قانون مورفی در نهایت به کجا می‌رسد

لبخند بزن... فردا روز بدتری است

قوانین مورفی، در حقیقت، قانونی نیست، اینقدر این جناب مورفی بدشانس بوده است که برایش این شبه قانون‌ها را ساخته‌اند. قانون مورفی یکی از مشهورترین قوانین دنیاست که برخلاف نام آن به قوانین دیگری مثل قانون نیوتن یا جاذبه و همه آنچه اینشتین کشف کرد، چندان ربطی ندارد.
کد خبر: ۱۹۸۰۲۲

 هرچند اگر کمی دقیق‌تر به این قانون فکر کنیم یک جورهایی به این نتیجه می‌‌رسیم که به نوعی با فیزیک و ریاضی جاری در زندگی روزمره ارتباط دارد. بر مبنای قانون مورفی، اگر چیزی بتواند خراب شود، پس حتما می‌شود و اگر بخواهیم کامل‌تر بگوییم، دقیقا زمانی هم خراب می‌شود که بدترین موقعیت ممکن را ایجاد کند.

این قانون خیلی ساده، تاریخ مفصلی را پشت‌سر خود دارد و کلی هم بحث و تحقیقات تاریخی در مورد آن صورت گرفته است، اما در حقیقت مورفی از همان عقیده عمومی استفاده کرده که مصداق‌هایش را می‌توان در ضرب‌المثل‌های هر فرهنگی پیدا کرد مثل ضرب‌المثل خودمان که می‌گوید «هر چی سنگه مال پای لنگه». چنین مصداقی را حتی در شعر‌های مدرن امروز هم می‌توان یافت، با این حال در مورد مورفی موضوع یک کم پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

در زمینه قانون مورفی تحقیقات وسیعی از سوی اعضای «انجمن گویش آمریکایی» انجام شده است.

اولین گفته‌هایی که به نوعی بیان‌کننده همان قانون مورفی است، در گزارش «آلفرد هاست» دیده می‌شود که در سال 1877 در نشست انجمن مهندسی برای اولین بار این مساله را مطرح کرد و گفت اگر قرار باشد چیزی غلط پیش برود، می‌رود. دیر یا زود این اتفاق می‌افتد و عنصر انسانی نمی‌تواند به امان خدا رها و نادیده گرفته شود. این استدلال در گفته‌های یکی از مردان متنفذ انگلیسی هم مصرف شده که «این تجربه مشترک فقط درباره کسانی مصداق دارد که آن را کشف کرده باشند؛ در هر موقعیت ویژه‌ای مثل تولید یک اثر برای اولین بار، هر چه بتواند غلط پیش برود، می‌رود».

ویراستار کتاب «ضرب‌المثل‌های ییل» می‌گوید: اولین بار در سال 1952 این ضرب‌المثل به نام قانون مورفی خوانده شد، آن هم در کتابی که در آن نقل قولی از یک فیزیکدان گمنام آمده بود، اما قانون مورفی تا زمانی که داستانی به وسیله «لی کوری» در فوریه 1955 در نشریه «داستان علمی حیرت‌انگیز» چاپ شد جا نیفتاد. در این نشریه به این قانون اشاره شده بود، قانونی که طبق آن، در موقعیت‌هایی که در هر مورد علمی  مهندسی پیش می‌آید، هر چه بتواند به صورت خطا پیش برود، می‌رود (یعنی در اصل گاهی کاری از دست کسی برنمی‌آید).‌ از قول رئیس کمیسیون انرژی اتمی یعنی لوئیس استراتوس هم این عبارت نقل شده و او تازه ابراز علاقه کرده که این ضرب‌المثل به نام او در تاریخ ثبت شود و به عنوان «قانون استراتوس» شناخته شود.

در کتاب تاریخ قانون مورفی نویسنده «نیک اسپارک» به جزئیات متعددی اشاره می‌کند تا ثابت کند که اولین بار قانون مورفی از زبان چه کسی بیرون آمد. در کتاب تحقیقاتی که در 4 بخش در سال 2003 منتشر شد هم به این مساله اشاره می‌شود که «چرا
هر چه شما درباره قانون مورفی می‌دانید غلط است». «نیک اسپارک» می‌گوید: وقتی فکر ایجاد واگن موشکی در اواخر دهه 40 به وجود آمد، آزمایش‌های متعددی نیز برای چگونگی عملی شدن آن اجرا شد و در جریان یکی از همین آزمایش‌ها این جمله را سرگرد ادوارد مورفی بر زبان آورد.

از سال 1947 تا 1949 پروژه‌ای به نام 981 MX در منطقه مورک که بعدا به عنوان پایگاه نیروی هوایی ادوارد شناخته شد، برای آزمایش تحمل نیروی گرانش انسان هنگام کاهش سریع سرعت انجام شد. این آزمایش روی یک واگن که موشکی برای سرعت گرفتن و چندین ترمز هیدرولیک برای ایستادن روی آن سوار شده بود، انجام می‌شد.
مورفی هم همراه گروه استپ روی این پروژه کار می‌کرد و مدتی به عنوان مهندس توسعه در فنون اندازه‌گیری با دکتر و سرهنگ جان پاول استپ دوست و همسایه سابقش همکار بود.

ابتدا برای انجام آزمایش آدمک‌هایی را که برای بررسی تصادف از آنها استفاده می‌شود، به صندلی واگن می‌بستند. در حین این آزمایش‌ها در مورد میزان دقت ابزار استفاده‌شده برای اندازه‌گیری نیروی وارد شده سوال‌هایی مطرح شد.

در این زمان مورفی استفاده از کشش‌سنج الکترونیکی را که به جایگاه بسته می‌شد، پیشنهاد کرد. مورفی به این نوع تحقیق علاقه‌مند بود و قبلا تحقیق مشابهی برای اندازه‌گیری نیروهای دستگاه‌های سانتریفوژ پرسرعت انجام داده بود. دستیار مورفی اتصالات جایگاه را انجام داد و آزمایش با یک شامپانزه انجام شد، اما حسگرهای بسته شده فقط درجه صفر را نشان ‌داد و معلوم شد که دستیار مورفی، حسگرها را اشتباه وصل کرده بود. در این زمان بود که مورفی این جمله را بر زبان آورد و با این که پیشنهاد شد که آزمایش دوباره با اتصالات صحیح انجام شود، از گروه خارج شد.

 بحث و نظرها درباره قانون مورفی همچنان ادامه دارد و متفکری به نام ژوا معتقد است قانون مورفی فقط در سیستم مورفی پاسخ می‌دهد. به بیان بسیار ساده اگر شما چیزی درباره قانون مورفی ندانید، به آن فکر هم نمی‌کنید و در پی استدلال همه چیز
بر مبنای این قانون نیستید. اما حالا دیگر شما همه چیز را درباره قانون مورفی می‌دانید و بنابراین بهتر است به مصداق‌های مختلف آن در زندگی روزمره هم نگاهی بیندازید و بیش از هر چیز به تعابیر مختلفی که از این قانون شده فکر کنید و ببینید که منفی‌گرایی تا کجا در ذات انسان ریشه دارد.

قانون اولیه: اگر چیزی بتواند اشتباه پیش برود، می‌رود.

تعابیر مختلف قانون مورفی‌

هیچ چیزی به آن آسانی که به نظر می‌رسد، نیست.

هر چیزی بیش از آن حدی که تصور می‌شود طول خواهد کشید.

اگر احتمال خراب شدن چندین چیز وجود داشته باشد، همانی خراب می‌شود که بیشترین خسارت را بزند.
و نتیجه این که:

اگر بدترین زمان خراب شدن‌ برای چیزی وجود داشته باشد، همان زمان است که خراب می‌شود.

 قوانین جاذبه مورفی‌

 شیء در حال سقوط همیشه جایی فرود می‌آید که بیشترین ضربه را بزند.

 جسم نشکن همیشه روی سطحی می‌افتد که آنقدر سخت باشد که بتواند جسم را بشکند یا ترکی در آن ایجاد کند.

 اشیای قیمتی اگر سقوط کنند به مکان‌های غیرقابل دسترس مثل کانال آب یا دستگاه زباله خردکن (آن هم در حالی که روشن است) می‌افتند.

 قوانین اتوبوسی مورفی‌

 اگر تو دیرت شده اتوبوس هم دیر می‌آید.

 اگر بلیت نداشته باشی پول خرد هم نداری، وقتی پول خرد داری که بلیت هم داری.

 هر چه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی، احتمال این که درست راهنمایی‌ات کند، کمتر خواهد شد.

 مدت زیادی منتظر اتوبوس می‌مانی و خبری نیست. پس سیگاری روشن می‌کنی. به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می‌رسد. (به عبارت ساده اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می‌رسد)‌.

 اگر برای زودتر رسیدن اتوبوس سیگار را روشن کنی، اتوبوس دیرتر می‌آید.

 قوانین مادرانه مورفی‌

 داستان همیشه دو رو دارد، رویی که واقعا اتفاق افتاده و شیوه‌ای که مادر به خاطر دارد.

 هیچ وقت به مادرتان نگویید کاری برای انجام دادن ندارید. او همیشه برایتان کاری پیدا خواهد کرد.

 موفقیت‌ها به وسیله مادرتان حاصل شده‌اند، شکست‌ها تقصیر خودتان است  هر چقدر مادر بیشتر بردن چتر را به شما توصیه کرده باشد، احتمال بارش بیشتر است.

 هر چقدر بیشتر سعی کنید چیزی را از مادرتان پنهان کنید، او بیشتر به وب‌کم شبیه می‌شود.

 قوانین درسی مورفی‌

 دانش‌آموزان جدید از مدرسه‌هایی می‌آیند که در آنها هیچ چیز یاد نمی‌دهند.

  80 درصد امتحانات پایان ترم بر اساس کلاسی است که در آن غایب بوده‌ای.

 وقتی قبل از امتحانات نکات را مرور می‌کنی مهم‌ترین‌شان ناخوانا‌ترین‌شان است.

قوانین گرافیکی مورفی‌

 اگر سه طرح را به مشتری‌ات نشان بدهی طرحی را انتخاب می‌کند که انتخاب آخر توست.

 اگر دو طرح را نشان بدهی خواهان طرح سوم است. اگر طرح سومی ارائه کنی یکی از دو طرح اول را انتخاب می‌کند.

 دیسک مشتری در سیستم تو خوانده نمی‌شود.

 اگر برای خواندن آن، نرم‌افزار پیچیده‌ای روی سیستم‌ات نصب کنی، آخرین باری خواهد بود که چنین دیسکی به دستت می‌رسد.

قوانین خیاطی مورفی 

وقتی که 6 دکمه احتیاج دارید، حداکثر 5 دکمه در قوطی دکمه‌ها پیدا خواهید کرد.

وقتی عجله دارید، سوراخ سوزن بیش از اندازه کوچک است.

معمولا پارچه‌ای را که فراموش می‌کنید قبل از دوختن بشویید تا آب برود، همانی است که خیلی آب می‌رود.

قوانین زندگی مورفی‌

 اگر در توده یا کپه‌ای به دنبال چیزی بگردی، چیز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.

 روزی که چترت را فراموش کنی، باران می‌بارد.

 هیچ کاری آن طور که به نظر می‌رسد، ساده نیست.

 وقتی در ترافیک گیر کرده‌ای، ردیفی که تو در آن هستی دیرتر راه می‌افتد.

 هر کاری بیش از آنچه فکرش را می‌کنی یا دو برابر آنچه باید، وقت می‌برد، مگر این که آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت 3 برابر وقت می‌گیرد.

 هر چیزی که بتواند خراب شود، خراب می‌شود آن هم در بدترین زمان ممکن.

 اگر چیزها را به کار خود رها کنی، از بد به بدتر پیش خواهند رفت.

 اگر جایی توقف کنی، آدرسی از کسی بپرسی و آنها بگویند ممکن نیست پیدایش کنی مطمئن باش هرگز پیدایش نخواهی کرد.

 اگر چیزی را مقاوم در برابر حماقت احمق‌ها بسازی، احمق باهوش‌تری پیدا می‌شود و کارت را خراب می‌کند.

 در صورتی که شانس انجام درست یک کار 50  50 باشد، احتمال غلط انجام دادن آن 90 درصد است.

 وسایل نقلیه اعم از اتوبوس، قطار، هواپیما و... همیشه دیرتر از موعد حرکت می‌کنند، مگر آن که شما دیر برسید؛ در این صورت درست سر وقت رفته‌اند.

 اگر به نظر می‌رسد همه چیزها خوب پیش می‌روند، حتما چیزی را از قلم انداخته‌ای.

رویا دیانت‌
منبع: wikipedia


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها