در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مدیرعامل شرکت دخانیات ایران خودش سیگاری است؟
نخیر! به هیچوجه. اتفاقا خودش ضدسیگار است و به کسانی که سیگار میکشند اکیدا توصیه میکند، دست از این اعتیاد بردارند. بخصوص خانمها که بتازگی مد هم شده است.
پس این مسوولیت با این عقیده چگونه در یک شخص میگنجد؟ با این تناقض چه میکنید؟
ببینید، شرکت دخانیات ایران یک بنگاه تجاری با امکاناتی وسیع، پولی زیاد و استعدادهای تولیدی و اشتغالزایی فراوان است. حالا درست که بنده سیگاری نیستم و با سیگار هم مخالفم، اما در این مسوولیت قرار گرفتهام که این بنگاه اقتصادی را به نفع کشور به شکوفایی و سوددهی برسانم. پس میان عقیده و رویه شخصی و مسوولیتم تفاوت و تفکیک قائل میشوم؛ چرا که میدانم توسعه صنعت دخانیات به نفع کشور است و منافع اقتصادی صادراتی بسیاری را نصیب ایران میکند.
متاسفانه باید بگویم تناقضی که شما اشاره کردید در کشور وجود دارد. یعنی بیشتر تصمیمگیران به منافع اقتصادی دخانیات و استعدادهای آن اشراف و آگاهی دارند، اما از آن حمایت نمیکنند. در واقع از قاعده «اسمش را نبر» استفاده میکنند.
کالای دخانی در کشور ما در هالهای از ابهام فرو رفته است. جالب این است که برای کشت توتون یا تولید سیگار و صادرات آن هیچ ممنوعیت قانونی وجود ندارد، اما براساس یک قانون نانوشته، از آن حمایت نمیشود.
کشت توتون در کشور ما، هم از نظر کیفیت و هم از نظر کمیت قابل توجه و اقتصادی است. ما در شمال کشور توتونی تولید میکنیم که کیفیتش از توتون آمریکایی هم بهتر است.
تنباکوی طلایی اصفهان واقعا طلاست و مشتریان بسیاری در جهان دارد؛ اما به خاطر همین بیتوجهیها، سطح زیر کشت توتون کشور سالهای متمادی کاهش یافته است و در سالهای اخیر 84 درصد مصرف توتون ایران از خارج وارد میشده است اما میتوانم بگویم اگر از صنعت دخانیات حمایت شود رشدش از صنعت نفت نیز بالاتر خواهد رفت.
شما کدام صنعتی را در کشور سراغ دارید که چنین رشدی را ادعا کند؟ من تبلیغ سیگارکشیدن نمیکنم. سیگاری هم نیستم اما باید این واحد تولیدی را اداره کنم. من یک استدلال دارم. در این کشور حدود 12 میلیون نفر سیگار میکشند.
حالا اگر برای این افراد در داخل کشور سیگار تولید نشود، خب از خارج وارد میشود و ارز همین کشور خارج خواهد شد. آیا این استدلال برای حمایت کردن از صنعت دخانیات کافی نیست؟ متاسفانه همان تناقضاتی که گفتم، مانع توسعه است.
یکی از مهمترین مسائلی که در عرصه دخانیات کشور وجود دارد، قاچاق سیگار است. آمار ورودی قاچاق سیگار به کشور چقدر است و عوامل آن کدامند؟
درباره آمار قاچاق سیگار به کشور باید بگویم که خوشبختانه این رقم روند نزولی قابل توجهی به خود گرفته است.
سال 85 برآورد سیگار قاچاق ورودی به کشور 9/10 میلیارد نخ بوده که این رقم در سال 86 به 5/8 میلیارد نخ کاهش یافته است. برای سال 87 نیز ما هدفگذاری کردهایم که قاچاق سیگار را به 73/3 میلیارد نخ کاهش دهیم که کاهش بزرگ و قابل توجهی خواهد بود.
چه سیاستهایی در این زمینه پیاده شده است؟
شرکت دخانیات ایران پیرو تصمیمات مجلس در پی متعادل کردن عوارض ورود سیگار به کشور برای تشویق واردات قانونی آن بوده است. ما عوارض را با در نظر گرفتن قیمت فروش کالا در داخل و مقایسه با قیمت پشت مرزها بهدست آوردیم و دریافتی دولت در این میان را تا حد امکان کاهش دادیم تا کالا از مبادی رسمی به کشور وارد شود و درآمد حاصل به خزانه برود.
این اصلیترین سیاست ما بود که پاسخ خوبی هم داده است؛ البته این سیاست فقط جنبه درآمدی ندارد، بلکه جنبه بهداشتی و استاندارد هم دارد، چرا که سیگارهای وارداتی را ما از نظر کیفی کنترل میکنیم تا اسانس غیر مجاز نداشته باشد، توتونش نامطلوب یا کهنه نباشد و غیره.
بعد به آن هولوگرام میدهیم و سیگارهایی که هولوگرم دارند، صرفا برای مصرف مناسبند و بقیه ممکن است از نظر بهداشتی سرطانزا و مشکلدار از آب دربیایند. تصمیم و عزمی که ما در شرکت دخانیات ایران داریم مبارزه با قاچاق سیگار هم به طور مستقیم و هم بهطور غیر مستقیم است.
مستقیم که خب! کشفیات سیگار توسط ارگانهای نظارتی و انتظامی است که مطابق معمول انجام میشود، اما مبارزه غیرمستقیم ما با قاچاق یکی از طریق رشد تولید داخلی توتون و سیگار است که برنامه آنرا عرض کردم و برنامه دوم، ضابطه مند کردن شرکتهایی است که مشتاق صدور سیگار به ایران و در اختیار گرفتن درصدی سهم از بازار ایران هستند.
واقعا بازار جهانی سیگار بازار عجیب و غریبی است، چرا که سودهای هنگفتی در آن خوابیده است. مثلا آمریکا سال 2003 حدود 212 میلیارد نخ سیگار صادرات داشت.
روشن است که شرکتهای بزرگ صادرات سیگار هم برای به دست آوردن سهم در بازارهای جدید و هم برای حفظ بازارهای خود، دست به هر کاری میزنند.
واقعا دست به هر کاری میزنند و ما باید اینها را کنترل کنیم تا منافع کشور قربانی نشود. یک مثال جالب بزنم تا مساله را درک کنید. الان میدانید که سیگارهایی با عنوان لایت یا ملایم خیلی مد شده است. قبلا هم بوده اما الان خیلی مد شده است.
آمریکا با اضافه کردن اسانس نعنا در سیگارهای لایت میزان مصرف سیگار را بسیار بالا برده به طوری که طبق آمار خودشان 40 درصد جوانان آمریکایی اکنون به این نوع سیگارها مبتلا هستند. شعار میدهند که سیگارهای لایت نیکوتین و قطران کمتری دارد و کمتر مضر است، اما واقعیت چیز دیگری است.
با کشیدن هر سیگار ولو سیگار کم نیکوتین، مرکزی که در مغز برای دریافت نیکوتین فعال میشود، اولا فعال شده و روزانه به این ماده نیاز دارد، یعنی بههرحال شخص معتاد شده است و ثانیا اشخاصی که قبلا سیگارهای معمولی مصرف میکردند و حالا برای ضرر کمتر به سیگارهای لایت رو میآورند، چون آن قسمت از مغزشان به مقدار خاصی نیکوتین احتیاج دارد، مجبورند چند برابر سیگارهای قبلی، سیگار لایت مصرف کنند.
در نتیجه، مقدار نیکوتین همان است، اما از این رهگذر سود شرکتهای واردکننده سیگار چند برابر میشود. این مثال را زدم تا بدانید این شرکتها به چه کارهای پلیدی دست میزنند تا به بازارها نفوذ کنند. حالا ما در بازار ایران با چنین موجودات عجیب و غریبی مواجه هستیم.
چه برندها یا کشورهایی متقاضی تولید مشارکتی سیگار هستند؟
بیشتر برندهایی که در ایران بازار دارند، متمایل به مشارکت هستند.
چه برندهایی و با چه سهمی از بازار؟
در مجموع 29 برند سیگار خارجی در ایران بازار دارند. مجموع واردات ارزی سیگار کشور به صورت قانونی توسط این برندها در سال 85 معادل 312 میلیون یورو بوده که سال 86 به 298 میلیون یورو کاهش یافته است.
از نظر سهم بازار باید بگویم برند وینستون با 8/47 درصد بیشترین سهم بازار سیگار ایران را در اختیار دارد. برندهای دیگر معروف هم از قبیل مارلبرو، کنت، پالمال، تری استارز، پاین، مگنا و... نیز هر کدام سهمی دارند.
با توجه به آن که ایران و آمریکا روابط اقتصادی ندارند، چرا یک شرکت آمریکایی بیشترین سهم بازار سیگار کشور را در اختیار دارد؟
این سیگار و اصولا برندهای آمریکایی مستقیم به ایران وارد نمیشوند، بلکه یک شرکت به نام جی.تی.آی در ژاپن و با ملیت ژاپنی این سیگارها را صادر میکند. برند مارلبرو، موند و مور را نیز همین شرکت صادر میکند که حدود صادراتش به ایران 5/4میلیارد نخ است. مثلا برندی چون مونتانا را یک شرکت انگلیسی آمریکایی به نام بی.ای.تی به ایران صادر میکند.
در تقاضاهایی که برای مشارکت در تولید برندهای سیگار به دست شما رسیده، آیا شرکتهای آمریکایی هم حضور دارند؟
بله. درخواستها بسیار بوده است. صف کشیدهاند، اما ما آمریکا را دشمن خودمان میدانیم و رفتارهای آمریکا زیرنظر ماست. تا مطمئن نشویم محصولی از آمریکا که میخواهد وارد بازار ما شود اهداف جاهطلبانه و آنچه در پشت پرده صنعت سیگار میگذرد را در خود پنهان ندارد، اعتماد نمیکنیم. در این خصوص هم تا این لحظه به هیچ شرکت مستقل آمریکایی برای تولید مشارکتی سیگار در ایران مجوز ندادهایم. اما آنها مشتاق هستند و درخواست هم دادهاند.
چندی پیش برخی مقامات کشور از وجود مافیای واردات سیگار در کشور سخن گفتند. آیا این مافیا وجود دارد؟ اعضای آن چه کسانی هستند؟
وقتی صحبت از مافیای سیگار میکنیم باید توجه داشته باشیم که این مافیا جهانی است و به وسیله شرکتهای بزرگ جامعه سرمایهداری و صهیونیستی هدایت و اداره میشود.
اصلا در اقتصاد بینالملل معروف میباشد که 3 تجارت است که اولا پولهای کلان و ثانیا پولهای کثیف بسیار در آن رد و بدل میشود؛ یکی مواد مخدر، دومی اسلحه و سومی سیگار. این مافیا یک شبکه وسیع است که در بیشتر کشورها عامل دارد و به وسیله عوامل خود به هر کار کثیف و غیرمتعارفی که فکرش را بکنید، دست میزند تا سیگارش را بفروشد یا سهم بازار را به دست بیاورد. این مافیا واقعا رحم ندارد. این مافیا قطعا در ایران نیز عامل دارد و کار میکند.
حالا مثلا وزارت اطلاعات درباره این که چنین عواملی چه کسانی هستند و کجا فعالیت میکنند، به شما اطلاعاتی ندادهاند؟
ببینید، وزارت اطلاعات بشدت بر بازار دخانیات ایران اشراف دارد و به ریزهکاریها واقف است و حضور فعالی هم دارد. شرکتهای سیگار و عوامل آنها را حتی خارج از مرزهای ما میشناسد. گاهی اوقات هم اخباری به ما میرسد. این را هم بدانید که یک کار سنگین و بزرگ امنیتی در حال حاضر روی بحث سیگار انجام میشود. آمار کشفیات، خود گویای این حقیقت است.
ما سال 84 معادل 35 میلیون نخ سیگار قاچاق کشف کردیم که این رقم در سال 85 به 25 میلیون نخ کاهش یافت، اما در سال 86 یکباره رقم کشفیات ما به 200 میلیون نخ رسید که نتیجه همان کارهایی است که عرض کردم. این که جزییات بیشتری از نامها یا موارد پیش آمده بخواهید، بنده معذورم.
اشاره کردید که مافیای سیگار برای کسب سهم بازار در کشور ما به اقدامات عجیب و غریبی دست میزند. میتوانید به یک مورد از این اقدامات در ایران اشاره کنید؟
به عنوان مثال، برخی تولیدکنندگان سیگار که در ایران بازار ندارند و اجازه ورود به بازار ما را هم به دست نمیآورند، مقدار قابل توجهی سیگار در کانتینرهای متعدد وارد کشور کرده، در جایی رها میکردند. آن گاه به وسیله عوامل خودشان به نیروهای امنیتی ما اطلاع میدادند که فلان محموله قاچاق در فلان مکان موجود است.
محموله کشف و ضبط میشد، براساس رویه سابق در بازار فروخته و پولش به صندوق دولت وارد میشد. پس از مدتی شرکت به شرکت دخانیات مراجعه میکرد و با بیاطلاعی از شیوه ورود سیگارهایش به بازار میگفت که مثلا فلان مقدار نخ از سیگارم در 3 ماه گذشته در ایران به فروش رفته و مصرف شده است. بنابراین سهم بازار مستقیم میخواهیم.
این ترفندی بود که برخی شرکتها برای ورود به بازار ایران از آن استفاده میکردند؛ اما امروز ما جلوی این قضیه را گرفتهایم. به این شکل که اعلام کردهایم هر گونه کالای دخانی که به صورت قاچاق کشف شود، در جامعه فروخته و پخش نمیشود. بلکه بدون استثناء امحا میشود.
این رویه باعث شد جلوی ورود سیگارهای کانتینری خود قاچاق به داخل کشور گرفته شود و سهمخواهیها نیز به حداقل برسد. ضمن این که ما با ابزار تولید مشارکتی وارد میدان شدیم و اعلام کردیم سهم بازار را به شرکت میدهیم که ماشینآلات و خط تولید و آموزش و فناوری را به ایران بیاورد.
یک پرسش من بیپاسخ ماند. آیا گروههای سیاسی در مسائلی چون سوءاستفاده مالی از دخانیات یا عضویت در مافیای سیگار دست دارند؟
نمیتوان به این پرسش پاسخ صریحی داد، اما در این حد به شما بگویم که ریشه بسیاری ریخت و پاشهای جریانات سیاسی را باید در بنگاههایی نظیر دخانیات ایران جستجو کرد. هزینههای بیجا درست کردن و اتلاف منابع، در جاهای مختلف از این کانالها صورت میگرفته است؛ اما در تفکر دولت نهم سعی شده با این مسائل برخورد شود.
در واقع الان دیگر بنگاههایی مثل دخانیات برای برخیها شیرین نیست و هر چه این بنگاهها سود به دست میآورند به خزانه واریز میشود. با مدیرانی که گاهی چنین کاری کردهاند، برخورد شده است. این را هم بدانید که بیشتر پروندههای مالی مربوط به دخانیات که در جاهای مختلف تشکیل شده، مربوط به همین مسائل است.
سید علی دوستی موسوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: