در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاکی در تشریح ماجرا به پلیس گفت: دخترم با مرد جوانی که خانواده مناسبی نداشت، آشنا شده بود و قصد ازدواج با او را داشت، تا این که به دنبال اختلافهای من و خانوادهام با این وصلت، او به بهانه خرید، از خانه متواری شد و به منزل پسر مورد علاقهاش رفت و حاضر به بازگشت به منزلم نیست و قصد ازدواج با فرهاد را دارد.
به دنبال شکایت این مرد، پروندهای تشکیل شد و ماموران با کسب مجوز قضایی به محل زندگی فرهاد در یکی از محلههای کرج اعزام و موفق به دستگیری وی و دختر مورد علاقهاش یلدا شدند و آنها روز گذشته برای ادامه تحقیقات به شعبه یکم بازپرسی دادسرای امور جنایی کرج انتقال یافتند.
اظهارات دختر و پسر جوان در دادسرا
فرهاد در اظهاراتش به بازپرس حسینی رازلیقی گفت: من و یلدا به هم علاقهمندیم و تصمیم به ازدواج داریم، اما والدین وی به خاطر این که اعضای خانوادهام به مواد مخدر اعتیاد دارند، مخالف این وصلت هستند.
چند روز پیش، یلدا گفت، به خاطر دخالتهای خانوادهاش قصد دارد از خانه فرار کند. از او خواستم چند روزی را صبر کند تا مقدمات ازدواجمان را فراهم کنم، اما یلدا در تصمیم خود برای فرار جدی بود. بنابراین برای آن که او دچار مشکل نشود، او را به منزل پدریام بردم و پس از چند ساعت در تماس با پدرش، ماجرا را اطلاع دادم.
به دنبال اظهارات مرد جوان، یلدا هم گفتههای وی را تایید کرد و از خانوادهاش خواست اجازه ازدواج او و پسر مورد علاقهاش را بدهند.
به این ترتیب، پدر یلدا پس از شنیدن اظهارات دخترش و فرهاد، به بازپرس حسینی رازلیقی گفت: خانوادههای ما با هم تناسب ندارند و میدانم که دخترم در سالهای آینده با مشکلات جدی روبهرو خواهد شد، بنابراین به شرط این که فرهاد 1000 سکه مهریه دخترم کند، اجازه ازدواج به آنها را خواهم داد.
فرهاد متهم پس از شنیدن حرفهای پدر یلدا، شرط وی را پذیرفت و قرار شد تا چند روز آینده، دختر مورد علاقهاش را با مهریه 1000 سکهای به عقد خود درآورد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: