنامه اى مطابق با سنت و سیره نبوى تاکید داشتهاند. اساسا تمام توجه غرب و دنیاى استکبار این است که ما نتوانیم با رویکردى دیندارانه به تشکیل و ادامه حکومت دینى بپردازیم و مى کوشند با استفاده از تجربیات سکولاریستى و پوزیتیویستى قرن ?? به بعد اروپا ما را نیز به ورطه بکشند.
در ادمه سرمقاله میخوانید...اما در درون و در سیر کاروان تمدنى در کشور علیرغم نمادهاى زیاد فرهنگى و ماهیت فرهنگى انقلاب، آن چنان که شایسته است نتوانسته ایم در نهادینه کردن معنویت در برخى از دستگاه هاى تاثیرگذار موفق باشیم.
نویسنده سرمقاله با اشاره به این که تجمل گرایى، اشرافیت و مصرف زدگى به عنوان واقعیتى است که سدى در مسیر معنویت است، افزوده است:ساختمان هاى شیک و مجلل در نقاط گرانقیمت شهر، تعویض چند باره وسایل ادارى و مبل و اثاثیه برخى دستگاه ها و ادارات، رها کردن ساختمان هاى پرخاطره و تاریخى در مرکز شهر و کوچ به سوى ساختمان هاى اشرافى و گرانقیمت در محل هاى مجلل و استفاده از اتومبیل هاى لوکس و مدرن نشانه این است که باید بیش از هر زمان دیگرى به معنویت فکر و بدانیم راه چاره بشر، رو آوردن به معنویت و اعراض از دنیاگرایى است.
در بخش دیگر میخوانید؛دنیاگرایى مذمومى که موجب مى شود انسان با ابراز توجیه مرحله به مرحله از گذشته خود فاصله بگیرد و بعد از مقطعى و زمانى نه خود بلکه دوستان و همراهان وى بیابند که رفیق دیرین خود خوى و سلوک گذشته را ندارد و به سمت دنیاگرایى مذموم رو آورده است.
این افق معنوى انقلاب و رهبرى الهى مسیر را براى دلبستگان راه شهدا مشخص کرده است و هرگز دنیا گرایى و جذب عوالم مادى شدن با ادامه مسیر پر نور انقلاب سازگارى ندارد.بد نیست در این ایام و به واسطه معنویت ماه رمضان هرکدام از ما با خود اندیشه کنیم.
آیا آن فرد آرمانى گذشته هستیم یا خیر؟
چه قدر در مسیر زندگى خود به تعمیق ارزش هاى انقلابى و دینى کمک کرده ایم؟
پاسخ سوالات فوق مى تواند به ما کمک کند تا با بهره گیرى از این راه در مسیر صحیح گام برداریم.
جمهوری اسلامی
«ما و بحرانهای پیرامونی» عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛با گذشت زمان ابعاد ناشناخته ای از « معمای گرجستان » و مسائل پشت پرده اش برملا شده است . این درحالیست که تمامی جزئیات این معمای پیچیده هنوز به درستی و کمال بازگو نشده است .
هنوز کاملا قابل درک نیست که مقامات گرجستان براساس چه محاسباتی و به امید بهره مندی از چه پشتوانه ای و با اتکا به کدامین ظرفیت و نیروی نظامی به بازوی نظامی روسها در « اوستیای جنوبی » حمله ور شدند و چه کسانی آنها را تحریک و تشویق کرده بودند. البته مسکو انگشت اتهام خود را به سوی آمریکا و اسرائیل نشانه گیری کرده ولی احتمال چنین اشتباه بزرگی در برآوردها و محاسبات این دو رژیم نیز قابل درک نیست .
« برایان هرینگ » در نوشته ای پیرامون همکاری های پنهان گرجستان و رژیم صهیونیستی از « لانه گزینی اسرائیل » در بخش های جنوبی خاک گرجستان خبر می دهد که اسرائیل هواپیماهای « اف 16 » تهاجمی خود را در فرودگاهی در جنوب گرجستان برای حمله به ایران مستقر کرده بود. بعلاوه در جریان پاتک غافلگیرانه مسکو به گرجستان محموله ای از اسناد « به کلی سری » و « خیلی محرمانه » از منابع ناتو در اختیار روسها قرار می گیرد. از جمله آنکه درست در همان روزهای آغاز تهاجم نظامی گرجستان به « اوستیای جنوبی » یک خط هوائی مستقیم از تل آویو به تفلیس برای انتقال سریع مستشاران نظامی و نیروهای ویژه اسرائیلی توسط شبکه خطوط هوائی « العال » برپا شد که اطلاعات آن به رسانه ها نیز درز کرده است .
در این زمینه نکات مهمی به ذهن می رسد که لازم است به دقت مورد توجه قرار گیرند.
1 ـ شناسائی عوامل بحران ساز ـ مهمترین و حیاتی ترین پدیده در این زمینه تمرکز بر روند پرشتاب تحولات منطقه ای و جهانی به منظور شناسائی عوامل آشکار و پنهان است که در « ایجاد کانون بحران » در منطقه نقش آفرینی می کنند. تا اینجای قضیه نقش واشنگتن و تل آویو بازگو شده ولی سئوال اینست که آیا فقط همین 2 رژیم توطئه گر در این ماجرا دست داشته اند آیا از منابع اروپائی ردپائی در این ماجرا دیده نمی شود بعلاوه آیا اهداف و برنامه های تدوین شده به همان صورتی که اجرا شده مدنظر بوده است یا بخش های اجرا نشده و یا مخدوفی نیز وجود دارد که به علت وخامت اوضاع و برهم خوردن محاسبات اولیه به حال خود رها شده است.
2 ـ تمرکز بر پنهانکاری بحران ساز ـ تهاجم نظامی گرجستان به « اوستیای جنوبی » در پوشش تبلیغاتی بازیهای المپیک و دقیقا همزمان با شروع بازیهای المپیک پکن شکل گرفت . پنهان کاری گسترده تر در مورد انتقال هواپیماهای تهاجمی رژیم صهیونیستی به جنوب گرجستان در پوشش همکاریهای نظامی تل آویو با این کشور بوده است. بدین ترتیب باید نقش آمریکا و ناتو در این مقوله را مورد کنکاش قرار دهیم و این سئوال اساسی مطرح شود که واشنگتن چه اهدافی را در این زمینه تعقیب می کند.
3 ـ هماهنگی با سایر نقاط بحرانی در منطقه ـ اگرچه طرحهای شیطانی نومحافظه کاران در طول 7 سال گذشته با شکست و ناکامی مطلق مواجه شده ولی درک ابعاد و ویژگیهای اقدامات واشنگتن در چارچوب سیاستهای خاورمیانه ای آمریکا بویژه اهدافی که از ایجاد کانونهای بحران در اطراف ایران دنبال می کند هشیاری بیشتری را برای خنثی سازی توطئه های نومحافظه کاران طلب می نماید.
4 ـ آماده سازی زمینه ها برای مقابله با دنیای چند قطبی آینده ـ واشنگتن به خوبی دریافته است که دنیای تک قطبی به طرز اجتناب ناپذیری به سمت « نظام چند قطبی » به پیش می رود. واشنگتن اکنون سالها است که در تدارک تامین زمینه ها برای مقابله با شرایط محتمل در نظام چند قطبی آینده است و مشخصا سعی دارد در پشت مرزهای جغرافیائی تمامی کشورهائی که ممکن است در فرایند چند قطبی آینده نقش آفرین باشند ایستگاههای جاسوسی و استراق سمع و کنترل راداری ایجاد کند.
در ادامه سرمقاله میخوانید؛تصادفی نیست که آمریکا در پوشش طرحهای ناتو سرگرم احداث پایگاههای راداری در جمهوری چک احداث سپر دفاع موشکی در لهستان ایجاد پایگاههای عظیم جاسوسی و استراق سمع در عراق و افغانستان است .
در بخش پایانی سرمقاله آمده است؛بحران های پیرامونی اگرچه ظاهرا اهداف دیگری را نیز پوشش می دهد ولی محاصره انقلاب اسلامی و تلاش برای به تحلیل بردن توان و ظرفیت نهضت های مقاومت اسلامی از بدترین اهداف اعلام شده ای است که غرب و ناتو دیگر اصراری به کتمان آن ندارند. درک این مهم و توجه به ابعاد و جزئیات بحرانهای پیرامونی مسئولیتهای تعطیل ناپذیری را متوجه تمامی نیروهای معتقد به اعتلای اسلام و انقلاب و کشور می کند و به ما ثابت می نماید که امروز بیش از گذشته نیازمند هشیار اعتماد به نفس و « دشمن شناسی هسیتم دشمنانی که شاید در زیر نقابهای جدید به راحتی قابل شناسائی نباشد.
مردم سالاری
«پرونده اصلا ح قانون انتخابات را مختومه نکنید» عنوان یادداشت امروز روزنامهی مردم سالاری به قلم سروش ارشاد است که در آن می خوانید؛گویا دولت علا قه ای به اصلا ح قانون انتخابات ریاست جمهوری، که مورد نقد بسیاری از کارشناسان حقوقی است، ندارد. «برگزاری انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با قانون فعلی، بهترین گزینه است»، این آخرین جمله ای است که به صورت رسمی از سوی دولت نهم آن هم از زبان رئیس شورای اطلا ع رسانی وزارت کشور اعلا م شد تا در کنار جمله ای از زبان وزیر کشور مبنی بر این که در این مقطع نیاز جدی به تغییر قانون انتخابات نداریم، مشخص شود، دولت با غیر شفاف بودن و نواقصی که در قانون انتخابات وجود دارد، چندان مشکلی ندارد.
در ادامه یادداتش میخوانید؛معاون وزیر کشور در مصاحبه اخیر خود گفته است: در حال حاضر هرگونه تغییر در قانون انتخابات اولا; با توجه به اقتضای زمان و فضا و نزدیکی به انتخابات ریاست جمهوری جزیی است و ثانیا; این تغییرات با تفاسیر و تعابیر و نگاه های مختلف همراه خواهد بود. ثانیا نیاز به تغییر در قانون انتخابات ریاست جمهوری هم به طور جدی احساس نمی شود.
در این خصوص باید گفت: برکسی پوشیده نیست که فقدان قانون مناسب برای انتخابات ریاست جمهوری سبب شده تا کسانی که حتی صلا حیت های لا زم برای تصدی یک پست اداری ساده را نیز ندارند، خود را کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری بدانند و اتفاقا از آنها ثبت نام به عمل بیاید و در لیست ثبت نام شدگان قرار بگیرد.
در بخش دیگر یادداشت آمده است؛لذا، با نظر به جایگاه ریاست جمهوری در هر کشوری، باید تدابیری اتخاذ شود که ثبت نام برای انتخابات ریاست جمهوری به یک طنز اجتماعی تبدیل نشود. قطعا نمی توان حضور هر فردی در وزارت کشور برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری را آزادی تلقی کرد و به آن بالید.
لذا بهتر است رئیس شورای اطلاع رسانی وزارت کشور تنها به لیست ثبت نام شدگان انتخابات ریاست جمهوری نهم نظری بیندازد و سپس اعلام کند که برگزاری انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با همان قانون فعلی، بهترین گزینه است! این موضوع تنها گوشه ای از نقص های قانون انتخابات ریاست جمهوری است. چرا که هنوز معیار سنجش شرایط ریاست جمهوری نیز غیرشفاف است و این ناشفاف بودن قطعا مشکلاتی را پدید خواهد آورد.
در بخش پایانی یادداشت آمده است؛ضمن اینکه اگر وزارت کشور دولت نهم معتقد است که زمان اقتضای این اصلاحات را نمی کند، چرا زودتر به فکر نیفتند تا وارد عمل شوند و موضوع را فقط در حد حرف باقی نگذارند. لذا بهتر است مسوولان ذی ربط، به راحتی پرونده اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری را بسته ندانند. زیرا بیانگر آن است که هیچوقت قرار نیست اتفاق تازه ای رخ دهد و مجلس هشتم هم همانند مجلس هفتم آمده است که در آینده جای خود را به مجلس نهم بدهد و همه قوانین هم لا یتغیر باقی بمانند.
کیهان
«قدح آمد اما ...» عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم محمد ایمانی است که در ابتدای آن میخوانید؛سر از پا نمی شناسی. در تب و تابی. دلشوره ای شیرین در جانت می دود. نه، از جنس اضطراب نیست. نگرانی که این «آن»، این «آن» غنی شده و مبارک و متراکم را گردش روزگار به چشم برهم زدنی از تو برباید و ببرد. یاری به این رعنایی و دلربایی، پس از روزگاری انتظار از راه برسد و تو در تب و تاب و التهاب نیفتی؟! می توانی؟! اختیار در کف توست؟! اینک بهترین همنشین و همدم- اکرم مصحوب من الاوقات- از راه رسیده و روز و روزگار تو را نوروز و بهاری ساخته. می توانی مست نسیمش نباشی و در تاب و تب و طرب نیفتی؟! می توانی دست افشان نباشی از بشارت دلدار و دیدار در بهار جان ها؟ اما نگرانی و در نجوا با خود که ای چشم انتظار، مهیای این لقای بزرگ هستی؟
دوش رفتم به در میکده خواب آلوده
خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده
آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش
گفت بیدار شو ای رهرو خواب آلوده
به هوای لب شیرین دهنان چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به درآ
که صفایی ندهد آب تراب آلوده
راست گفت رسول والا تبار (ص) که «اگر بنده آنچه را در ماه رمضان است می دانست، دوست داشت تمام سال، رمضان باشد» و به جان چشیده ایم گوشه ای از حلاوت و شیرینی فرمایش امام صادق علیه السلام را که «للصّائم فرحتان، فرحه عند افطاره و فرحه عند لقاء ربه. برای روزه دار دو شادمانی است، یک شادی هنگام افطار و دیگری هنگام ملاقات پروردگارش». رنج نیست آن رنجی که پایان آن شیرینی وصال و لقا باشد. رنج نیست سودایی که پایان آن سود است. «و ما اربحنا افضل ارباح العالمین. سود کردیم- در ماه مبارک رمضان- بهترین سودی که جهانیان کنند.» (امام سجاد علیه السلام). رنج و سودا و سود؟ آری اینجا همه یکجا جمعند. عقل و دل اینجا به وحدت می رسند و یکی می شوند و یکی می بینند. «خداوند را فرشتگانی است که موکل روزه دارانند، برای آنها در هر روز ماه رمضان طلب مغفرت می کنند و آنان را در هر شب هنگام افطار ندا می دهند: بشارت باد بر شما ای بندگان خدا! گرسنگی را اندکی چشیدید و به زودی سیر خواهید شد. مبارک باشد بر شما و آنچه در جان شماست» (امام باقر علیه السلام).
زمان، آن کامیابی است، فرصتی که بر بسیاری از پیشینیان داده نشد. ما را برای این ضیافت برگزیدند و ممتاز کردند «الحمد لله الذی اکرمنا بک ایها الشهر المبارک» (رسول اکرم ص) و «آثرتنا به علی سائر الامم و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل. خداوندا ما را با ماه مبارک رمضان بر سایر امت ها ترجیح دادی و به فضیلت آن ما را از دیگر دین ها برگزیدی». (امام سجاد علیه السلام)
ماه رمضان همچنان که «آن» عاشقی و فرصت پیوند جانان است، روزگار گسسته شدن و دامن چیدن از هوس ها به چشم برهان بین هم هست. و مگر نه اینکه فرمود «و لقد همّت به و همّ بها لولا ان رأی برهان ربه، کذلک لنصرف عنه السوء و الفحشاء. زلیخا میل یوسف کرد و یوسف هم به او میل می کرد، اگر برهان پروردگارش را نمی دید، این چنین شد تا ما او را از بدی و زشتی بازگردانیم»؟ (یوسف- آیه 42). در هم تنیدگی ایمان و برهان و عشق و عقل است که از ماه رمضان، هم نشینی می سازد بی همتا، عقل افروز و دلربا. و ساعتی از این هم نشینی غنی شده و غنا یافته، بر سالیانی دراز، رجحان و فضیلت می یابد. آرزوها دست یافتنی می شود و عمل ها بارور. دل های سنگی به رقت می گراید و پرده میان جان و جانان برمی افتد. تازه می فهمی «یحول بین المرء و قلبه. خدا میان انسان و دل او حائل است» یعنی چه. دل، میزبان می شود. خدا با همه بزرگی فرود می آید چندان که آیات بلند بالای او نازل می شوند. دل، پیراسته اگر شده باشد، در این «آن» طور تجلی می شود و این چنین، رمضان هیبت و سطوت می یابد نزد مؤمنان «اهیبک فی صدور المومنین». این چنین است که تشنگی و گرسنگی نه قابل تحمل، که فراموش می شود و رنگ می بازد. که قلب، دوباره سلطان شده به جای بطن و فرج. «صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن. روزه دل بهتر از روزه زبان و روزه زبان، بهتر از روزه شکم است». (علی علیه السلام). در چنین مقامی گرسنگی و تشنگی، بشارت با خود دارد؛ «خوشا به حال کسانی که به خاطر روزه گرسنه یا تشنه شوند. آن ها روز قیامت سیر خواهند شد.» (رسول اکرم ص)
اینجا مقام عروج است، کنده شدن و پریدن و بار
یافتن. به تعبیر مولوی:
ماه رمضان آمد، ای یار قمر سیما
بربند سر سفره، بگشای ره بالا
ای یاوه هر جایی، وقت است که بازآیی
بنگر سوی حلوایی، تا کی طلبی حلوا
مرغت ز خور و هیضه، مانده است در این بیضه
بیرون شو از این بیضه تا باز شود پرها
با یاد لب دلبر، خشک است لب مهتر
خوش با شکم خالی نالد چون سرنا
خالی شو و خالی به، لب بر لب نایی نه
چون نی زدمش پرشو، و آنگاه شکر می خا
و نیز:
ماه رمضان آمد، آن بند دهان آمد
زد بر دهن بسته تا لذت لب بیند
آمد قدح روزه، بشکست قدح ها را
تا منکر این عشرت بی باده طرب بیند
عیش ما اما تمام نیست که آن یار غایب از نظر(عج) در میان ما نیست «اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه تعز بهاالاسلام و اهله و تذل بها النفاق واهله... خداوندا ما دولت با کرامت امام عصر(عج) را از تو امید داریم... اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبه ولیّنا... خداوندا به تو شکایت می کنیم از فقدان پیامبرمان(ص) و غیبت مولای خود». عیش ما آن روز تمام و مدام می شود که نوروز ایمان با بهار جانان، رستخیزی تازه را شاهد باشد. «السلام علی ربیع الانام و نضره الایام. سلام بر بهار جان ها و طراوت روزگاران».
این حال ماست در آستانه ماه مبارک رمضان. لب به خنده و چشم به گریه، در تب و تاب و التهاب و طرب، تا کی انتظار به سر آید. در این میان استعانت می جوییم از هم نشینی مبارک ماه رمضان و فرموده امام باقر علیه السلام را با دل و جان زمزمه می کنیم که «لاصیام لمن عصی الامام. کسی که نافرمانی امام کند، روزه ندارد».
... ساعتی دیگر وقت افطار است و در جان دویدن شادی. اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا فتقبل منا انک انت السمیع العلیم. یعنی پذیرفته اند روزه ما را به برکت ارادت و اطاعت امام عصر(عج)؟!... اعوذ بجلال وجهک الکریم أن ینقضی عنی شهر رمضان. خدایا به جلال وجه کریم تو پناه می بریم که ماه مبارک رمضان بی آمرزش و قبولی بگذرد.
دنیای اقتصاد
«بر آتش تورم دامن نزنیم»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم دکتر سیداحمد میرمطهری است که در ابتدای آن میخوانید؛رشد پیوسته نقدینگی طی سالهای گذشته حیات روزمره اقتصادی را با معضل اصلاح ارقام پولی مواجه ساخته است.
به نظر میرسد بسیاری از ارقام پولی که اکنون در دسترس است مانند سکه 25تومانی و 50تومانی و اسکناس 100تومانی دیگر حتی محلی برای اعتنا ندارد. اقدام اخیر بانک مرکزی در انتشار چکپولهای 50هزار تومانی که صرفا نام چکپول را دارد و از تمام ویژگیهای اسکناس و پول نقد قابلمبادله برخوردار است و اقدامهای در دست انجام آن برای انتشار چکپولهای 100هزار تومانی و 200هزار تومانی با همین ویژگیها، نیز تلاشی برای تسهیل فرآیند مبادلات پولی و نیز آمادهسازی روانی جامعه برای پذیرش ارقام پولی جدید است.
در بخش دیگر سرمقاله می خوانید؛تردیدی نیست که در کشورهایی که برای سالهای طولانی تورم سنگین را تجربه کردهاند بانکهای مرکزی اغلب واحدهای پولی درشتتر منتشر میکنند، چراکه واحدهای پولی کوچکتر بیارزش شدهاند و با چنین واحدهایی انجام مبادلات نقدی بهدشواری صورت میپذیرد. از این روست که انتشار واحدهای پولی با ارقام بالاتر در اشکال گوناگون رواج مییابد.
در ادامه آمده است؛از سویی، حذف چند صفر از ارقام موجود پولی در شرایط تورمی موجود در عمل به رند شدن بسیاری از کالاهای دارای جزء پولی کوچک میشود. مثلا اگر واحد 50تومانی کنونی دیگر وجود نداشته باشد آی ا کالایی که هماکنون 750تومان در بازار مبادله میشود احتمالادر جهت افزایشی اندک حرکت نخواهد کرد؟ احتمالا در چنین حالتی قیمت این کالا در سطح 800تومان رند خواهد شد. چنانکه در سالهایی بسیار دور که سکه دهشاهی (معادل نیمریال) از پهنه مبادلات حذف شد قیمت کالاهای یکونیم ریالی به دو ریال افزایش مییافت. هر قدر حذف صفر ها بیشتر باشد اثر این ارقام پولی جدید در تعیین قیمتهای تازه برای کالاها بیشتر خواهد بود.
نویسنده معتقد است؛اما به گمان نگارنده، پیامد مهمتر کاهش صفرها از ارقام پولی پیامد روانشناختی آن است. شهروندان و خانوارهای طبقات کمدرآمد و متوسط جامعه در شرایط اصلاح اینچنینی ارقام پولی احساسی روانی در جهت فقیرشدن خواهند داشت.
مساله مهمتر همین احساس روانشناختی است که بسیاری از گروههای اجتماعی در طبقات متوسط و کمدرآمد دچار آن میشوند. کاهش اسمی پول دریافتی گروههای مختلف اجتماعی احساس نوعی «مالباختگی» را در میان این گروهها پدید میآورد. همین امر فشار محسوسی برای افزایش حقوق و دستمزد ایجاد میکند؛ ایجاد چنین فشاری میتواند اقتصاد و جامعه را درگیر مارپیچی تورمی سازد.
در بخش پایانی سرمقاله میخوانید؛کلام آخر آن که پیش شرط اجرای سیاست اصلاح ارقام پولی وجود شرایطی باثبات در اقتصاد کشور و کاهش نرخ تورم است. پس در چنین حالتی باید نخست و قبل از هرچیز درمانی برای تورم کشور بیابیم.
رسالت
«آسیب شناسی یک ائتلاف» عنوان سرمقالهی امروز روزنامهیرسالت به قلم صالح اسکندری است که در ابتدای آن میخوانید؛تردیدها درباره رای خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری، جناح بندی های درونی جریان دوم خرداد پر رنگ تر شده است. در حالی که ائتلاف مشارکت-مجاهدین پروژه راضی کردن خاتمی برای ورود به انتخابات را کلید زده است ، حزب اعتماد ملی با معرفی مهدی کروبی برای کاندیداتوری شعار “یا خاتمی یا هیچ کس” را تخطئه نمود . تکنوکراتهای دوم خردادی نیز تا کنون جواب شفافی به درخواست حزب مشارکت و سازمان مجاهدین نداده اند و در مرحله تصریح منافع هستند. از سویی برخی در بین متفقین بر آمدن خاتمی معتقدند که هنوز “عروس شان رفته گل بچیند” و در عمل تا این لحظه هیچ کاندیدایی ندارند و آقای خاتمی برای حضور در انتخابات مردد است.
در ادامه سرمقاله میخوانید؛یکی از دستاوردهای حماسه تاریخی دوم خرداد التفات به ویژگی های مثبت پلورالیسم سیاسی و اهتمام به افزایش کیفیت مردمسالاری در ایران بود. تکثر سیاسی در این گفتمان یک ارزش است و برای تمام جریانات قانونی مجوز فعالیت سیاسی صادر می شد. پلورالیسم سیاسی پیوندی قابل توجیه با افزایش مشارکت عمومی و کارآمدی سیاسی نظام برقرار می کند و عقلانیت سیاسی و کشورداری حکم به مطلوبیت آن می دهد.
تنها یک دهه از این گفتمان سازی گذشته اما همان کسانی که تا دیروز بر طبل تکثر سیاسی می کوبیدند امروز مانع ظهور و بروز خرده فرهنگهای سیاسی حتی در درون جریان خودشان هستند و به انحای مختلف سعی می کنند جناح بندی های درون گروهی خود را تکفیر کنند.این عده حتی پوشاندن این شکافها را به بهای اخراج برخی گروههای دوم خردادی نظیر اعتماد ملی از جبهه اصلاحات مباح و به صلاح می دانند.
نویسنده سرمقاله رسالت معتقد است؛علیرغم این شمای پیچیده ومعوج از وضعیت فعلی اردوگاه دوم خرداد، برخی می خواهند با سرپوش گذاشتن بر همه واقعیات و شکافهای موجود ائتلاف یکپارچه و منولوگی را تشکیل دهند که یک بهشت اختصاصی دارد و هرکس که گندم آنها را نخورد باید از آن اخراج شود. این عده که در سایه برخی تخیلات رمانتیک از فضای سیاسی کشور غنوده اند سرنخ “غیریت با احمدی نژاد” را گرفته اند و مدعی اند که می توانند این کلاف در هم تنیده را از هم باز کنند و تصور می کنند رهیافتی استراتژیک برای انتخابات آینده یافته اند.
اما آیا این رهیافت موفق است و می تواند دوم خردادی ها را به سرمنزل مقصود برساند؟
در پاسخ باید گفت غیریت سازی اگرچه پتانسیل خوبی برای ائتلافهای انتخاباتی دارد اما مسبوق به مقدماتی است که در صورت برآورده نشدن آنها این پروژه را ناکام می گذارد. اولا اتاق فکر غیریت ساز باید از یک مشروعیت پیشین بین گروههای ائتلاف برخوردار باشد که نه مشارکت و نه سازمان مجاهدین به دلیل عملکرد تمامیت خواهانه و تفرقه افکنانه گذشته خود این مشروعیت را ندارند. موضع گیری های اخیر برخی گروههای دوم خردادی نظیر اعتماد ملی و کارگزاران، همبستگی، مردمسالاری و ... در مقابل این دو گروه موید فقدان مشروعیت لازم برای تصمیم گیری های کلان است. ثانیا تصویر شفافی از غیریت مطمح نظر باید برای سایر گروههای پیرو ارائه شود که به دلیل بازی سیاسی داهیانه اصولگرایان، دوم خردادی ها هنوز با ابهامات زیادی روبرو هستند و مرزهای نقد درون گفتمانی و التفات اصولگرایان به اجماع نهایی برایشان ناشناخته است.
در پایان سرمقاله میخوانید؛امروز تکثر سیاسی برای اصولگرایان امری کاملا پذیرفته شده است. انتخابات ریاست جمهوری نهم و نامزدی اضلاع مختلف حاضر درخیمه اصولگرایی نشان داد که جریان اصولگرا عمیقا به افزایش کیفیت مردمسالاری در ایران و دفاع مومنانه از جمهوریت اعتقاد دارد.پلورالیزه شدن فضای سیاسی کشور در دهه های آینده، فرهنگ سیاسی ایران را آبستن تحولات مثبتی نموده است که گریزگاهی از آن نیست و بازیگران فعلی نباید از آن غفلت کنند. دوم خردادی ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند و نباید با رویکرد حذفی و تمامیت خواهانه مانع ظهور و بروز گروههای سیاسی نوپدید شوند بلکه هنر آنها این است که با درک این فرایند کلان و با در نظر گرفتن مصالح و منافع کشور بازی های سیاسی خود را مدیریت کنند.
کارگزاران
« کسری بودجه یا بیانضباطی مالی» را محسن صفاییفراهانی برای سرمقالهی روزنامهی کارگزاران نوشته است. در ابتدای آن میخوانید؛:آنچه تحت عنوان کسری بودجه رخ داده را باید حداقل از دو زاویه مورد بررسی قرار داد. اولا باید توجه داشت که این کسری بودجه تحت چه شرایطی در اقتصاد ایران ظهور کرده است؟ دوما باید دید که این اتفاق چه اثرات ناگوار اقتصادی را برای کشور به دنبال میآورد؟ اگر این بحث را از ابعاد تاریخی بررسی کنید متوجه خواهید شد که در سالهای جنگ و حتی در دوران سازندگی نیز با مفهومی به نام کسری بودجه روبهرو نبودیم. در واقع هیچ دولتی با منابع مالی خود چنان رفتار نکرده بود که این منابع حتی برای نیازهای 12 ماهه کشور نیز تکاپو ندهد.
در ادامه سرمقاله میخوانید؛همین کسری بودجه طی یک مکانیسم مشخصی در ماههای آینده به بحران رشد نقدینگی کشور دامن خواهد زد. یعنی کسری بودجه در مرحله دیگر تورمساز نیز خواهد بود و تورم هم گرانی و نارضایتی عمومی را افزایش میدهد. این تورم بنیانهای تولید را نیز با بحران مواجه میسازد تا در نهایت کل اقتصاد کشور بحرانزده شود. به همین دلیل تمام دولتهای پس از انقلاب منهای دولت نهم تلاش میکردند که با بیانضباطی مالی، چنین گرفتاری را برای اقتصاد کشور ایجاد نکنند، زیرا بیانضباطی مالی به کلیت اقتصاد کشور آسیب وارد میکند. آنچه اکنون تحت عنوان کسری بودجه رخداده نیز اتفاقی به غیر از بیانضباطی مالی نیست. دولتی که موفق نشده منابع مالی خود را برای اداره کشور طی 12 ماه تقسیم کند بهطور حتم دچار بحران اقتصادی و کارشناسی است.
در بخش دیگر آمده است؛بحران اقتصادی در اینجا در مورد منابع نیست بلکه این گرفتاری اقتصادی در بعد هزینه و درآمدها و حضور نهادهای بروکراتیک برای اداره کشور است. متاسفانه دولت نهم به بهانههای گوناگون انضباط مالی و اقتصادی کشور را برهم زده است. این دولت مفهوم کسری بودجه را اتفاقی کوچک تلقی میکند.
نویسنده معتقد است؛ باید توجه داشت که رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی سابق و وزیر اقتصاد سابق هر دو از منتخبان رئیسجمهور بودند به لحاظ مشی سیاسی نیز اصولگرا به شمار میآمدند ولی این دو نیز پس از مدتی وادار به کنارهگیری شدند. یعنی دو نهادی که میتوانستند به اقتصاد کشور کمک کنند و نظمی را برای آن به وجود آورند نیز با تغییراتی همراه شدند که دور از انتظار بود. این دو دستگاه اقتصادی حداقل انضباط مالی را به وجود میآوردند ولی دولت نهم نشان داد که به چنین انضباطی هم اعتقادی ندارد.
در ادامه سرمقاله میخوانید...در همین دوران وزارت آموزش و پرورش اعلام کرده که شش میلیارد دلار کمبود منابع دارد. حالا این کمبود تحت تاثیر چه اتفاقی صورت پذیرفته است؟ آیا این اتفاق تحت تاثیر بیانضباطی مدام مالی رخ داده است؟ رفتارهای دولت نشان میدهد که مشی عامهگرایی در تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی بهطور کامل حاکم است. همین دولت اعلام کرده بود که اصلاح یارانه انرژی را که در برنامه چهارم آمده بود را نمیپذیرد ولی حالا پس از سه سال رفتاری دیگر میکند و قصد دارد به صورت رسمی همین برنامه را اجرا کند.
در بخش پایانی میخوانید؛دولت نهم میتوانست بخش بسیاری از درآمدهای کشور را صرف دستیابی به افق 20 ساله کند ولی بیانضباطیهای مالی موجب شد که تنها سرابی برای کشور باقی بماند. اکنون نرخ سرمایهگذاری در کشور به زیر 5 درصد رسیده است. این اتفاق هم بهطور حتم یک بحران اقتصادی تلقی میشود چراکه در آینده نزدیک این نرخ سرمایهگذاری ناچیز بحران بیکاری را دامن میزند و آن زمان ابعاد دیگری از رفتار ناصحیح اقتصادی دولت نهم نمایان میشود. آنچه در مورد دولت نهم و اقتصاد آن نیز میتوان بیان داشت تنها بیانضباطی مالی است. بیانضباطیای که اقتصاد ایران را دگرگون ساخته است.
اعتماد ملی
تردید کافی است! عنوان سرمقاله اعتماد ملی است که در آن میخوانید؛اعلام موضع صریح و اصولی حزب اعتماد ملی در معرفی مهدی کروبی دبیرکل این حزب به عنوان نامزد ترجیحی خود برای انتخابات دهم ریاستجمهوری، یک تصمیم به هنگام و استراتژیک بود. حزب اعتماد ملی با توجه به اصالت و هویت مستقل خویش به عنوان یک حزب معتدل اصلاحطلب، از آغاز تاسیس صراحتا بر این موضوع پای فشرده که علیرغم وابستگی به اردوگاه اصلاحطلبان، دارای اهداف، برنامهها و تاکتیکهای مشخص است. تجربه انتخابات نهم ریاستجمهوری نشان داد، نمیتوان چشمبسته و بدون تضمینهای لازم، تخممرغهای خود را در سبد مشترک گروههایی قرار داد که یا در اهداف و یا در تاکتیک چندان اشتراکی با هم ندارند. تاسیس حزب اعتماد ملی پاسخ به یک راهبرد غلط بود که نمیتوان تحت لوای عمومی جبهه و یا فراکسیون دست به اقدامات سیاسی زد. خاصه زمانی که معلوم شود، انطباق جدی و بنیانی میان خواستهها، رهبری و عناصر و اقدام جمعی میان عملکنندگان سیاسی چندان به رسمیت شناخته نمیشود.
نباید این واقعیت را فراموش کرد که تعدادی از رجال سیاسی و یا گروههای سیاسی با عنایت به وزن و اعتبار محدود خویش، برای خود نقش ژنرالهای مقتدر را قائل بودند. بررسی و تحلیل گفتمان چپ خط امامی نشان میدهد که باید بر اصول، راهکارها، برنامهها و تاکتیکهای مشخص متمرکز شد. حزب اعتماد ملی با این هدف شکل یافته است. در تمام این سالها چه در انتخابات خبرگان رهبری چه در انتخابات شوراها و چه در انتخابات مجلس، حزب اعتماد ملی ضمن حفظ کلیت وحدت تاکتیکی تلاش نمود هویت مستقل خود را نشان دهد. اینک در حالی که شورای مرکزی حزب اعتماد ملی به اتفاق آرا، مهدی کروبی را به عنوان کاندیدای اصلح خود برگزیده است، ضمن حفظ احترام و به رسمیت شناختن این حق که تمام گروهها میتوانند کاندیدای خود را معرفی و از آن حمایت نمایند، انتظار دارد ایشان هرچه سریعتر پاسخ مناسب و موافقت رسمی خود را با این خواست عمومی و مشترک حزبی اعلام نماید. اینک حزب اعتماد ملی که برنامههای جامعی برای ارائه به افکار عمومی تدارک دیده، مناسب میداند جناب کروبی بیش از این دفعالوقت نکرده، به تصمیم جمعی احترام گذارده و تردیدهای خود را کنار نهند. حزب اعتماد ملی بر این باور است که با توجه به ساختار سیاسی موجود، واقعیتهای عرصه داخلی، شرایط خاص بینالمللی و امکان رایآوری، معرفی مهدی کروبی برای کاندیداتوری ریاستجمهوری یک عمل حرفهای، صادقانه و درست است. بیشک عرصه سیاست محل تعاملات نسبی و تاکتیکی است. بدیهی است با توجه به بسته پیشنهادی دبیرکل حزب اعتماد ملی برای گروههای اصلاحطلب درگیر در انتخابات ریاستجمهوری، همچنان راه برای نیل به یک جامعیت فراگیر و برنامه مشترک به قصد پیروزی وجود دارد. اما در این مرحله تردید کافی است و ایشان برای عبور از شرایط بغرنج موجود در کشور باید فداکاری نموده و پا به عرصه نهند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: