کریم باقری، دیگر مثل گذشته تقیدی به دفاع کردن ندارد. آمدن زارع مسوولیت او را به حداقل رسانده است. پرسپولیس، داروندار خود را به زمین میفرستد و در نخستین تعویض معلوم میشود که این تیم مثل سال گذشته پشتوانه خوبی ندارد و نفرات تعویضی در حد و اندازههای یک تیم صدرنشین نیستند.
بحران پرسپولیس، حالا با بیپولی آنها آغاز شده است و اگر مصطفوی زود دست به کار نشود، باید در انتظار روزهای سخت باشد، اما با سابقهای که از مصطفوی داریم. مطمئن هستیم فقط او میتواند با همان سیاستهای کاربردیاش این غائله را ختم به خیر کند.
در طرف دیگر، استقلال به شکل دیگری دست به گریبان گرفتاریهای داخلی است.امیرقلعهنویی و شاگردانش انگار پس از این همه تغییر و تحول کوچکترین تفاوتی نکردهاند و با نتایج بهدست آمده، گویا مشغول در جا زدن هستند و سرنوشت سال گذشته تکرار میشود.
استقلال این روزها، ما را یاد داستان آن گرگی میاندازد که به جای دندان، پنبه در دهان دارد.
این گرگ دندان پنبهای، درخط حمله کم خطر است و معلوم نیست چرا سیاوش اکبرپور تا این حد دور از دروازه بازی میکند. او بیشتر از هر بازیکنی در استقلال به فکر بازگشت و توپگیری است. حالآنکه او باید نزدیکترین بازیکن به منطقه آسیبپذیر دفاعی حریف باشد. در میانه میدان هافبکهای استقلال خیلی به خود زحمت نمیدهند، بویژه 2 هافبک ملیپوش این تیم خیال میکنند برخلاف گذشتهها باید بقیه بدوند تا آنها صاحب توپ شوند.در خط دفاعی، بازیکنان این تیم در تمام بازیها سهمیهای برای ارتکاب اشتباههای بچگانه دارند.
آنها حتما باید در هر بازی این سهمیه را به مهاجمان حریف تعارف کنند. بحران استقلال و پرسپولیس اگر چه مثل هم نیست، اما به هر حال برای هردو تیم باید نگران کننده باشد.
علی رئیسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم