دولت رواندا هفته گذشته گزارشی 500 صفحهای از اسناد مشارکت فرانسه را در قتل عام سال 1994 این کشور منتشر کرد. این اقدام تغییری قابل توجه در دنیای گزارش دهی بشدت سیاسی شده در زمینههای حقوق بشر است. معمولا چنین گزارشهایی را دولتهای غربی یا سازمانهای حقوق بشر مستقر در غر ب برای محکوم کردن کشورهای ضعیف که نظامهای سیاسی یا اجتماعی آنها با معیارهای غرب سازگار نیست، تهیه و منتشر میکنند. حالا یک کشور آفریقایی این قاعده را بر هم زده است.
همه کسانی که مثل من درباره قتل عام 800 هزار نفری رواندا تحقیق کردهاند، از حمایت دولت فرانسه از این کشتار عظیم و بیرحمانه متحیر خواهند شد. براساس گزارش جدید، فرانسه به قدری مشتاق دفاع از یک رژیم دست نشانده خود در برابر شورشیان انگلیسی زبان بود که از آن رژیم حمایت سیاسی، نظامی، دیپلماتیک و تدارکاتی به عمل آورد و در جریان قتل عام به طور مستقیم به آن کمک کرد.
گزارش دولت رواندا از 33 سیاستمدار و نظامی فرانسه، از جمله فرانسوا میتران رئیس جمهوری وقت و دیگر شخصیتهای مشهور دولت فرانسه مثل آلن ژوپه وزیر خارجه و دومینیک دوویلپن نخست وزیر وقت فرانسه نام میبرد که در جنایت فوق سهیم بودند.
این گزارش که براساس اظهارات بیش از 150 شاهد به وسیله هیاتی از طرف دولت رواندا تهیه شده، نه فقط شرحی ویرانگر از مشارکت مشتاقانه فرانسه در قتل عامل فوق است بلکه نمونهای مستند از ملتی قربانی شده در تاریخ معاصر است که با مدارک معتبر، غرب را که همواره کوشیده چهرهای پاک و دوست داشتنی از خود ارائه دهد، متهم میکند.
فرانسه رژیم جنایتکار رواندا را مسلح کرد، و هنگامی که کشتار شروع میشد نظامیان خود را برای حمایت از آن فرستاد و بعضی از خون آشامترین عاملان این جنایت را پس از این که شورشیان آنان را از اریکه قدرت به زیر کشیدند، به عنوان «آواره و پناهنده» پذیرفت دولت فرانسه بعدها به عاملان جنایت کمک کرد در کنگو تجدید سازمان کنند جنایتکارانی که دست به عملیاتی وحشیانه از مرز کنگو زدند تاپس از بازیافتن قدرت بتوانند اعمال جنایتکارانه خود را کامل کنند.
حتی در همان روزهایی که این جنایت در حال اجرا بود، گزارشهای مربوط به حمایت فرانسه از جنایتکاران در مطبوعات فرانسه انتشار یافت وبعضی از سربازان فرانسوی که به تصور حمایت از قربانیان به رواندا آمده بودند، پس از پی بردن به این که مامور حمایت از قاتلان هستند، ماجرا را با روزنامهنگاران فرانسوی در میان گذاشتند.
اعتراف شرافتمندانه!
ژاک شیراک رئیس جمهوری فرانسه در سال 1995 اعترافی شرافتمندانه درباره جرم ملت خود به عمل آورد. وی گفت: «فرانسه ... ا فراد تحت حمایت خود را به دشمنان آنان تحویل داد. این ساعات سیاه برای همیشه تاریخ ما را لکهدار کرده و اهانت به گذشته و سنتهای ماست».
متاسفانه این سخنان شیراک درباره رواندا نبود بلکه او درباره تحویل دادن یهودیان فرانسه به تشکیلات جنایتکار آلمان نازی در طول جنگ جهانی دوم سخن میگفت. سخنان او نشان میدهد در مورد بعضی از کشورها حداقل نیم قرن طول میکشد تا بتوانند برای اعمال زشت خود عذرخواهی کنند.
سازمان پزشکان بدون مرز در سال 1998 اعلام کرد: «تعجبآور است که دولت فرانسه سکوت سنتی خود را درباره نقش شرمآور خود در قتل عام رواندا شکست.»
اما ژوپه وزیر خارجه فرانسه بیشرمانه پاسخ داد که هیچکس نمیتواند درباره «نیات خوب مداخله بشر دوستانه ما در آن دوره» تردید کند و دولت فرانسه «با تحقیق درباره اقدامی که باید به آن افتخار کنیم،» موافقت نخواهد کرد.
پارلمان فرانسه سرانجام گروهی برای تحقیق در این زمینه تشکیل داد اما همچنان که پیشبینی میشد، دولت فرانسه را از همه اتهامات مبرا شناخت.
فرانسه هرگز پل کاگامه رئیس جمهوری رواندا را برای سرنگون کردن رژیم دست نشانده پاریس دراین کشور و خارج کردن رواندا از جرگه کشورهای طرفدار فرانسه، نبخشیده است. یک قاضی فرانسوی در سال 2006 کاگامه را به کشتن رئیس جمهوری قبلی متهم کرد. رواندا با قطع روابط دیپلماتیک خود با فرانسه نسبت به این اتهام واکنش نشان داد. گزارش اخیر رواندا بخش دیگری از این نبرد تلخ دیپلماتیک در دنیا است.
یک سخنگوی وزارت خارجه فرانسه گزارش رواندا را به عنوان گزارشی غیرقابل قبول، رد کرد. اما این کار اشتباه است.زیرا این گزارش میتواند فرصتی برای رهبران فرانسه باشد تا درباره تاریخ کشور خود به گونهای بیاندیشند که ملتهای غربی به ندرت انجام میدهندو شاید حتی بتوانند ارتباط خود را با الگوی قدیمی و دیرپای انکار و حاشای واقعیات ،که قسمت اعظم تاریخ معاصر را شکل داده، قطع کنند.
فرانسه، مانند همه کشورها براساس افسانههای ملی ساخته شده است. اگر فرانسه بتواند به اعمال پلید خود در آفریقا اعتراف کند شاید کشورهای دیگر بتوانند با پذیرش گناهان گذشته خود از آن پیروی کنند.
این کاراعترافی خواهد بود به این که مردمی که، به گفته جوزف کنراد (نویسنده لهستانی) «چهرهای متفاوت از ما دارند یا بینیهایشان بزرگتر از بینیهای ما است» تنها مقصران جنایات بزرگ قرن بیستم نیستند.
مترجم: علی کسمایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم