حتی ممکن است چنین افرادی مدتی در یک رابطه باشند و پس از برخورد به یک مشکل به فکر ترک رابطه هم بیفتند که این مورد در جریان زندگی بسیار خطرناک است.
برخی از جوانان با وجود اینکه از نظر جسمی، تحصیلی و حتی اقتصادی شرایط ازدواج دارند از نظر درونی تمایلی به این کار ندارند. زیرا آنها اعتقاد چندانی به زندگی مشترک ندارند. در چنین مواردی اگر با آنها صحبت شود خواهند گفت که من به تنهایی نیز میتوانم به خوبی زندگی کنم و نیازی به داشتن شریک زندگی نمیبینم. اینها افرادی هستند که به زندگی مداوم در کنار فردی دیگر اعتقاد ندارند.
عموما وقتی جوانی تمایل به ازدواج دارد اما کارهای نیمه تمام تحصیلی مانند پروژهها ، جاافتادن در یک شغل خاص و موارد دیگر را بهانه میکند یعنی هنوز در ذهنش کارهای نیمه تمام دیگری دارد که میخواهد در ابتدا به آنها بپردازد.
برخی افراد به کارهای دیگر مانند طی کردن مدارج عالی و یا پرداختن به برخی از رشتههای ورزشی
به قدری علاقه دارند که به گفته اطرافیان تمام اولویت زندگیشان تلقی میشود. چنین گروهی هنوز آمادگی لازم برای ازدواج را ندارند زیرا اولویت اول زندگیشان تحصیل ، کار یا ورزش است و نمیتوانند آن را با مواردی نظیر همسر و یا زندگی مشترک جایگزین نمایند.
اگر جوانی هنوز به استقلال روحی ، فکری و شخصیتی نرسیده باشد که بتواند خودش با
در نظر گرفتن جوانب امر تصمیمی بگیرد و بر آن بایستد و حتی در صورت بروز مشکل مسوولیت حل و یا کنار آمدن با آن را به عهده بگیرد اصلا برای ازدواج شایسته نیست.
اگر قرار باشد با انتخاب یک مورد در زندگی چنان تاثیر پذیر باشد که با نظر دیگران از تصمیم قبلی خود صرفنظر کند نه تنها خودش هرگز در زندگی راضی نخواهد بود بلکه شریک زندگیاش نیز در کنار او احساس امنیت نخواهد کرد.
منبع: msn