در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میخواهم بدانم کارگردانی سینما خواندید تا فیلم سازید؟
از ابتدا انیمیشن برای من جذابیت بیشتری داشت و دوست داشتم مدرک دانشگاهیام در زمینه گرافیک باشد، ولی جذب سینما و تئاتر شدم.
به شکلی که سال اول دانشگاه تمرکزم روی تئاتر و بازی کردن بود، ولی بعد احساس کردم اگر یک راه را انتخاب کنم و در یک زمینه کار کنم بهتر است و از آنجا که تئاتر و تمرینهای آن طی روز وقت من را میگرفت سینما را انتخاب کردم و حس کردم سینما با من همسوتر است.
چطوری با دوربین آشنا شدی؟ این را میپرسم چون در کارنامه کاریات چند تا کار را خودت فیلمبرداری کردهای؟
خب برای کسی که گرافیک خوانده باشد، کار کردن با دوربین مشکل نیست. من با دوربین هندیکم اولین فیلم مستندم را ساختم و با تمام جزئیات آن آشنا شدم؛ ولی در فیلم «دوش آب گرم» آبتین مظفری فیلمبرداری را به عهده داشت و با دوربین(150DSR ( که تازه آمده بود، کار کرد. بعد دیدم چقدر جزئیات این دوربینها مشابه است و بعد دستیاری کارگردانهای دیگر باعث شد بیشتر و بیشتر با دوربین آشنا شوم. فیلم «در بهشت قدم بردار» را خودم فیلمبرداری کردم و الان فکر میکنم مشکلی در زمینه فیلمبرداری ندارم.
یعنی الان خودتان را یک فیلمبردار هم میدانید؟
خب من نمیتوانم یک فیلمبردار حرفهای باشم، ولی به عنوان رشته مورد علاقهام پس از کارگردانی و تدوین به آن علاقهمندم.
خوب است جوانهایی که مثل شما علاقهمندند در این زمینه فعالیت کنند، بدانند شما چگونه به سوژه میرسید و فیلمبرداری میکنید؟ گویا پیش از شروع فیلمبرداری، صحنهها را عکاسی میکنید؟
از بین چند فیلمی که بتازگی به نمایش درآمد «دریای نور» و «در میان دایره» را فیلمبرداری نکردم. درواقع از ابتدا صحنههایی را که قرار است برای فیلم بگیرم، عکاسی میکنم. در فیلم در میان دایره، تمام لوکیشنها از قبل عکاسی شده بود یا سر صحنه، آن پلانی را که میخواستم عکاسی میکردم و بعد به فیلمبردار نشان میدادم یا این که فیلم دریای نور استوری برد (طرح از پیش آماده) داشت یا «زشتترین فرشته دنیا» کاملا نمودارهای حرکتی داشت و ما یک هفته قبل روی حرکات دوربین تمرین کردیم و چون عمویم فیلمبردار من بود، تمرین میکردیم تا زمان فیلمبرداری کات نداشته باشیم. مثلا من در فیلم زشتترین فرشته دنیا با یک دوربین هندیکم ماکت فیلم را ساختم.
این شیوه شما چقدر رایج است؟
تا آنجا که میدانم در هالیوود هم این شکلی فیلم میسازند. من حتی فیلمهای بلند سینمایی مثل ماتریکس را هم شنیدم که ابتدا ماکت آن ساخته شده است.
این شیوه به فیلمسازان امکان میدهد همه جور شرایط ساخت فیلم را از قبل پیشبینی کنند یا این که اگر حرکتی غیرقابل پیشبینی رخ داد، از قبل بدانند و زمان را از دست ندهند. به این شکل ما برای فیلم زشتترین فرشته دنیا 16 یا 18 ساعت با دوربین کار داشتیم.
فیلم در میان دایره را برای کشور صربستان ساختید؟ از آن تجربه و همکاری بگویید.
در واقع این اولین کمپ بینالمللی فیلمسازان بود که در این کشور برگزار میشد و فیلمسازان از سراسر دنیا در این مسابقه رقابت داشتند.
من فرم پر کردم و قبول شدم. سوژه آزاد بود و ما باید به 2 گروه 5 نفره تقسیم میشدیم که در هر گروه یک تدوینگر، کارگردان، صدابردار، نویسنده و فیلمبردار وجود داشت و 2 روز فرصت داشتیم سوژه را انتخاب کنیم. ما به شهر زلایتور رفتیم و من به آن سوژه رسیدم.
پرداختن به پریا یا به زبان ما فرشتهها به چه شکل در کشور صربستان مورد توجه قرار میگرفت و چگونه به آن رسیدید؟
ما قبل از ساخت فیلم با مردم آنجا مصاحبه کردیم. به نظرم اعتقادات آنها شبیه اعتقادات مادربزرگها و پدربزرگهای ما درباره پریا و فرشتهها بود. این که آنها چگونه آدمها را محافظت میکنند. این شباهت میان آنچه آنها و مادربزرگ و پدربزرگهای ما درباره فرشتهها میگفتند باعث ایجاد المانهای مشترکی برای من شد که آن را راحتتر بسازم.
فیلم زشتترین فرشته دنیا، در واقع درباره کودکی است که با دزد شبانه خانهشان طرح دوستی میریزد و فکر میکند که فرشته است.طراحی صحنهها و لباسها در آن فیلم، متفاوت است. درباره آن بگویید.
من یک دفتر ایده داشته و هنوز هم دارم و ایدههایم را در آن مینویسم. ایده این فیلم برای سال اول دانشگاه من بود و اگر آن را بخوانید میبینید هیچ ارتباطی با این فیلمی که الان دیدید، ندارد. مگر پایه اصلی آن شبیه باشد. ساخت این فیلم از یک مراسم برای من پیش آمد. آن را 7 بار بازنویسی کردم. هنوز هم فکر میکنم جای کار بیشتری دارد و دلم میخواهد آن را به یک فیلم بلند تبدیل کنم.
چرا؟
چون حس میکنم در فیلم کوتاه، شما فرصت پاسخگویی به تمام چراها را ندارید. چراها باید مجهول بماند تا تماشاگر به آن پاسخ دهد.
من حس میکنم فیلمهای شما بیشتر فانتزی است، قبول دارید؟
بله. من عاشق فیلمهای کارگردانانی مثل تیم برمون هستم.
مثلا «کافه 469» احتمالا باید روی میز تدوین شکل گرفته باشد؟
بله. دقیقا درست است. اتفاقات در فیلمنامه با آن اتفاقاتی که روی میز تدوین و زمان ساخت آن برای من پیش آمد، باعث شد هنگام تدوین از قبل بدانم که قرار است چه تصویری پشت تصویر دیگری بیاید که جواب بهتری بدهد. مثلا مربع مربعهای تصاویر و 2 بخش شدن آنها باعث شد بدانم پلانها را براساس چه بگیرم. بیشتر تصاویر این فیلم مستند است و چون یک کار تجربی بود میدانستم چه ساختاری دارد. در واقع تصاویر متعلق به یک کافه نبود و من از دو کافه استفاده کردم و در تدوین طوری نشان داده میشود که انگار تنها متعلق به کافه 469 است.
از دریای نور هم بگویید. اولین بار بود که نمایش داده شد. یکی از فیلمهای معنوی است که به اشتراک میان ادیان میپردازد. حتما برای آن تحقیق بیشتری انجام دادید؟
طرح اولیه آن متعلق به مجید مصاحبی بود. باید سعی میکردیم در فیلم از زاویه دیگری دیدگاه ادیان الهی و حضرت محمدص را نشان بدهیم. در واقع هدف ما اشتراک ادیان در ارتباط با حضرت محمدص و خداست. در واقع دو سوم فیلم من به انتقال پیام از حضرت محمدص میپردازد؛ بررسی عرفانی پیامبر و اینکه پیامبر چه جایگاهی در ادیان دارد. بله ما تحقیق زیادی هم انجام دادیم. من و دستیارم در بین کتابهای مختلف در کتابخانه ملی میگشتیم و از یک جایی تحقیق ما جنبه میدانی پیدا کرد و فکر کردیم اگر با آدمهای دیگری صحبت کنیم که دینشناس باشند میتوانیم نقاط اشتراک و بارزی را از توجه آنها به پیامبر پیدا کنیم و در فیلم پرورش بدهیم. این روند 2 ماه طول کشید. آخر آذرماه تحقیق را شروع کردیم و تا لحظه آخر تدوین با ساخت فیلم همراه بود.
متن فیلم دریای نور، متن زیبایی است و حتی از متن فیلم در میان دایره که از جشنواره سینما حقیقت نیز جایزه بهترین گفتار متن را گرفت خیلی جذابتر است. درباره آن بگویید؟
بله ما به متن شاعرانهای برای این فیلم رسیدیم. از نهجالفصاحه و نهجالبلاغه هم استفاده کردیم. فیلم دریای نور هم دکوپاژ داشت و موقع تدوین تصاویر؛ تدوین از ابتدا مشخص بود. سعی کردیم از متن قرآنی استفاده کنیم تا کلمات گفتار نیز حال و هوای همسانی داشته باشد.
نگفتید عاشق فیلمسازی هستید یا انیماتوری؟ فکر میکنید تا چه زمانی فیلم بسازید؟
اصلا فکر نمیکنم فیلم نسازم، چون واقعا عشق من در ساختن فیلم در سینما معنی پیدا میکند.
برایت شهرت مهم است یا محبوبیت؟ فیلم میسازی که شناخته شوی یا فیلمهایت دیده شود؟
الان هم آنقدر معروف نشدهام، ولی من فیلم نمیسازم که من را بشناسند، خب اگر خیلیها هم من را بشناسند برایم خوشحالکننده است، بیشتر خوشحالم فیلمهایی که میسازم روی تاقچه نمیماند. چون بعضیها برای دل خودشان فیلم میسازند، اما من دوست دارم فیلمهایم دیده شوند. الزاما این موضوع که فیلمی در جشنواره شرکت کند یا جایزه بگیرد فیلم بهتری است، اشتباه است. چون در این شکل فقط نظر چند داور است. در هر حال این برای من مهم و جذاب است که فیلمهایم دیده شوند.
در پایان چه چیزی میخواهید بگویید؟
اینکه در ایران سالانه فیلمهای کوتاه بسیاری ساخته میشود و ایکاش برای نمایش این فیلمها نیز تدابیری اندیشیده شود تا مانند تمام کشورهای دنیا، سینمای مختص این فیلمها وجود داشته باشد. به این شکل شاید برای مردم چیز مهمی نباشد که شاهد تماشای فیلمی 5 دقیقهای باشند، در حالی که ساخت یک فیلم 5 دقیقهای ممکن است از یک فیلم دوساعته سختتر باشد.
مریم درستانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: